زائری: اگر سلبریتیها اعتراض هم داشتند، جنگ جای سکوت نبود
- اخبار فرهنگی
- اخبار سینما و تئاتر
- 19 ارديبهشت 1405 - 10:29
گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حمید صنیعیمنش:
جنگ تحمیلی سوم از ابعاد نظامی، امنیتی و اجتماعی قابل بررسی است اما از بعد فرهنگی و هنری نیز مسائل و موضوعات بسیار مهمی مانند ساخت فیلم و سریال با موضوع جنگ رمضان وجود دارد چنانچه آثاری ساخته شد.
اما یکی از مسائل مهم این حوزه که از همان روزهای اول مورد توجه مردم قرار گرفت و بازتاب چشمگیری از نظر اجتماعی (میان مردم و خیابانها) و در رسانه بود، واکنش هنرمندان و سلبریتیها با جنگ و محکومیت دشمن بود.
درست در همان روزهای اوایل جنگ، حجت الاسلام محمدرضا زائری چهره فرهنگی باسابقه و شناختهشده که بهتازگی مأموریت او بهعنوان رایزن فرهنگی کشورمان در الجزیره پایان یافته و به ایران بازگشته، و حکم مشاور بنیاد سینمایی فارابی را بهعهده گرفته بود، با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود توجه اصحاب رسانه را به خود جمع کرد. او در پستی که پیش از این به چهرهها که اسامی آنها را بهصورت مخفف منتشر کرده بود، پرسید: در این شرایط کجا هستید؟
اما مهمتر از این پرسش بررسی مسئله چرایی سکوت آنان و زمینههای آن و همینطور نتایج و حواشی واکنش و عدمواکنش چهرهها با جنگ است.
البته توجه به این نکته ضروری است؛ اکنون که زائری در جایگاه مشاور بنیاد سینمایی فارابی حضور دارد، نگاه و اندیشه وی به مدیریت ستارهها و همکاری با هنرمندان بسیار مهم و تأثیرگذار است. او که در همین مصاحبه از اهمیت تعامل و گفتگوی مسئولین با سلبریتیها برای حل بحرانها صحبت کرده است، حال در جایگاهی قرار دارد که از او انتظارات بالایی خواهیم داشت، البته این انتظار صرفاً به همین موضوع مورد اشاره بازنمیگردد بلکه در زمینه تولید فیلمهایی درجهیک با نگاه ملی و دینی که وظیفه بنیاد ملی سینمایی فارابی است، نیز توقع ویژهای از او وجود دارد.
در ادامه گفتگوی ما با حجت الاسلام محمدرضا زائری مشاور مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و چهره فرهنگی را میخوانید:
حرفم با سلبریتیها این بود؛ در جنگ کجا هستید؟!
* آقای زائری، ضمن عرض خوشآمد به شما بهجهت حضور در خبرگزاری تسنیم، ماجرای انتشار پست شما خطاب به چهرهها یا همان سلبریتیها در روزهای ابتدایی جنگ چه بود؟ با توجه به مسائل مختلف و البته مهمی که در جنگ وجود دارد، چطور از میان همه آنها به این مسئله توجه کردید؟
آن پست را در ابتدای ورودم به ایران نوشتم و فکر میکنم حدود دو هفته از جنگ گذشته بود؛ در فضای ملتهب پس از تهاجم و تجاوز ابرقدرتها به کشورمان، بعد از شهادت رهبر بزرگوار ایران و فاجعه میناب. در آن حالوهوا، برای من دردناک بود که چهرههایی که بعضاً از دوستان خود من بودند و دوستشان داشتم و برایشان ارزش و احترام قائل بودم ـ و سرمایه اجتماعیشان را از همین مخاطب و مردم گرفتهاند ـ در داغ، درد و مظلومیت مردم سکوت کنند.
