روایت رحیم مخدومی از جریانسازیهای کلیدی رهبر شهید در ادبیات پایداری
- اخبار حوزه امام و رهبری
- 20 ارديبهشت 1405 - 11:10
خبرگزاری تسنیم – گروه امام و رهبری: یکی از برجستهترین وجوه و ابعاد شخصیتی رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (قدسسره) وجه فرهنگی شخصیت ایشان است. این وجه مهم که بخشی از آن در انس و الفت عمیق و پیوسته ایشان با کتاب و کتابخوانی تبلور پیدا میکند، واجد نقش خطیر و جریانسازی در ادبیات معاصر ایران بود. از سجایای بارز امام شهید انقلاب اسلامی (قدسسره) در این عرصه، نوشتن تقریظ بر کتابها بود. تقریظات خالص و مومنانه رهبر شهید بر آثار ادبی بهویژه کتابهای حوزه دفاع مقدس را باید به مثابه نقطه عطفی در تاریخ ادبیات پایداری دانست که ثمرات و برکات شاخص و گوناگونی را به همراه داشت. از جمله این ثمرات ارزشمند، میتوان به احیای سنت فراموششده تقریظ در ایران اشاره کرد که از یکسو به رشد فرهنگ ایمان، معرفت، مقاومت، جهاد و مطالعه در جامعه منجر شد و از دیگر سو گامی موثر و بیبدیل در ارج نهادن به تلاش نویسندگان، ناشران و ترغیب و انگیزهبخشی به آنها برای استمرار مسیر بود.
برای واکاوی نقش خطیر و جریانساز رهبر شهید انقلاب اسلامی در حوزه ادبیات پایداری و امعان برخی ابعاد و ثمرات احیای سنت حسنه تقریظنویسی توسط ایشان، به سراغ رحیم مخدومی، از نویسندگان پیشرو در ادبیات پایداری و نگارنده کتابهای مختلفی چون: «جنگ پابرهنه»، «نرگس»، «مالک خیبر»، «پروانههای عرصه خبر»، «آقای ایرانشهر» و... رفتیم و با او در این زمینه همکلام شدیم.
در ادامه مشروح این گفتوگو را از نظر میگذرانید:
تسنیم: یکی از سجایای فرهنگی ارزشمند امام شهید انقلاب اسلامی، نوشتن تقریظ بر آثار ادبی حوزه دفاع مقدس یا اصطلاحا ادبیات پایداری بود. از نگاه شما مهمترین اثرات و ثمرات انتشار تقریظهای حضرت آیتالله العظمی خامنهای (قدسسره) بر کتابها چه بود؟
تا پیش از انتشار تقریظهای رهبر شهید، سنت تقریظنویسی هرگز تا این اندازه مهم، اثرگذار و جریانساز نبود
مخدومی: بسماللهالرحمنالرحیم. ما باید به موضوع تقریظ در قالب فرهنگی نو که توسط رهبر شهید انقلاب اسلامی ابداع شد، نگاه کنیم. البته وقتی میگوییم ایشان آن را ابداع کردند، مقصود این نیست که پیش از رهبر شهیدمان کسی بر کتابها تقریظ نمینوشت؛ چرا، نوشته میشد اما هیچگاه تا این اندازه مهم، اثرگذار و جریانساز نشده بود. حال، اینکه چرا تقریظها تا این اندازه ارج و اهمیت پیدا کردند، دلایل مختلفی دارد. یکی از مهمترین دلایل، به شخصیت نگارنده تقریظ؛ یعنی رهبر شهید انقلاب اسلامی بازمیگردد. ما از هر زاویهای که به ایشان نگاه کنیم، با شخصیتی منحصربهفرد روبهرو میشویم. در حوزه ادبیات و مشخصا در مقوله تقریظنویسی هم ایشان منحصر به فردند. از این منظر، باید تقریظنویسی را یکی از اتفاقات مبارک دوران حکمرانی این رهبر عزیز دانست.
