از اشتباه محاسباتی تا تله هرمز
- اخبار استانها
- اخبار فارس
- 21 ارديبهشت 1405 - 09:05
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مهدی شهسواری، تحلیلگر سیاسی - اقتصادی طی یادداشتی اختصاصی با عنوان "از اشتباه محاسباتی در شروع جنگ تا گرفتاری در تله هرمز/ چرا آمریکا در جنگ با ایران بهدنبال «دستاوردسازی» افتاده است؟ " که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:
جنگ آمریکا علیه ایران با دو اشتباه محاسباتی بزرگ در برآورد توان بازدارندگی نظامی و شناخت مردم آغاز شد؛ تصوری که گمان میکرد ایرانِ تحت فشار اقتصادی، توان تحمل یک شوک ترکیبی نظامی ـ امنیتی را ندارد و با چند ضربه سنگین اطلاعاتی و ترور فرماندهان، نخبگان و رهبری، ساختار تصمیمگیری کشور دچار فروپاشی خواهد شد.
هدف اولیه نیز روشن بود؛ تغییر موازنه قدرت در داخل ایران، حذف قدرت موشکی، برچیدن برنامه هستهای، ایجاد آشوب داخلی و در نهایت کشاندن کشور به نقطهای که بتوان نظم سیاسی جدیدی را به آن تحمیل کرد. اما آنچه در میدان رخ داد، دقیقاً خلاف برآورد اولیه واشنگتن بود.
آمریکا اگرچه توانست در فاز ابتدایی جنگ رهبری نظام، برخی فرماندهان و چهرههای مؤثر را هدف قرار دهد، اما نتوانست به هدف اصلی خود یعنی فروپاشی ساختار قدرت و از بین بردن توان بازدارندگی ایران برسد. نه برنامه موشکی از بین رفت، نه ساختار سیاسی فروپاشید، نه کشور تجزیه شد و نه برنامه هستهای متوقف شد.
همین ناکامی، آمریکا را وارد وضعیتی کرد که اکنون بیش از هر چیز شبیه یک «مخمصه راهبردی» است؛ وضعیتی که در آن نه امکان اعلام پیروزی وجود دارد و نه توان خروج کمهزینه از بحران.
نقطه مهمتر، اما اینجاست که ایران در میانه این جنگ، دکترین بقای خود را بازتعریف کرد. تهران به این جمعبندی رسید که جنگ آینده فقط در میدان نظامی تعیین نمیشود، بلکه اقتصاد و انرژی نیز بخشی از میدان نبرد هستند.
از همین رو، همانطور که موشک به ابزار بازدارندگی نظامی ایران تبدیل شد، تنگه هرمز نیز به ابزار بازدارندگی اقتصادی کشور تبدیل گردید.
در نگاه جدید ایران، هرمز فقط یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه گلوگاه کنترل اقتصاد جهانی و مهمترین اهرم برای شکستن محاصره اقتصادی چند دهه اخیر است.
ایران به این درک رسیده که بدون اثرگذاری بر شریان انرژی جهان، فشار اقتصادی آمریکا همواره میتواند معیشت مردم را هدف قرار دهد؛ بنابراین کنترل معادله هرمز، صرفاً یک موضوع امنیتی یا نظامی نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد بقا و ثبات اقتصادی کشور است.
به همین دلیل، برخلاف تصور اولیه واشنگتن، جنگ نهتنها باعث فروپاشی ایران نشد، بلکه برخی از گرههای تاریخی اقتصاد ایران را نیز وارد مرحله حل شدن کرد. امروز در افکار عمومی نیز این نگاه در حال شکلگیری است که اگر آمریکا طی چهار دهه از اقتصاد بهعنوان ابزار فشار علیه مردم ایران استفاده کرده، ایران نیز حق دارد از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای دفاع از اقتصاد و معیشت مردم بهره ببرد.
در این چارچوب، تنگه هرمز برای اقتصاد ایران همان جایگاهی را پیدا کرده که موشک برای امنیت نظامی دارد؛ یک الزام وجودی برای جلوگیری از خفهسازی اقتصادی کشور.
همین مسئله، آمریکا را با بحران جدیدی مواجه کرده است. واشنگتن پس از این حجم از آرایش نظامی، هزینه سیاسی و عملیات رسانهای، اکنون فاقد یک دستاورد روشن است و این فقدان دستاورد، به تدریج به یک بحران حیثیتی برای آمریکا تبدیل میشود.
به همین علت، به نظر میرسد واشنگتن وارد مرحله «دستاوردسازی» شده است؛ یعنی تلاش برای خلق یک پیروزی جایگزین، حتی اگر آن پیروزی ارتباط مستقیمی با اهداف اولیه جنگ نداشته باشد.
در همین چارچوب میتوان طرح مبهم «آزادی پلاس» را تحلیل کرد؛ طرحی که ترامپ بدون ارائه جزئیات از آن سخن گفته و به نظر میرسد ترکیبی از فشار امنیتی، عملیات اطلاعاتی، خرابکاری، محاصره دریایی، جنگ روانی و تشدید فشار اقتصادی باشد.
تمدید مذاکرات نیز در این معادله قابل فهم است. در جنگهای مدرن، مذاکره فقط ابزار دیپلماسی نیست؛ بلکه میتواند ابزاری برای خرید زمان، جمعآوری اطلاعات و طراحی عملیاتهای بعدی حتی ترور مجدد باشد.
از سوی دیگر، تلاش برای دستیابی به اورانیوم غنیشده ایران، تهدید به نابودی زیرساختها، نمایش قدرت نظامی در منطقه و ادبیات تندی مانند «بازگرداندن ایران به عصر حجر»، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، نشانه نیاز آمریکا به ساختن یک تصویر پیروزمندانه از جنگی است که هنوز نتوانسته نتیجه مطلوب خود را از آن بگیرد.
اکنون مسئله اصلی واشنگتن دیگر «پیروزی کامل» نیست؛ بلکه مدیریت میزان شکست و جلوگیری از فرسایش بیشتر اعتبار جهانی آمریکاست.
به همین دلیل، آنچه امروز در منطقه جریان دارد را نباید صرفاً یک درگیری نظامی دانست. این، نبرد بر سر کنترل اقتصاد، انرژی، مسیرهای حیاتی تجارت و آینده نظم منطقهای غرب آسیاست؛ نبردی که با اشتباه محاسباتی آمریکا آغاز شد، اما ممکن است با تغییر موازنه اقتصادی و ژئوپلیتیکی به سود ایران ادامه پیدا کند.
انتهای پیام/424