یادداشت | خط فکری ملکمخان؛ مانع استقلال ایران
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 19 ارديبهشت 1405 - 13:39
خبرگزاری تسنیم ـ علی عسگری*؛ نقل است میرزا ملکمخان ناظمالدوله که از صدر اعظمهای دورهی قاجار شمرده میشود، معتقد بود تنها راه اخذ تمدن غربی، عدم دخالت عقل ایرانی است! نام «ملکمخان» در تاریخ معاصر ایران، همواره با قراردادهای تجاری ننگینی ملازمه داشته است که اگر تلاشهای او نبود، شاید حضور و نفوذ سیاسی استعمارگران در دروهی مشروطه و پسامشروطه شدت نمییافت. قرارداد تجاری رویتر و واگذاری امتیازهای گوناگون به انگلستان در قبال دریافت وامهای استقراضی بدون آوردهی اقتصادی، رشد تورم افسارگیسخته و در نهایت وابستگی سیاسی و اقتصادی به غرب در دورهی پهلوی، از نتایج راهبرد روشنفکرانی چون ملکمخان بود؛ کسی که از خانوادهای یهودیتبار زاده شد، اما اظهار اسلام داشت تا نفوذ سرمایهداران یهودی و غیر مسلمان به دربار قاجار را تسهیل کرده و در نهایت وابستگی همهجانبه را بر ملت ایران تحمیل کند و استقلال ایران را به مخاطره بیاندازد.
خیانت امثال ملکمخان اگرچه در تاریخ بارها و بارها بیان شده است؛ اما هیچگاه تاریخ به تحلیل عقلِ ایرانی پرداخت لازم را نداشته است. این عقلِ ایرانی چه ویژگیهایی داشت که فرد مزدوری همچون ملکمخان، آن را منافی پیشرفت و متمدن شدن ایران میدانست؟
فهم عقل ایرانی، نیازمند درک لایههای اجتماعی مردم ایران است؛ یعنی آنچه که به عنوان باورها، ارزشها و هنجارها شناخته میشود که در نهایت فرهنگ و تمدنی خاص را برای مردم شکل میدهد. مردم ایران همواره با تکیه بر توحیدباوری، ارادهی خود را در جهت کسب رضایت الهی و دوری از کفر تنظیم میکردند و در کنار آن، ایستادگی در برابر ستم دیگران و اساسا استقلال را نه ضرورتی فردی، بلکه نیازی اجتماعی جهت پیشبرد زیست روزمره و بدون مزاحمت دشمن قلمداد میکردند. استقلالی که با معارف عاشورایی مردم ایران پیوندی ناگسستنی داشته است و اکنون نیز این سیره در میان ایرانیان شایع است.
این باور قلبی، بر خلاف آنچه که در مسیحیت رواج دارد و به جهت نظام اندیشهای اسلام با تمامی مسائل اجتماعی و سیاسی عجین گشته است. به عبارتی اینگونه نیست که به قدرت لایزال الهی معتقد بود؛ اما سر تعظیم در برابر قدرتهای استعماری و استکباری فرود آورد.
این اعتقاد در علوم اسلامی نیز تحت عناوین گوناگونی همچون «نفی سبیل» تبیین شده است. زین رو اسباب شکلگیری احکامی را در زمینههای سیاسی و اقتصادی فراهم آورده است که از مهمترین آن میتوان به حکم «حرمت شرب توتون» توسط میرزای شیرازی(ره) یاد کرد.
در طرف مقابل، خطی سازشکار و «روشنفکرنما» ایجاد شد که تلاش داشته و دارد تا برابر عقلِ ایرانی و استقلالطلب اسلامی مردم، بایستد. این خط به جهت آنکه دستپرودهی سازمانهای علمی غربی است؛ هیچگاه به سود استقلال همهجانبهی ایران رأی نداده است. ابتدای این جریان جایی بود که ایرانی تضعیف شده توسط روسها در زمان فتحعلیشاه میخواست تا دوباره دست به زانوی خود بگیرد و بلند شود؛ اما آنها با تلقین این انگاره که «اگر با غربیها زد و بند نداشته باشیم، به جایی نمیرسیم» وابستگیهای گوناگون کشور را کلید زدند.
تاریخ وابستگی و انحطاط ترقی ایران اگرچه با کش و قوسهای فراوان در ایستگاه انقلاب اسلامی و با دستیابی به استقلال سیاسی زیر پرچم نظام «جمهوری اسلامی» به پایان رسید؛ اما برای استقلال فرهنگی و اقتصادی موانعی وجود داشت که مهمترین آن، حضور روشنفکران در نهادهای عملی و اجرایی کشور بود.
امروزه این موانع در شرایطی به کار خود ادامه میدهند که تجربهی ناگوار سازش با دشمن در پی تحریم و جنگ تحمیلی دوم و سوم آشکار شده است؛ اما آنها همچنان بر ایدهی «زد و بند با غرب» پافشاری میکنند. استمرار این وضع و مشروعیتیابی این ایده میتواند بار دیگر کشور را با بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مواجه کند که هر کدام احتمال جنگ بعدی و دشوارتر با دشمن را نزدیکتر میسازد.
باید این حقیقت را درک کرد که جریان روشنفکری و جویندگان تغییر سیاسی در ایران، ادامهی نگاه «ملکمخانی» است. نگاهی که در تلاش است با درانزوا قرار دادن عقلِ ایرانی و در «اقلیتخواندن» آن، روند پیشرفت و توسعهی عادلانهی کشور را متوقف سازد و با چشمبستن بر تجربههای تلخ گذشته، نسخهی «لیبیسازی» را برای ایران تجویز کند.
لازم به ذکر است، بیان جملات و کنشگریهای همسو با اهداف دشمن، نه تنها کمکی به فتح قله نمیکند، که همچون سنگلاخها و ریگهایی است که زیر پای کوهپیمایان قرار گرفته و موجب سقوط و لغزش ایشان میشود؛ بدین ترتیب اگر خواستار رسیدن به نظم نوین جهانایم، اکتفا به قدرت نظامی و سیاسی کافی نیست که لازم است تا با اصلاح نهاد علم و رهایی آن از دست جریان معیوب روشنفکر، عقلِ ایرانی را به رسمیت بشناسیم و با حفظ مشروعیت و تبیین فرهنگ ایرانی-اسلامی، اصلاح علم را به مثابهی موتور محرک نهاد اقتصاد، سیاست و رسانه، صورتبندی کنیم.
*پژوهشگر علوم اجتماعی
انتهای پیام/