تاثیر عمیق تقریظهای رهبر شهید بر نویسندگان حوزه دفاع مقدس
وجه دیگر ناظر به جریانسازی تقریظهایی است که توسط ایشان نوشته شد. این تقریظنویسیها توانست در ابعاد مختلف جریانسازی کند. نخستین بعد، تأثیر عمیق بر نویسندگان بود. من از دورهای صحبت میکنم که هنوز مردم با تقریظنویسی آشنا نبودند و حتی مسئولان فرهنگی نیز نمیدانستند چگونه باید از این ظرفیت استفاده کنند و طرح و برنامهای برای بهرهگیری از این فرصت در ذهنشان شکل نگرفته بود. این ماجرا مربوط به اوایل دهه 70 است؛ زمانی که ادبیات دفاع مقدس تازه در حال شکلگیری بود. پیش از دهه 70 یعنی در دهه 60 که ما در دل جنگ قرار داشتیم، آثار دفاع مقدس بسیار محدود بودند و هنوز به یک جریان تبدیل نشده بودند. بدین معنا نه ناشر تخصصی دفاع مقدس وجود داشت و نه نهادها و دستگاهها بخش مجزایی را در این زمینه تعریف کرده بودند. صرفت یک بخش تبلیغات جبهه و جنگ را داشتیم که آن هم کارش تألیف کتاب نبود.
هیچکس مانند امام شهید به اهمیت ادبیات دفاع مقدس پی نبرد
از اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70، ادبیات دفاع مقدس بهعنوان یک جریان آغاز شد، اما جامعه هنوز آن را نپذیرفته بود؛ زیرا به اهمیتش پی نبرده بود. بدینمعنا نه ناشرها آن را قبول داشتند و نه مطبوعات؛ حتی در آن مقطع مطبوعات ما حاضر نبودند صفحهای را به ادبیات دفاع مقدس اختصاص دهند. در دوران دفاع مقدس، روزنامهها صفحات جبهه و جنگ داشتند، اما پس از پایان جنگ، احساس کردند که ادبیات جنگ هم تمام شده است؛ در حالی که ادبیات جنگ، تازه پس از جنگ آغاز میشود. با وجود این، حضرت آقا اهمیت این موضوع را بهخوبی درک کرده بودند؛ به همین خاطر یکی از مسئولیتهای خطیری که ایشان به زیبایی در آن ایفای نقش کردند، همین بود.
اقدامات جریانساز رهبر شهید انقلاب در حوزه ادبیات دفاع مقدس
امام شهید ما در حوزه ادبیات دفاع مقدس چند کار اساسی و جریانساز انجام دادند. نخست اینکه کتابها را خواندند. در پیام صریح ایشان به دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ـ که امروز با عنوان سوره مهر از آن یاد میکنیم ـ و در آن مقطع با حضور چهرههای جوانی چون مرتضی سرهنگی، هدایتالله بهبودی، علیرضا کمری، محمدحسین قدمی و... که پیشتر تجربه کار روزنامهنگاری را داشتند و پس از آن به عرصه ادبیات دفاع مقدس ورود کردند، پا گرفته بود، آمده است که من تمام کتابهایی را که شما چاپ میکنید، میخوانم. این اتفاق بسیار بزرگی بود. پس از آن، خبر دیگری رسید که ایشان علاوه بر اینکه کتابها را خواندهاند، بر برخی از آنها تقریظ هم نوشتهاند. خبر امیدبخش بعدی این بود که آقا میخواهند نویسندگان این کتابها را ببینند. توجه کنید این همه خبر امیدوارکننده در فاصله یک سال، چه امید و انگیزهای را در میان نویسندگان به وجود آورد. سالهای 71 و 72 نخستین جمع بچههای نویسنده دفاع مقدس به محضر آقا رفتند و ایشان به شکل ویژهای نویسندگان را تحویل میگیرند و همه را شگفتزده میکنند. بنده هم این توفیق را داشتم که برای کتاب «جنگ پابرهنه» در آن جلسه حضور داشته باشم و به محضر حضرت آقا شرفیاب شوم.
