یادداشت| آغاز بادهای 120 روزه و تراژدی مدیریت آب در سیستان!

خبرگزاری تسنیم ـ دکتر مجتبی جهان تیغ، پزشک و فعال فرهنگی و اجتماعی| تقویم‌ها در حالی به استقبال «روز جهانی آسم» می‌روند که در گوشه‌ای از این سرزمین، مفهوم «نفس کشیدن» به یک دغدغه روزمره و دردناک تبدیل شده است. تقارن روز جهانی آسم با آغاز وزش بادهای معروف 120 روزه سیستان و شروع طوفان‌های سهمگین ریزگرد در شمال این استان، تنها یک تصادف تقویمی نیست، بلکه روایتی تلخ از پیوند سلامت انسان با مدیریت است.

آسم رهاورد سومدیریت

آسم یک بیماری مزمن التهابی مجاری هوایی است که اگرچه زمینه‌های ژنتیکی دارد، اما محرک‌های محیطی نظیر گرد و غبار، ذرات معلق و آلاینده‌ها نقش اصلی را در بروز و تشدید حملات آن ایفا می‌کنند. عوارض این بیماری تنها به تنگی نفس و سرفه‌های شبانه ختم نمی‌شود؛ کاهش شدید کیفیت زندگی، افت تحصیلی کودکان، ناتوانی در انجام کار و در موارد حاد، مرگ ناشی از خفگی از تبعات آن است.

در کنار عوارض جسمی، هزینه‌های اقتصادی آسم سرسام‌آور است. تحمیل بار مالی سنگین بر سیستم بهداشت و درمان(به هزینه هنگفت ساخت بیمارستان‌ها در سیستان و احداث بیمارستان‌ها و بخش‌های تخصصی تنفسی و چشم پزشکی و عفونی و ... و هزینه تربیت و استخدام نیروهای انسانی به ویژه پزشکان متخصص توجه کنیم که چه حجمی از منابعی مالی دولت و مردم که می‌توانست در خدمت کیفیت زندگی و اقتصاد و معیشت مردم منطقه قرار بگیرد را می‌بلعد)، هزینه‌های مداوم تامین دارو(اسپری‌های تنفسی که غالباً گران‌ قیمت هستند)، بستری‌های مکرر در اورژانس و کاهش بهره‌وری نیروی کار، اقتصاد خانواده‌های درگیر(به‌ویژه در مناطق کم‌برخورداری چون سیستان) را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد.

بادهای 120 روزه و موسم سرآغاز معضل ریزگرد از بستر خشکیده هامون

بادهای 120 روزه سیستان که از اواخر اردیبهشت‌ماه آغاز شده و تا اواخر تابستان ادامه دارند، از نظر اقلیمی ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی دارند. سرعت بالا و تداوم وزش، از مشخصات بارز این بادهاست. در گذشته‌های نه چندان دور که تالاب بین‌المللی هامون پرآب بود، این بادها با عبور از روی سطح آب، نقش یک «کولر آبی طبیعی» را ایفا کرده و هوای مطبوعی را برای منطقه به ارمغان می‌آوردند.

اما امروز، با خشکسالی ممتد و خشکی بستر هامون، این نعمت طبیعی به یک کابوس بدل شده است. بادها با عبور از بستر خشک تالاب، هزاران تن خاک و ماسه بادی را به حرکت درآورده و طوفان‌های شدید ریزگرد را در شمال استان رقم می‌زنند. شدت و مدت این طوفان‌ها به حدی است که گاه روزها شعاع دید را به کمتر از چند متر می‌رساند، روستاها را در زیر خروارها ماسه مدفون می‌کند و غلظت ذرات معلق را به ده‌ها برابر حد مجاز جهانی می‌رساند.

ورود آب و تراژدی عدم مدیریت در حوضه هامون

آنچه این تراژدی را دردناک‌تر می‌کند، اتفاقات اخیر و تلاقی این طوفان‌ها با ورود موقت آب به منطقه سیستان است. منطق حکم می‌کند که با ورود آب ، این آب با مدیریت صحیح به سمت «کانون‌های اصلی و بحرانی تولید ریزگرد» در بستر تالاب هامون هدایت شود تا با مرطوب‌سازی خاک، از برخاستن گرد و غبار جلوگیری شود.

اما شواهد و تجربیات نشان از یک سوءمدیریت دارد. آب ورودی به جای هدایت به سمت کانون‌های گرد و غبار، در مسیرهای نادرست رها شده یا در حوضچه‌هایی نظیر «حوضچه‌های تبخیر ادیمی» معروف به گوره ادیمی تله‌اندازی می‌شود. این حوضچه‌ها که به دلیل عمق کم و وسعت زیاد، بالاترین میزان تبخیر را در گرمای سوزان سیستان دارند، عملاً آب را می‌بلعند، بدون آنکه تاثیر مثبتی در مهار ریزگردها داشته باشند.

عدم آبگیری کانون‌های بحرانی ریزگرد در بستر هامون و حبس آب در گودال‌ها و حوضچه‌های تبخیری، باعث می‌شود که حتی در سال‌هایی که آب به سیستان می‌رسد، مردم همچنان خاک تنفس کنند. باید ادارات مربوطه به صورت شفاف در رابطه نحوه مدیریت آب در بستر هامون توضیح دهند و برنامه خود برای مهار ریزگرد توسط این آب موقت به عنوان یک فرصت و منبع و یا هر برنامه با یا بدون آب دیگری برای مهار ریزگرد توضیح و گزارش منظم دهند.

ریزگرد الویت چالش اصلی اکنون و آینده منطقه سیستان و شمال استان است و باید تمرکز مدیریتی ویژه‌ای داشته باشد که تاکنون شواهد چنین تمرکز و توجه ای دیده نمی‌شود و لازم است شخص استاندار نسبت به این مهم توجه و ورود ویژه‌ای داشته باشند.

تلاقی روز جهانی آسم با طوفان‌های گرد و غبار سیستان، یک هشدار جدی است. تا زمانی که مدیریت آب در سیستان از نگاه‌های سطحی فراتر نرود و رویکرد «توزیع اکولوژیک آب» با هدف مهار کانون‌های ریزگرد جایگزین تله‌اندازی آب و ساخت منظره‌ ها نوستالژیک و فریبنده در حوضچه‌های تبخیری نشود، ریه‌های مردم سیستان تاوان این سوءمدیریت را پس خواهند داد.

مهار هزینه‌های گزاف درمانی و بازگرداندن حق نفس کشیدن به مردم این خطه، نیازمند هدایت هوشمندانه و علمی همان اندک آب ورودی به شریان‌های خشکیده کانون‌های بحرانی هامون است.

انتهای پیام/