اصالت و مصاصرت؛ دو اصل مهم در فقه‌

به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، مراسم بزرگداشت آیت‌الله محمدابراهیم جناتی، در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد. در این مراسم، آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست، استاد درس خارج حوزه، به موضوع «تطور اجتهاد در گذر زمان با محوریت فقه امامیه» پرداخت و چهره علمی مرحوم جناتی را در این زمینه برجسته خواند.

علیدوست سخنان خود با اشاره به مقاله آیت‌الله جناتی در سال 1388 در فصلنامه «کاوشی نو در فقه» آغاز کرد و گفت: دغدغه چند دهه این فقیه فقید، تحول و تطور در فقه و اجتهاد بود. ایشان در آثار خود تأکید کرده است که مهمترین آفت اجتهاد موجود، ناتوانی در پاسخ‌گویی به رویدادهای متنوع و پیچیده زمانه است. راه حل را باید در «اجتهاد نوین و پویا» جست؛ اجتهادی که بر پایه منابع معتبر شرعی استوار باشد و بتواند تکیه‌گاهی محکم برای تئوری حکومت اسلامی فراهم آورد.

به گفته علیدوست، اگر بخواهیم سیر تطور اجتهاد را در طول تاریخ بررسی کنیم، باید سه عنصر را محور قرار دهیم: نخست «اخبار» (رفتار فقیهان با روایات)، دوم «عقل» (رفتار فقیهان با خردورزی) و سوم «تحولات و شرایط زمانه».

این استاد حوزه سپس پنج مرحله مهم در این تطور را برشمرد: دوره اول: عصر خود معصومان(ع). در همین دوره، اختلاف رویکرد میان فقیهان دیده می‌شد. برای نمونه، زراره و حمران که دو برادر بودند، یکی گرایش حدیثی و دیگری گرایش عقلی داشت. گاه اختلافات خود را پیش امام صادق(ع) می‌بردند و امام تعادل میان این دو جریان را برقرار می‌کرد. همچنین هشام بن حکم (عقل‌گرا) و ابن ابی عمیر (حدیث‌گرا) نمایندگان دو جریان متفاوت در همان عصر بودند. دوره دوم: اواسط نیمه اول قرن چهارم. عصر حضور بزرگانی چون کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی. در این دوره نیز کشمکش میان عقل‌گرایی و اخباری‌گری وجود داشت. شیخ مفید به استادش شیخ صدوق حمله می‌کرد که چرا هر حدیثی را بدون نقد می‌پذیرد. این نشان می‌دهد تصور رایج که جریان اخباری‌گری تنها از قرن 11 شروع شده، بسیار ساده‌اندیشانه است. دوره سوم: قرن دهم و یازدهم. در قرن دهم، شخصیت‌هایی مانند محقق اردبیلی، صاحب معالم و شهید ثانی، ضمن گرایش حدیثی، به عقل بها می‌دادند. اما در مقابل، در قرن یازدهم با اوج اخباری‌گری روبه‌رو هستیم؛ چهره‌هایی چون استرآبادی، بحرانی، تونی و جزایری. دوره چهارم: دو قرن اخیر، به ویژه دوره معاصر.

آیت‌الله علیدوست با تأکید بر اینکه برخلاف تصور رایج، اخباری‌گری در دوره معاصر تمام نشده، گفت: ما امروز در عجیب‌ترین دوره اخباری‌گری قرار داریم. اخباریون قدیم لااقل با استفاده ابزاری از عقل مخالف نبودند؛ اما اخباریون امروز حتی کارآیی ابزاری عقل را هم انکار می‌کنند.

استاد درس خارج حوزه در بخشی از سخنان خود، به یک جریان افراطی در میان اخباریون امروز اشاره کرد و گفت: این گروه می‌گویند ما تنها دو منبع داریم: قرآن و روایات. اما در عمل، از قرآن هم عبور می‌کنند و فقط حدیث را می‌پذیرند. برخی از بزرگان حوزه که در قم حضور دارند، واجد همین ویژگی هستند. اصولی حرف می‌زنند اما اخباری فتوا می‌دهند.

آیت‌الله علیدوست در ادامه، جای خوشبختی را حضور شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله جناتی دانست که این فضای بسته را شکستند. وی یادآور شد: در صد سال اخیر، فقهایی چون شیخ حسین حلی و کاشف ‌الغطاء در نجف، فتاوای نوینی صادر کرده‌اند که هنوز هم در قم بر سر آنها چانه زده می‌شود. متأسفانه فتوای یک عالم نجفی بیش از صد سال پیش، هنوز برای برخی از فقهای قم قابل هضم نیست. آیت‌الله جناتی بر این نکته پای می‌فشرد که فقه باید تکیه‌گاه محکم نظریه حکومت اسلامی باشد. به همین دلیل، رهبر شهید در دهه 70، ایشان را در گروه متخصصان فقه مستحدث منصوب کردند.

آیت‌الله علیدوست در بخش پایانی سخنان خود، بر دو اصل «اصالت» و «معاصرت» تأکید کرد و گفت: ما همچنان که باید به اقتضائات زمان و مکان توجه کنیم، نباید اصالت فقهی را فدای نوگرایی بی‌ریشه کنیم. فقه جواهری، ناموس حوزه و فقه امامیه است. این فقه در رفتارهای آیت‌الله جناتی به روشنی دیده می‌شد.

وی افزود: فقه سنتی را نباید با فقه جمود و تحجر اشتباه گرفت. فقه سنتیِ شیخ مفید و سیدمرتضی، همان فقهی است که از یک سو به استاد خود حمله می‌کند که چرا اخبار را بدون عرضه بر قرآن می‌پذیری، و از سوی دیگر به روایت و عقل هر دو وفادار می‌ماند. فقه سنتی این نیست که عقل را توهم بدانیم.

استاد درس خارج حوزه در پایان تصریح کرد: ما برای فقه سنتی بدیل درست نمی‌کنیم. نواندیشی را هم عبور از سنت نمی‌دانیم. نه با فقه سنتی ستیز داریم، نه گرفتار سنتی‌نمایی خطرناک می‌شویم. باید «اصالت» و «معاصرت» را با هم در فقه ببینیم و به حوادث واقعه توجه داشته باشیم. انضباط فقهی را مراعات کنیم. فقه معاصر نباید در قالب نگاه سنتی‌نما تعریف شود. باید فقه معاصر را با نگاه فقاهت معاصر پیش ببریم تا فقه «مانا» بماند. توصیه آخر من این است: تقیه را کنار بگذاریم، از کسی نترسیم و آراء فقهی را با صراحت تمام بیان کنیم.

انتهای پیام/