اشراف عجیب رهبر شهید انقلاب بر ادبیات دفاع مقدس نویسندگان را شگفتزده کرد
آنچه بنده را شگفتزده کرد، حافظه و اشراف عجیب حضرت آقا بر آثار نویسندگان بود. حدود 20 نفر در آن جلسه حضور داشتند. وقتی ایشان وارد شدند، آقای مرتضی سرهنگی نویسندگان را یک به یک معرفی میکردند و ایشان با هر نویسنده به طور مجزا سلام و احوالپرسی انجام میدادند. به موازات معرفی نویسندگان توسط آقای سرهنگی، ایشان فوراً نام کتاب آن نویسنده را به زبان میآوردند و حتی درباره محتوای کتاب هم نکاتی را بیان میکردند. حضور ذهن ایشان برای ما بسیار شگفتانگیز بود. تصور کنید ایشان دستکم 20 کتاب را خوانده بودند و با چنین دقت و حضور ذهنی درباره هر اثر صحبت میکردند و این برای بچهها بسیار جالب بود.
پس از پایان خوش و بش و احوالپرسی، جلسه به صورت رسمی آغاز شد و حضرت آقا رهنمودهایی را بیان فرمودند. ایشان در خلال سخنانشان، بارها به کتابها اشاره کردند و پیامهای مهمی از دل این نشست صادر شد؛ از جمله اینکه تیراژ کتابهای دفاع مقدس باید به 100 هزار نسخه برسد. چنین عددی حتی همین امروز هم شگفتآور است، چه رسد به اوایل دهه 70. همه با تعجب گفتند که آقا ما همین تعداد را هم نمیتوانیم بفروشیم و ایشان در پاسخ، یکی از رهنمودهایی که ارائه میدهند، این است: «شما چند صدهزار سرباز در پادگانها دارید و آنها باید این کتابها را بخوانند.»
حضرت آقا برای نویسندگان دفاع مقدس افقی همتراز با شاهکارهای ادبیات جهان ترسیم کردند
نکته جالب دیگر این بود که حضرت آقا در آن جلسه از آثار ماندگار و شاهکارهای جهانی در حوزه ادبیات جنگ سخن گفتند و اینگونه افقی بلند را پیشروی نویسندگان ترسیم کردند؛ اینکه حد و اندازه کارهای شما این است و آثارتان باید در تراز شاهکارهای جهانی باشد. ایشان در عین حال، به مسئولان نیز توصیه میکنند که این نویسندگان را مورد حمایت قرار دهند. ایشان در آن جلسه نکات بسیار جزئی و تخصصیتری را هم مطرح کردند؛ مثلاً میگفتند فلانی قلمش مناسب خاطرهنویسی است یا دیگری استعداد داستاننویسی را دارد.
رهبر شهید انقلاب برای نخستین بار به نویسندگان حقالتالیف دادند
اتفاق زیبا، ماندگار و بیتکرار دیگری هم در آن نشست رخ داد و کام دوستان را شیرین کرد، نمیدانم حکمتش چه بود. شاید این بود که بسیاری از این افراد اساساً قصد نداشتند نویسنده شوند و اگر هم قرار بود نویسنده شوند، لزوماً بنا نداشتند به صورت اختصاصی در حوزه ادبیات دفاع مقدس فعالیت کنند. از جمله خود بنده که صرفاً خاطرات شخصیام را نوشته بودم. ایشان در آن جلسه به نویسندگان فرمودند که من هدیهای برای شما در نظر گرفتهام. معمولاً هدایای ایشان جنبه معنوی داشت؛ مانند قرآن، چفیه یا در این اواخر انگشتر. اما خیلی عجیب و جالب بود که آن روز هدیه آقا وجه نقد بود و ایشان فرمودند که میخواهم این را بهعنوان حقالتألیف به شما بدهم. بچهها هم با شوخی و شکستهنفسی میگفتند که این حقالتخریب است؛ چرا که کارهای ما بیشتر ادبیات دفاع مقدس را تخریب کرده است. سپس به مسئولین اجرایی جلسه فرمودند که قرآن بیاورید که با امضای خودشان به نویسندهها اهدا کنند، اما دوستان گفتند که قرآنها تمام شده است. در نتیجه ما از این هدیه معنوی محروم ماندیم و حسرت دریافت قرآن امضاشده توسط امام شهید در دلهایمان ماند.