در عین حال معتقد بودم که باید شرایط آنها را نیز درک کرد، مواجهه تلخ برخی دوستانمان با بدگویی و ناسزاگویی را نمیپسندیدم، احساس کردم راه میانه این است که خیلی دوستانه و صمیمانه از آنها بپرسم: «کجا هستید؟ شما هرچه دارید از همین مردم است. شما همیشه مدعی بودید که با داغ و درد این مردم همراه هستید و با قدرت کاری ندارید و کنار مردم هستید، چطور الآن که این مردم در تنهایی و بیکسی و در حالی که همه دنیا علیه آنها شوریده و این تهاجم را رقم زدهاند، چرا حرف نمیزنید؟ چرا از تنهایی و مظلومیت این مردم چیزی نمینویسید؟»،
بهنظرم رسید که باید از موضعی خیرخواهانه و در عین احترام، اما با جدیت مطرح شود، خوشبختانه بازخورد خوبی هم داشت.
این بازخوردها چه بود؟
بهخاطر اشاره به افراد، نمیگویم.
یعنی به شما پیام دادند؟
بله، بازخورد مثبت داشت و خیلی از آن افراد تدارک دیدند و آن کاستیها را جبران کردند.
حتی اگر دلخوریهای شدید هم داشتید هنگام جنگ زمان سکوت نبود
میتوانید بدون ذکر نام بگویید چه پیامهایی دادند و چرا سکوت کرده بودند؟ پاسخ غالب آنها چه بود؟
اگر بخواهم طوری جواب بدهم که به حاشیه کشیده نشویم، بخشی از این دلخوری مربوط به مسائل گذشته بود یا پرسشهایی که در ذهن این افراد وجود داشت و معتقد بودم الآن زمان طرح آنها نیست، من همیشه خودم منتقد بودهام و اعتراض داشتهام، همین الآن هم دارم! اما معتقدم در یک رابطه درونخانوادگی، وقتی کل خانواده با یک خطر روبهروست، باید آن مسائل را بهصورت موقت کنار گذاشت.
ما مسائل زیادی داریم که مورد انتقادمان است، اما در چارچوب گفتمان وطن، انقلاب و ملّیت، اینها را مطرح میکنیم، حالا که دشمن خارجی حمله کرده است، اینکه باز سر همان حرفها بایستیم، هیچ عاقلی نمیپسندد، اگر در داخل خانه هم مشکلی وجود داشته باشد، وقتی دزدی میآید و خانه را غارت میکند، جای طرح گله از پدر نیست، عمده پاسخها همین بود.
و راستش، من فکر میکنم اگر ما از چند سال قبل باب گفتوگو را باز کرده بودیم و این درددلها صادقانه مطرح میشد و اگر انسانهای دلسوز و خیرخواه را برای گفتوگو با این افراد میفرستادیم، شرایط فرق میکرد، حتی در جامعه نخبگان هم افرادی داریم که به آنها انتقاد داریم، اگر باب گفتوگو با آنها باز میشد، آسیبها کاهش پیدا میکرد، اما وقتی راه را ببندیم و اجازه حرفزدن ندهیم و کوچکترین انتقاد را به حساب سربازی دشمن بگذاریم و فوراً تهمت بزنیم، نتیجهاش این میشود که فضای گفتوگو تعطیل شود.
در کشور ما، خوشبختانه بهاقتضای مردمسالاری دینی و فضای نسبتاً دموکراتیکی که از ابتدای انقلاب داشتیم، در هر دورهای گروهی کار را بهدست میگیرند. اگر انتخاباتها را در ادوار مختلف بررسی کنیم، قدرت دستبهدست میچرخد و مسئولان جابهجا میشوند. اگر هرکس که قدرت را بهدست میگیرد، طرف مقابل را به باد تهمت بگیرد و او را مزدور اجنبی بداند، دیگر چیزی باقی نمیماند.
برخی بهشوخی میگفتند که امام هم از خط امام خارج شد!
در آن حالت، همه دشمن میشوند؛ چون هرکدام دیگری را به دشمنی با ایران متهم کرده است.
