بنده گنهکاری که استغفار نکند از ایمان سهمی ندارد
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 21 ارديبهشت 1405 - 11:14
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، خداوند در آیه شریفه «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ» (آل عمران، 135) در ادامه برشمردن صفات پرهیزکاران برای آنان دو صفت دیگر یاد میکند که عبارتند از: 1. یاد خداوند و استغفار پس از انجام گناهان؛ 2. عدم اصرار بر انجام گناهان.
بر اساس روایتی که شیخ صدوق در کتاب امالی خود ذکر کرده است، این آیه درباره جوانی با نام «بهلول نباش» نازل شد که شغل او نبش قبور و سرقت کفن مردگان بود و در یکی از این موارد جرم، بدن دختر مسیحی را مورد تعرض قرار داد و پس از آن که دریافت که چه گناهی بس بزرگی مرتکب شده است، نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و ابراز پشیمانی کرد. آن حضرت او را از نزد خود راند و آن جوان چهل شبانه روز در کوههای اطراف مدینه به گریه و زاری پرداخت تا آنکه خداوند با نزول این آیات اعلام کرد که توبه او را پذیرفته است.(الامالی، ص 97 – 100)
از این آیه شریفه سه نکته قابل استفاده است:
نکته اول؛ از فراز «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» سه نکته قابل استفاده اســت:
یک؛ مفسران در تحلیل آن که چرا خداوند گناه فحشا را از ظلم به نفس جدا ذکر کرده است، دیدگاههای مختلفی ارائه کردهاند: «اختلفوا فی الفاحشة و ظلم النفس، فقیل الفاحشة الزنا. و ظلم النفس: سائر المعاصی، عن السدی و جابر. وقیل : الفاحش: الکبائر، و ظلم النفس: الصغائر، عن القاضی عبد الجبار ابن أحمد الهمدانی. و قیل: الفاحشة: اسم لکل معصیة ظاهرة و باطنة، الا أنها لا تکاد تقع الا على الکبیرة ، عن علی بن عیسى. و قیل: فعلوا فاحشة فعلا، أو ظلموا أنفسهم قولا»(مجمع البیان، ج 2، ص 294)
دو؛ باید دانست که واژه «فَاحِشَةً» از ریشه «فحشا» به معنای کار زشت است. از بیشترین کارکرد این واژه در قرآن میتوان فهمید که مقصود از آن گناهان جنسی است. روایتی که شیخ صدوق ذیل این آیه شریفه درباره بهلول نباش نقل کرده این تفسیر را تایید میکند. از این جهت مقصود از فحشا گناهان جنسی و مقصود از ستم به خود سایر گناهان است و با توجه به زشتی مشهود گناهان جنسی، خداوند آنها را جداگانه ذکر کرده است.
سه؛ خداوند در آیه قبل از اخلاق اجتماعی پرهیزکاران؛ یعنی از انفاق و حلم آنان ستایش و در این آیه اذعان کرد که ممکن است در رفتار آنان انواع گناهان جنسی و غیرجنسی راه یابد، اما تفاوت آنان با دیگران است که از گناهان خود استغفار میکنند و بر انجام آن اصرار نمیورزند.
قرآن کریم در جایی دیگر اذعان کرده است که برخی از بندگان مومن خداوند در کنار اعمال صالح، گاه مرتکب گناه میشوند؛ یعنی رشد اخلاقی و معنوی آنان چنان نیست که مانع راهیافت هر گونه گناه و لغزش در کارنامه عمل آنان باشد. «وَآَخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآَخَرَ سَیِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (توبه،102) در روایات اهل بیت(ع) نیز تایید شده است که مومن گاه مرتکب گناهانی بزرگ میشود با این حال در حال انجام گناه به صورت موقت ایمان از او سلب میشود.
نکته سوم؛ از فراز «ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ» سه نکته قابل استفاده است.
یک- مومن پرهیزکار با توجه به نگاه توحیدی و باور قلبی به حضور الهی و باور به احاطه علمی خداوند و برخورداری از ادب بندگی افزون بر انجام واجبات و وظایف بندگی، همواره به یاد خداوند است و در صورتی که میزان ایمان و تقوای او افزون باشد، در همان آغاز گناه به یاد خداوند میافتد و این یاد کرد مانع از ارتکاب گناه میشود، «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ» (اعراف، 201) چنان که یوسف پیامبر(ع) در پی همین یاد خداوند از درغلتیدن در گناه جنسی در امان ماند.
با این حال درجات باور توحیدی و تقوای باطنی و رفتاری همه مومنان پرهیزکار چنان نیست که هیچ گناه و لغزشی در کارنامه عمل آنان ثبت نشود. از این جهت خداوند با نگاه واقع بینانه اعلام میکند که برخی از بندگانِ مومن و پرهبزکار او گاه مرتکب گناه میشوند، اما تفاوت اساسی آنان با دیگران آن است که بلافاصله به یاد خداوند میافتند، زیرا آنان در شمار کسانی نیستند که خدا را فراموش کرده باشند. باری آنان در حین ارتکاب گناه دچار خدا فراموشی میشوند و غفلت آنان را در ورطه گناه میاندازد، اما بلافاصله به یاد خداوند میافتند و طلب استغفار میکنند.
دو- از این که خداوند پس از یادکرد ارتکاب گناه توسط پرهیزکاران از یاد خداوند نام میبرد و پس از آن از استغفار یاد میکند، میتوان دریافت که یاد خداوند بزرگترین مانع انجام گناهان است؛ چنان که قرآن بارها تاکید میکند که از برنامههای مستمر و موکد شیطان آن است تا آدمیان را از یاد خداوند غافل سازد تا آنان در ورطه گناهان بزرگ در غتلند. نیز بر همین اساس در برخی از روایات از یاد خداوند به عنوان یکی از سرور اعمال یاد شده است.
سه- وقتی انسان مومن مرتکب گناه میشود دو واکنش باید از او سر زند، نخست آن که به یاد خداوند بیافتد و دریابد که در محضر الهی از ادب بندگی خارج شده است. دوم بدون وقفه استغفار کند. طلب استغفار بدان معناست که ارتکاب گناه را میپذیرد و در صدد توجیه آن برنمیآید و دیگر آن که پیشتر از هر کس دیگر بر خود لازم میبیند تا از خداوند طلب استغفار کند؛ یعنی از او بخواهد تا گناه او را ببخشد و بپوشاند. وقتی خداوند این رفتارها را از جمله نشانههای پرهیزکاری برمیشمارد، معنایش آن است که اگر کسی مرتکب گناه شود و در خود نشانهای از یاد خداوند و استغفار نبیند، بداند که از ایمان و پرهیزکاری سهمی ندارد.
یادداشت از: آیتالله علی نصیری، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/