دلایل توسعه رسانههای دیجیتال در ترکیه
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 20 ارديبهشت 1405 - 16:34
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، هر روز که میگذرد، هزینههای اقتصادی برای تداوم فعالیت رسانهها و مطبوعات سنتی در ترکیه، بیشتر و بیشتر میشود. چرا که آنها به شکلی بی سابقه با پیامدهای بحران اقتصادی و بالارفتن هزینهها مواجه شدهاند و روزنامه نیز در سبد مصرف خانوار، رفته رفته به عنوان هزینهای تجملی و قابل حذف قلمداد میشود.
در این میان، روزنامهها و شبکههای تلویزیونی جای گرفته در اردوگاه دولت و حزب حاکم، برای تامین هزینه مشکلات چندانی ندارند و از اعتبارات و بودجههای دولتی و حزبی استفاده میکنند.
اما رسانههای مستقل، باید روی فروش روزنامه و جذب سفارش دهنده آگهی بازرگانی در برنامههای تلویزیونی حساب باز کنند. در نتیجه رسانه مستقل در سپهر عظیم رسانههای ترکیه، عملاً سهم و جایگاه چندانی ندارد و در برابر صدها رسانه و مطبوعات دولتی و خصوصی طرفدار اردوغان، تنها یکی دو شبکه تلویزیونی، سه چهار روزنامه و چند پایگاه اینترنتی مستقل، هنوز هم به سختی به فعالیت خود ادامه میدهند.
تحول بزرگ، به داد رسانه مستقل رسید
مدیریت رسانه در بخش تلویزیونی و به تعبیری «تلویزیون داری» در ترکیه، بسیار پرهزینه است و نیاز به پشتیبانی مالی عظیمی دارد. تا همین چند سال پیش، در برابر دو سه شبکه تلویزیونی دولتی رسمی و چند شبکه محدود طرفدار دولت، دهها شبکه تلویزیونی مستقل فعالیت میکردند که از پیامهای بازرگانی گرفته تا جذب حمایت مالی گروههای تجاری، میلیاردها لیره درآمد داشتند و در نتیجه در رویکرد رسانهای خود، دارای استقلال فکری، اندیشه انتقادی و جایگاه مردمی بودند.
اما حالا ترکیه در شرایطی قرار گرفته که حتی مشهورترین و قدیمیترین شبکههای تلویزیونی بخش خصوصی ترکیه نیز، به جزئی از ماشین تبلیغاتی عظیم حزب عدالت و توسعه و دولت اردوغان تبدیل شدهاند و در نتیجه برای پرداخت هزینههایشان، نگرانی چندانی ندارند. اما رسانه مستقل چنین وضعیتی ندارد و نمیتوانند با آنها رقابت کنند.
روند خرید رسانه ها از سوی افراد نزدیک به حزب حاکم، پس از کودتای نافرجام سال 2016 میلادی قوت گرفت و چند خانواده ثروتمند طرفدار اردوغان از جمله خانوادههای مشهور و ثروتمند کایلونجو و دمیر اورن، با دهها میلیون دلار پول، سراغ رسانههای خصوصی رفتند و آنها را خریداری کردند تا تریبونی برای انتقاد از اردوغان و آکپارتی، باقی نمانَد.
در این عملیات بزرگ، از خبرگزاری مشهور دوغان گرفته تا شبکههای تلویزیونی سی.ان.ان.ترک، کانال دی، آ.تی.وی و دهها روزنامه و مجله، همه خریداری شدند و در عرض یک شبانه روز، رویکرد سیاسی همه آنها تغییر یافت.
اما یگانه شانس مخالفین اردوغان و تحلیلگران و منتقدین مستقل، این بود که فراگیرشدن اینترنت و رونق گرفتن رسانه دیجیتالی مبتنی بر یوتیوب، سایت و شبکههای اجتماعی، تبدیل به آلترناتیو مهمی برای شبکههای تلویزیونی گرانقیمت و پرهزینه شد.
