یادداشت|چرا شایعه همیشه از حقیقت جلوتر است؟
- اخبار استانها
- اخبار اصفهان
- 20 ارديبهشت 1405 - 07:27
به گزارش خبرگزاری تسنیم | یادداشت از زهرا سلیمی فعال رسانهای و خبرنگار | گاهی کافی است همین حالا گوشیمان را باز کنیم تا بفهمیم چقدر دنیا با ما شوخی میکند. هنوز از خواب بیدار نشدهایم، هنوز صبحانه نخوردهایم، هنوز بدنمان گرم نشده، اما موجی از پیامها، عکسها، ویدیوها و تیترها از هر طرف هجوم میآورند. هر کدام هم ادعا دارد «مهمترین» اتفاق را گزارش میکند؛ چیزی که حتماً باید همین حالا بدانیم، همین لحظه واکنش نشان دهیم و فوراً برای چند نفر دیگر هم بفرستیم.
این روزها، سرعت پخش هر خبر به اندازهای زیاد شده که گاهی نفس انسان میگیرد. یک شایعه کوچک، یک جمله مبهم یا یک ویدیو نصفهنیمه کافی است تا در چند دقیقه تبدیل شود به موضوع بحث چند هزار نفر. عددها کوچک نیست؛ گاهی یک پیام ظرف یک ساعت، در دهها گروه و کانال میچرخد، بدون اینکه حتی یک نفر بپرسد: منبعش کو؟ یا اصلاً چرا باید باورش کنم؟
اما چرا این اتفاق میافتد؟ چرا شایعه همیشه چند قدم جلوتر از حقیقت است؟
پاسخش سادهتر از چیزی است که فکر میکنیم: چون شایعه احساس ما را هدف میگیرد و حقیقت فکر ما را.
شایعه بلد است چطور نگرانمان کند، چطور کنجکاویمان کند، چطور عصبیمان کند. شایعه اغلب مثل یک خبر هیجانانگیز نوشته میشود؛ با جملاتی که احساس را روشن میکند، نه عقل را. حقیقت اما مثل آدم صبور و آرامی است که قبل از حرف زدن، باید مطمئن شود اطلاعاتش درست است. باید بررسی شود، باید سند داشته باشد، باید از چند منبع تأیید بگیرد. همین زمانبر بودن باعث میشود حقیقت دیرتر برسد.
در این فاصله، شایعه فرصت دارد خودش را جا بیندازد، بزرگ شود، شکل عوض کند، و در ذهن آدمها لانه بسازد. عجیب نیست که وقتی بالاخره حقیقت منتشر میشود، خیلیها دیگر حوصله ندارند حرف تازه بشنوند. ذهنشان با آن داستان هیجانانگیز راحتتر کنار آمده است.
اما موضوع فقط پخششدن سریع نیست. موضوع این است که ما در این سیل خبر، گاهی فراموش میکنیم هر محتوایی که میبینیم واقعیت کامل نیست.دنیای رسانه امروز پر از پیامهایی است که فقط بخشی از ماجرا را نشان میدهند. بعضیها برش خوردهاند، بعضیها دستکاری شدهاند، بعضیها کاملاً ساختگیاند. بعضی پیامها برای آگاهی ساخته میشوند، اما بسیاری از آنها به دنبال یک چیز مشخصند: تحریک احساسات ما.
وقتی یک ویدیو میبینیم که ما را یکباره عصبانی میکند، یا یک خبر ناگهانی میخوانیم که تپش قلبمان را زیاد میکند، باید مکث کنیم. این مکث کوچک همان چیزی است که از ما محافظت میکند؛ همان چیزی که ذهن را نجات میدهد.
-
اینجاست که «سواد رسانهای» وارد ماجرا میشود. شاید این اصطلاح در نگاه اول رسمی یا دانشگاهی به نظر برسد، اما حقیقتش خیلی سادهتر است.
سواد رسانهای یعنی اینکه بلد باشیم خبرها را همینطوری، بدون فکر، قورت ندهیم.
یعنی بفهمیم هر خبر یک سازنده دارد، یک هدف دارد، و میتواند روی احساس ما اثر بگذارد. یعنی قبل از اینکه چیزی را باور کنیم، یادمان بیاید که شاید پشت آن هدفی پنهان باشد. یعنی بتوانیم تشخیص بدهیم کدام خبر ما را فقط «لرزاند»، بدون اینکه واقعیت روشنی ارائه کند.
سواد رسانهای یعنی اینکه هر بار خبری باعث ترس، خنده، خشم یا هیجان ناگهانی ما شد، برای لحظهای از خودمان بپرسیم:نکند این خبر فقط برای احساساتی کردن من ساخته شده باشد؟
همین یک سؤال ساده، دریچه ذهن را باز میکند. ناگهان خبر از یک «واقعیت قطعی» تبدیل میشود به یک «احتمال» که باید بررسیاش کنیم. همین مکث کوتاه، جلوی بسیاری از قضاوتهای اشتباه، ترسهای بیدلیل یا عصبانیتهای ناگهانی را میگیرد. اگر این عادت در ما شکل بگیرد، زندگی دیجیتالمان بسیار سالمتر میشود. دیگر هر شایعهای نمیتواند ما را دنبال خودش بکشد. دیگر هر ویدیو کوتاه و جهتدار ذهنمان را نوسان نمیدهد. دیگر هر پیام هیجانانگیز ما را مجبور نمیکند چیزی را همانلحظه برای چند نفر بفرستیم.
در حقیقت، سواد رسانهای مثل سپر محافظ است؛ سپری که از آرامش ذهنی ما در برابر خبرهای ناقص، شایعههای جهتدار و محتواهای تحریککننده محافظت میکند.
اما یک چیز مهم را نباید فراموش کنیم:
رسیدن به حقیقت، نیازمند انتخاب است
انتخابی که هر روز در برابر ما قرار میگیرد. انتخاب بین «هیجان لحظهای شایعه» و «آرامش تأییدشده حقیقت».
در نهایت، مسئله فقط سرعت شایعه یا کندی حقیقت نیست؛ مسئله انتخاب ماست. اینکه در برابر هر خبری که میبینیم، بدون فکر آن را بپذیریم و پخش کنیم، یا چند لحظه مکث کنیم و دنبال حقیقت بگردیم.
*حالا سؤال اینجاست:در دنیایی که شایعه با چند کلیک جلو میافتد، آیا ما هنوز میتوانیم حقیقت را انتخاب کنیم، یا آرامآرام این انتخاب از دستمان میلغزد؟
یادداشت از زهرا سلیمی ، فعال رسانهای و خبرنگار
انتهای پیام/