میخواهم بگویم مجموع این تشویقها و اتفاقات خوب، بچههای نویسنده را در فضای ادبیات دفاع مقدس ماندگار کرد. اینکه ایشان ابتدا پیام بدهند و بگویند من کتابهای شما را میخوانم، سپس نویسندگان را دعوت کنند و به صورت حضوری با آنها دیدار داشته باشند، بعد درباره تکتک آثارشان نظر دهند، سپس افق بلندی در حد شاهکارهای جهانی پیشرویشان ترسیم کنند و در عین حال، آنها را مورد تشویق قرار دهند و به هرکس حقالتالیف هدیه کنند. مجموع این رفتارها برای نویسندگان بسیار جذاب، اثرگذار بود و در خاطر آنها ماندگار شد.
مسئولین فرهنگی دیر متوجه شدند که چگونه باید از فرصت طلایی تقریظهای رهبر شهید بهره ببرند
بنابراین، جریان تقریظ از اینجا آغاز شد و بعد هم ادامه پیدا کرد. تا چند سال، ایده مشخصی به ذهن مسئولین نمیرسید که با این تقریظها چه مواجههای داشته باشند و چگونه از این فرصت بهرهبرداری کنند. تا همین اواخر که شاهد برخوردهای زیبا و باشکوهی از جنس برگزاری مراسم رونمایی از تقریظها با حضور گسترده مردم و مسئولان تراز اول فرهنگی در تالار وحدت بودیم. حیف که این قسم اتفاقات باشکوه و پرعظمت خیلی دیر رخ داد، ایکاش مسئولین از همان ابتدا چنین تدبیری به خرج میدادند و از این فرصت طلایی که حضرت آقا در اختیارشان قرار داده بود، بهره میبردند.
تقریظهای امام شهید آمار کتابخوانها را افزایش داد
یکی دیگر از تأثیرات مشهود تقریظنویسی ناظر به رشد مخاطبان و کتابخوانها بود. ناگهان کتابی که در یک چاپ متوقف مانده بود، با انتشار تقریظ مورد توجه قرار میگرفت و به اثری پرفروش تبدیل میشد. مثلا کتاب خوب، خواندنی و جذابی مثل «تنها گریه کن» مشمول این قاعده شد. در حالی که پیش از تقریظ حضرت آقا، کمتر کسی آن را میشناخت، پس از تقریظ، تیراژی شگفتانگیز پیدا کرد و بسیاری از مخاطبان با شور و اشتیاق آن را خواندند.
بنابراین میتوانیم بگوییم که تقریظهای امام شهید انقلاب اسلامی آمار کتابخوانها را به شدت افزایش داد و نقش مهمی در افزایش سرانه مطالعه، ایجاد امید در دل نویسندگان و نیز رونق اقتصادی ناشران داشت. بسیاری از مردم به واسطه تقریظهای حضرت آقا کتابخوان شدند، یا کتابخوانهای ما که قادر به یافتن کتابهای خوب نبودند، از این طریق توانستند کتابهای خوب و خواندنی را پیدا کنند. بنابراین تقریظهای امام شهید همچون چراغهایی بودند که روی آثار شاخص تابانده میشدند و به دیده شدن مضاعف آنها میانجامیدند.
تسنیم: شما جزو نویسندگانی هستید که آثارتان چندین و چندبار مشمول تقریظهای حکیمانه حضرت آیتالله العظمی خامنهای (قدسسره) شده است. کمی راجع به تجربه شخصیتان در باب تقریظهایی که امام شهید شهید انقلاب اسلامی بر آثارتان نوشتند، صحبت کنید. فکر میکنم آخرین کتاب شما که ایشان بر آن تقریظ نگاشتند، «آقای ایرانشهر» بود.