در چنین شرایطی به عنوان مثال، یک پایگاه اینترنتی تحلیلی ساده همچون «تی24»، به تنهایی، حتی بیش از چند شبکه تلویزیونی طرفدار دولت، از اثربخشی سیاسی و اجتماعی برخوردار است.
نگاهی به روزنامهها و کانلهای مشهور
حالا در دنیای مطبوعات و رسانههای ترکیه، علاوه بر برندهای قدیمی و تاریخی، برندهای جدیدی هم وجود دارند که غالباً در طرفداری از سیاستهای حزب حاکم و حمله به احزاب مخالف، همه شبیه هم شدهاند و تفاوت حرفهای خاصی در رویهها و رویکردهای آنها وجود ندارد.
تحقیقات عبدالله کوتوک از کارشناسان رسانه در ترکیه، نشان میدهد که حالا از روزنامههای حریت، ملیت، آکشام، صباح و ینی آکیت گرفته تا ترکیه گازته، تقویم، دیریلیش پستا، ینی شفق، گروه استار و دهها روزنامه استانی و سراسری دیگر، همگی بر اساس خواستههای حزب حاکم فعالیت میکنند و تعداد روزنامههای مستقل و بازتاب دهنده صدای مخالفین اردوغان، به زحمت به تعداد انگشتان یک دست میرسد. روزنامههای سوزجو، جمهوریت، قرار، ینی چاغ و اورنسل، هنوز هم به سختی به مسیر انتقادی خود ادامه میدهند.
جامعه 86 میلیون نفری ترکیه تا همین چند سال پیش، از حیث خرید مداوم روزنامه با بسیاری از کشورهای اروپایی و برخی کشورهای آسیایی نظیر ژاپن و کره جنوبی قابل مقایسه بود و هر روز، دست کم 5 میلیون نسخه روزنامه در ترکیه به فروش میرسید. ولی حالا از آن رونق اقتصادی خبری نیست و روزنامه آنقدر گران شده که اقلیت کمی از شهروندان، حاضرند هر روز پای پیشخوان بروند و روزنامه بخرند. چرا که قیمت 20 لیرهای برای یک نسخه روزنامه، آن هم در کشوری که انتشار روزنامه تعطیلی بردار نیست، هزینه گزافی به شمار میآید و یک شهروند روزنامهخوان، باید ماهانه برای روزنامه 600 لیره و برای یک جلد مجله هم دست کم 500 لیره کنار بگذارد.
رونق رسانههای دیجیتال
در چند سال گذشته، دنیای رسانههای ترکیه، دو تجربه بزرگ داشته که از حیث مطالعات مربوط به تحولات سیاسی و اجتماعی ترکیه، بسیار جالب توجه هستند. مورد اول، مربوط به فعالیت گسترده و اثرگذار بخشی از تحلیلگران مستقل ترکیه در فضای یوتیوب است که اغلب برنامههای کوتاه آنها تنها در عرض چند روز، بین پانصد هزار نفر تا 2 میلیون نفر بیننده را به سوی خود جلب میکنند. مورد دوم، مربوط به فعالیت گروههای رسانهای دیجیتالی به شکل سایت و همچنین تلویزیونی اینرنتی است.
مجموعه تلویزیونی دیجیتالی تله بیر و همچنین مجموعه میدیا اسکوپ، از مشهورترین نمونههای این گروه هستند. البته تله بیر در یک مدت کوتاه، آن قدر بیننده پیدا کرد که یک شبکه تلویزیونی جمع و جور و اثرگذار بر روی ماهواره هم تاسیس کرد. نمونه دیگر، گروه رسانه دیجیتالی میدیا اسکوپ با سردبیری روشن چاکر است که هنوز هم به فعالیت خود ادامه میدهد و با وجود هزینههای پایین و امکانات محدود، بسیار اثرگذارتر از جریان اصلی رسانههای ترکیه است.
