یادداشت| جمهوری اسلامی ایران؛ معرف مبانی نظم جدید قدرت در دنیا

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، در جهان معاصر، پیشرفت اغلب با وابستگی تعریف می‌شد و در منطق مسلط قدرت، کشورها برای توسعه، امنیت و بقا ناگزیر بودند در مدار یکی از ابرقدرت‌ها قرار گیرند، یا در اردوگاه شرق یا در منظومه غرب تعریف شوند.

بسیاری از دولت‌ها تصور می‌کردند بدون تکیه بر قدرت‌های بزرگ، نه امکان رشد و نه امکان تثبیت جایگاه در نظم جهانی وجود دارد اما انقلاب اسلامی ایران، معادله‌ای متفاوت را به جهان عرضه کرد،

معادله‌ای که «استقلال» را یک نظریه عملی در حوزه قدرت می‌دانست؛ جمهوری اسلامی از نخستین روزهای شکل‌گیری اعلام کرد که می‌خواهد در تصمیم‌گیری، در هویت، در اراده سیاسی و در مسیر پیشرفت مستقل باشد.

طبیعی بود که چنین الگویی با مقاومت شدید قدرت‌های مسلط و مستکبرین مواجه شود زیرا استقلال، فقط یک انتخاب داخلی نبود بلکه به‌معنای به‌چالش‌کشیدن نظم تاریخی سلطه بود و از همین رو، دهه‌ها انواع فشارها علیه ایران از کودتا و جنگ تحمیلی گرفته تا ترور، تحریم، عملیات روانی، جنگ رسانه‌ای، نفوذ فرهنگی و آشوب‌های امنیتی به‌کار گرفته شد.

هدف اصلی همه این پروژه‌ها یک چیز بود: اثبات این گزاره که «استقلال شکست می‌خورد.» اما امروز، پس از گذشت دهه‌ها، واقعیت میدانی سخن دیگری می‌گوید.

ایرانِ تحت شدیدترین تحریم‌های تاریخ، اکنون به کشوری تبدیل شده که در بسیاری از حوزه‌های راهبردی از فناوری‌های پیشرفته و صنایع دفاعی تا نفوذ منطقه‌ای، ظرفیت علمی، توان بازدارندگی و اثرگذاری ژئوپلیتیک به سطح قدرت‌آفرینی رسیده است.

مهم‌تر آنکه ایران توانسته در برابر ائتلاف گسترده قدرت‌های جهانی ایستادگی کند و حتی انسجام و اتحاد آنان را در بسیاری از عرصه‌ها دچار فرسایش سازد و آنچه امروز در حال وقوع است فقط «قدرت‌یافتن ایران» نیست بلکه ظهور یک «الگوی جدید قدرت» در جهان است.

الگوی سنتی قدرت، بر ثروت انباشته، سلطه نظامی، استعمار، شبکه‌های رسانه‌ای و وابستگی سیاسی بنا شده بود اما الگوی جدیدی که ایران به نمایش گذاشته، بر پایه مؤلفه‌هایی متفاوت شکل گرفته و آن ایمان و هویت، سرمایه انسانی، خودباوری ملی، استقلال سیاسی، مردم‌محوری، روحیه جهادی، تولید دانش بومی و توان مقاومت در برابر فشار خارجی است.

در این مدل، قدرت، صرفاً از زرادخانه‌ها یا ائتلاف‌های بین‌المللی تولید نمی‌شود بلکه از «اراده مستقل ملت‌ها» متولد می‌شود واین همان نقطه‌ای است که الگوی جمهوری اسلامی را برای بسیاری از ملت‌های تحت سلطه الهام‌بخش کرده است زیرا این مدل، قدرت را از انحصار قدرت‌های بزرگ خارج می‌کند و به ملت‌ها نشان می‌دهد که حتی کشورهای محروم و ضعیف نیز می‌توانند با اتکا به ظرفیت‌های درونی خود به بازیگران اثرگذار تبدیل شوند.

امروز برخی تحلیلگران از ایران به‌عنوان یکی از قدرت‌های مهم جهانی یاد می‌کنند اما حقیقت آن است که مسئله فراتر از ورود ایران به باشگاه قدرت‌هاست.

ایران صرفاً به یک قدرت در نظم موجود تبدیل نشده بلکه در حال معرفی مبانی «نظم جدیدی» است که قدرت را متفاوت تعریف می‌کند، نظمی که شهیدان این مسیر، به‌ویژه رهبران و مجاهدان مقاومت، سال‌ها از شکل‌گیری آن سخن گفته بودند.

در این نظم نوظهور، محور قدرت نه سلطه، بلکه استقلال، هویت و اراده ملت‌هاست و ایران امروز، بیش از آنکه یک کشور صرفاً قدرتمند باشد، «نماد امکان استقلال» در عصر سلطه است، نماد این حقیقت که می‌توان بدون تکیه بر قدرت‌های جهانی ایستاد، پیشرفت کرد و الهام‌بخش شد.

شاید بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی همین باشد، اینکه به جهان ثابت کرد قدرت، تنها در دست ابرقدرت‌ها تعریف نمی‌شود بلکه ملت‌هایی که به خود، به مردمشان و به آرمانشان ایمان دارند نیز می‌توانند تاریخ را تغییر دهند.

یادداشت از حجت‌الاسلام مهدی بصیرتی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی کاشان

انتهای پیام/801