تقریظهای امام شهید جزو آمال و آرزوهای هر نویسندهای است
مخدومی: بله، درست است. در پاسخ به پرسش شما فکر میکنم خوب است به همین تجربه «آقای ایرانشهر» اشاره داشته باشم. قرار بر این شد که مراسم رونمایی از کتاب در ایرانشهر برگزار شود و ما به همراه دوستان نشر انقلاب اسلامی (ناشر کتاب) عازم این شهر شدیم. دوستان در آنجا اشاره کردند که حضرت آقا بر کتاب شما تقریظ نوشتهاند. من خیلی تعجب کردم، نه اینکه انتظار نداشته باشم ایشان بر کتابهایم تقریظ بنویسند، کما اینکه راجع به بسیاری از آثارم همواره مشتاق و منتظر بودهام که به دست حضرت آقا برسد. این شوق و انتظار، دو جهت دارد؛ نخست اینکه جزو آمال و آرزوهای هر نویسندهای است که این امتیاز ویژه و چنین تاجی بر سر آثارشان گذاشته شود و انسان هیچوقت از چنین تشویقی سیر نمیشود. دوم اینکه ما غالبا سعی میکردیم دقت و زمان لازم را برای نوشتن یک کتاب صرف کنیم تا خروجی خوب و آبرومندی حاصل شود و چنانچه به دست رهبر شهید انقلاب رسید، خجالتزده نشویم.
تقریظ حضرت آقا بر کتاب «آقای ایرانشهر» شگفتزدهام کرد
بنابراین همواره درباره کتابهایم انتظار تقریظ داشتم اما درباره «آقای ایرانشهر» به یک دلیل تصور تقریظ را نداشتم. اگرچه برای نگارش این کتاب زمان و دقت زیادی به خرج دادم اما به دلیل اینکه کتاب درباره شخص حضرت آقا بود، این انتظار را نداشتم. همچنین با توجه به تجربه کتابهای پیشین که دوستان راجع به حضرت آقا نوشته بودند، طبیعی بود که این انتظار را داشته باشیم حضرت آقا راجع به کتابی که درباره خودشان نوشته شده، تقریظی ننویسند؛ البته نه اینکه ننویسند، منظورم این است که تقریظشان به صورت منتشر نشود.
وقتی دوستان اطلاع دادند که رهبر شهیدمان بر «آقای ایرانشهر» تقریظ نوشتهاند، بسیار خوشحال شدم؛ اما هرگز تصور نمیکردم متن تقریظ به دستم برسد. مثل برخی دیگر از تقریظها که نوشته شدهاند اما به صورت رسمی منتشر نشدهاند. با وجود این، خوشحالی همه وجودم را فرا گرفت. مراسم رونمایی آغاز شد. در میانه برنامه، تلفن ناشر زنگ خورد، ایشان بیرون رفت و چند دقیقه بعد با خوشحالی به سالن بازگشت و مژده داد که متن تقریظ ارسال شده و اجازه دادهاند در همین مراسم خوانده شود. مهمان ویژه مراسم، سردار فدوی بود و افتخار رونمایی از تقریظ نصیب ایشان شد. حقیقتاً زبان ما از توصیف حس و حالی که در لحظات داشتیم، قاصر است. در شرایط معمول، وقتی تقریظها به دست افراد میرسد، یا زمینهاش از قبل وجود داشته و یا در شرایط خاص اینچنینی اتفاق نمیافتد. این چهارمین باری بود که برای کتابهای بنده چنین اتفاق مبارکی میافتاد، با وجود این، تقریظ چهارم، حالوهوای خاصی داشت و با موارد پیشین خیلی متفاوت بود.
خاطره شیرین اهدای کتاب «آقای ایرانشهر» به سردار شهید حاجیزاده در فرودگاه
اتفاق زیبای دیگری که در همان سفر برای ما رخ داد، این بود که هنگام بازگشت، همراه سردار فدوی به تهران برگشتیم. وقتی به فرودگاه رسیدیم، سردار حاجیزاده را دیدیم. ایشان منتظر بود تا با همان هواپیما به ماموریت اعزام شود. بنده تا آن زمان این سردار محبوب را از نزدیک ندیده بودم و ایشان هم مثل حاج قاسم جزو شخصیتهایی بود که همه شوق دیدنش را داشتند. فرصت را مغتنم شمردم و آخرین نسخه باقیمانده از کتاب «آقای ایرانشهر» که همراه داشتم را به این سردار شهید تقدیم و از ایشان تقاضا کردم اگر فرصت یافتند، کتاب را بخوانند، نکتهای بگویند و راهنمایی کنند که البته این توفیق نصیبم نشد.
انتهای پیام/