دکتر سارفان اوزوناوغلو و صبا چویک در یک تحقیق مفصل درباره قدرت رسانههای دیجیتالی در ترکیه میگویند: «تلاشهای بقا و پایداری سازمانهای رسانهای دیجیتال مستقل در ترکیه، بخشی از تحولات سیاسی مهم در سالیان اخیر است. در یک محیط رسانهای که فشارهای سیاسی، محدودیتهای اقتصادی و وابستگیهای تکنولوژیکی در هم تنیده شدهاند، مسئله اساسی دیگر فقط کسب درآمد نیست؛ بلکه افزایش تاب آوری است. با این حال، این رسانهها نیز مشکلات خاص خودشان را دارند. بیشتر بازیگران مستقل رسانهای در ترکیه از طریق بداههپردازی به بحرانهایی که با آن مواجه هستند، پاسخ میدهند. مشکلاتی مانند فشار سیاسی، سانسور خودسرانه، اتکا به الگوریتمها، دسترسی محدود به منابع عمومی، نیروی کار کمدرآمد و تعامل محدود با جامعه باعث میشود که این سازمانها در عدم قطعیت مداوم فعالیت کنند. بنابراین، بداههپردازی به یک استراتژی بقا تبدیل میشود، نه یک انتخاب. سه نمونه رسانهای مختلف که از این ساختار متمایز هستند، تمرکز این تحقیق را تشکیل میدهند: مدیا اسکوپ در تلاش است تا از طریق تجدید ساختار شرکتی و تنوعبخشی درآمد، مدلی مقاومتر بسازد. فاین در حال ایجاد یک ساختار کوچک اما پایدار بر اساس یک جامعه وفادار است. از سوی دیگر، گازته دووار نمونهای برجسته از چگونگی وابستگی بیش از حد به دیده شدن الگوریتمی را ارائه میدهد که میتواند منجر به فروپاشی ناگهانی شود. در حالی که هر یک با آسیبپذیریهای مختلفی دست و پنجه نرم میکنند، نشان میدهند که مسیرهای پایداری منحصر به فرد نیستند، بلکه وابسته به زمینه هستند. این گزارش فراتر از مشکلات مالی میرود و آسیبپذیریهای ساختاری را بررسی میکند. فشارهای سیاسی ساختار بازار را مختل میکند، اتکای فناوری به پلتفرمها دیده شدن را شکننده میکند و زیرساختهای ضعیف دیجیتال، انتشار مستقل را پرهزینه و پرخطر میکند. بنابراین، سانسور نه تنها بر محتوا، بلکه بر منابع و دسترسی نیز عمل میکند».
اگرچه حمایت اهداکنندگان، پلتفرمهای مستقل را قادر به بقا میکند، به ندرت به تقویت بلندمدت شرکتها کمک میکند. بودجه عمدتاً بر خروجی محتوا متمرکز است، در حالی که ساختارهای داخلی مانند منابع انسانی، حاکمیت شرکتی و توسعه محصول نادیده گرفته میشوند.
چنین وضعیتی منجر به این میشود که سازمانها دائماً برای بقا به حمایت خارجی متکی باشند، اما نتوانند به طور مستقل رشد کنند. بنابراین، سیستمهای کمک مالی باید دوباره طراحی شوند تا هم از محتوا و هم از زیرساختهای شرکتی پشتیبانی کنند. اینجاست که نقش سازمانهای مردمنهاد محلی برجسته میشود.
وظیفه آنها نه تنها باید ظرفیتسازی باشد، بلکه باید ساختارهایی را ایجاد کند که تجربیات خودجوش آنها را مستند کرده و آنها را به یادگیری جمعی تبدیل کند.
ایجاد سازوکارهای مشارکتی در زمینههایی مانند پشتیبانی فنی، شبکههای یادگیری همتا، زیرساختهای حقوقی و دیجیتال، همبستگی روانی-اجتماعی و توسعه محصول میتواند رسانهها را قادر سازد تا به تابآوری سیستمی دست یابند که از بحرانهای فردی فراتر میرود.
در این مسیر، تعداد قابل توجهی از شهروندان ترکیه با پرداخت منظم هزینههای ناچیز آبونمان در روزنامههای الکترونیکی، تلویزیونهای اینترنتی و رسانههای مبتنی بر یوتیوب، به آنها امکان ادامه فعالیت و خبررسانی مستقل میدهند.
انتهای پیام/