ماه بر فراز آوار؛ مرثیه‌ای برای شجره طیبه و شکوه ایثار در جغرافیای درد

خبرگزاری تسنیم- میثم میرزاده، تقویم‌های رسمی، روزی را به نام «هلال احمر» نام‌گذاری کرده‌اند، اما برای ما که در کوران حوادث جنوب، نبض حادثه را لمس کرده‌ایم، هلال تنها یک نشان بر سینه نیست؛ «ماه» منوری است که درست در تاریک‌ترین دقایقِ بحران، از میان غبارِ زلزله، خشمِ سیل و خاکسترِ جنگ طلوع می‌کند هلال احمر، فلسفه حضورِ آگاهانه در میانه‌ی رنج است؛ آنجا که همه می‌گریزند، آنان می‌مانند تا ثابت کنند انسانیت، مرزی فراتر از توانِ تن دارد.

تاریخ هرمزگان، ورق‌خورده از حماسه‌هایی است که با نام این سربازان بی‌سنگر گره خورده است کیست که واقعه بندر شهید رجایی را به یاد آورد و قامت استوارِ داوطلبانی را نبیند که با مدیریت درست مدیرعامل این نهاد در استان در میان شعله و دود، واژه تسکین را معنا کردند؟ یا در تلاطم «جنگ 12 روزه»، آن زمان که آسمان و زمین بر مدار ناامنی می‌چرخید، این دستانِ پناهگر هلال بود که یاری رسان همنوعان در آوار و خرابی ها شد.

اما تلخ‌ترین و در عین حال درخشان‌ترین صفحه از مجاهدت‌های خاموش این نهاد در هرمزگان، به حافظه زخمی جنگ رمضان بازمی‌گردد عبور از ویرانه‌های دبستان "شجره طیبه" در میناب، هنوز هم دل هر آزاده‌ای را می‌لرزاند آنجا که قساوت دشمن، مشق شب کودکان را با خون نوشت و 168 کبوترِ نونهال را در هجومی بی‌رحمانه بال‌وپَر شکست.

در آن لحظات طاقت‌فرسا که بوی باروت با عطر معصومیتِ تکه‌تکه شده درآمیخته بود، این سپید و سرخپوشان هلال احمر بودند که با چشمانی اشک‌بار اما دستانی مصمم، میان آوارهای دبستان به تفحص عشق پرداختند. 

جمع‌آوری پیکرهای مطهر دانش‌آموزانی که هر کدام‌شان آرزوی یک ملت بودند، فراتر از یک وظیفه سازمانی، یک "سلوکِ زینبی" بود آن‌ها در میان آن حجم عظیم از تلفات انسانی و ضایعه‌ای که کمرِ تاریخِ میناب را خم کرد، ایستادند تا هیچ پدری در جست‌وجوی فرزندش میان آوارها تنها نماند و‌ پس از آن نیز برای تسکین قلب های داغدار مادران و خانواده ها در جبهه حمایت روانی و اجتماعی حضور یافتند.

هلال احمر هرمزگان، از نبرد رمضان تا نبرد با قهر طبیعت در سیل‌های ویرانگر و زلزله‌های سهمگین، همواره نخستین پاسخ بوده است آن‌ها در جغرافیایی که آفتابش می‌سوزاند و دریایش گاه طوفانی می‌شود، ثابت کرده‌اند که میانجیِ میان مرگ و زندگی هستند.

در این جغرافیایِ تف‌دیده که آفتابش بی‌محابا می‌تابد و زمینش گاه به ناگاه زیر پایِ نخل‌ها می‌لرزد، هلال‌احمر فراتر از یک ساختار اداری، یک پناهگاه عاطفی است، آن‌ها میراث‌دار نگاه‌های منتظر در سیل‌های ویرانگر و زلزله‌های سهمگینی هستند که جز پناهِ این سپیدپوشان، امید دیگری در میانه آوار نیافتند. 

ایستادن در میانه بیم و امید، آن هم در استانی که نبض اقتصاد و دریای ایران است، صبری ایوبی می‌طلبد و ایمانی که جز در دل‌های بی‌قرارِ این داوطلبان، جای دیگری نمی‌توان سراغ گرفت؛ همانی که وقتی تلخیِ حادثه کلمات را در گلو خشک می‌کند، با آغوش باز، زبانِ گویایِ مهرورزی می‌شود.

تجلیل از هلال‌احمر، در حقیقت واگویه‌یِ یک دِینِ تاریخی است؛ دِینی به وسعتِ همان جراحت‌های کهنه‌ی «شجره طیبه» و به عمقِ آب‌های نیلگون خلیج‌فارس، شکوهِ این نهاد را نباید در بیانیه‌ها جست‌وجو کرد، بلکه باید آن را در سکوتِ سنگینِ نیمه‌شب‌هایِ عملیات و در لرزشِ دستانِ امدادگری دید که در هرمِ گرمای میناب، پیکرِ معصومی را با حرمت از میان خاک برمی‌کشد. 

تعظیم می‌کنیم به مرامی که در آن، "دیگری" همیشه بر "خویشتن" مقدم است یاد آن روزهای سخت و نامِ بلند این سبک‌بالان، تا همیشه بر تارکِ تاریخِ هرمزگان خواهد درخشید.

انتهای پیام/864