بهقول معروف، اجماع مرکب میشود؛ اینها آنها را متهم میکنند و بهعکس، کسی باقی نمیماند، مخصوصاً با برخی تنگنظریها، بهقول شاعر؛ «مرکز افتاد برون بس که شد این دایره تنگ!»
در این شرایط، حتی نقطه مرکزی هم از بین میرود، درباره مرحوم امام(ره) هم بهخاطر اعتراضهایی که به ایشان میشد، حتی بهشوخی بعضی میگفتند؛ «امام از خط امام خارج شده است!»، امام شهید انقلاب را خدا رحمت کند؛ ایشان در معرض اعتراض قرار میگرفتند، چون برخی افراد وقتی با نظرشان موافق نبود، بهجای تبعیت، ناراضی بودند که چرا نظر آنها گفته نشده است.
بهجای اینکه رهبر انقلاب خط بدهد و ما پیرو باشیم، برخی بهعکس عمل میکنند. خدا رهبر انقلاب و جانشین صالح رهبر شهید انقلاب را حفظ کند که ایشان نیز بر حفظ وحدت و همدلی تأکید دارند.
دغدغه رهبر جوان انقلاب هم وحدت است
همین شعار امسال هم بر پایه وحدت است.
بله، دقیقاً. در همین چند هفته گذشته، پیامهایی که در مناسبتها دادند، مانند روز درختکاری و خلیج فارس و...، همگی تأکید بر وحدت و انسجام داشته است، با این حال، در همین شرایط که کشور در وضعیت جنگی است و تهدید وجود دارد و شهدای جدید دادهایم و آسیبهای جدی دیدهایم، باز هم زمزمه تهمت و اعتراض شنیده میشود که جای تعجب دارد، میخواهم بگویم این نگرانی و پرسش از همینجا ناشی میشود.
بهنظر میرسد گاهی تصور میشود موانعی برای گفتوگو وجود دارد، اما حتی سادهتر از این است؛ ما معمولاً صبر میکنیم تا بحران ایجاد شود، بعد سراغ چهرهها میرویم، در حالی که باید بهصورت مستمر گفتوگو کنیم تا اصلاً کار به بحران نرسد، سال 1401 برخی از مدیران وزارت ارشاد با چهرهها صحبت کردند، اما چرا باید کار به آنجا برسد؟ چرا قبل از آن گفتوگو نکنیم؟
این نکته بسیار درستی است، مدیریت رسانه یکی از سرفصلهای مهمش «مدیریت ستاره» است، اساساً رسانه با ستاره، رسانه میشود، خاطرهای بگویم؛ سالها پیش به یکی از کشورهای اروپایی رفتم و از تلویزیون ملی آن کشور بازدید کردم. در ساختمان، عکسهایی از چهرههای مختلف روی دیوار بود؛ شبیه عکس مدیران که ما قاب میکنیم و میزنیم به دیوار، اما دیدم ظاهرشان بسیار ساده و غیررسمی است، تعجب کردم و از مترجم پرسیدم؛ "اینها مدیران قبلی هستند؟"، گفت؛ "نه، اینها ستارههای تلویزیون هستند؛ مجریها، خوانندهها، چهرههای برنامههای گفتوگومحور، ستارههای موسیقی و..."، آنجا فهمیدم سرمایه تلویزیون، چهرهها هستند، نه مدیران. مدیر اگر هنری داشته، این بوده که توانسته است این ستارهها را حفظ کند و از ظرفیت آنها استفاده کند، مدیریت ستارهها کار بسیار دشواری است، چون سلبریتیها بهطور طبیعی در معرض توجه هستند و باید خودمان را جای آنها بگذاریم.
من اگر در خیابان راه بروم، کسی من را نمیشناسد، حالا فرض کنید در موقعیتی قرار بگیرم که مردم با من با احترام ویژه رفتار کنند؛ اگر دو روز چنین برخوردی با من شود و من همان آدم قبلی بمانم، باید خیلی خدا را شکر کنم، انسان بهطور طبیعی از بازخورد دیگران تأثیر میگیرد.
من که در اینستاگرام دو هزار دنبالکننده دارم، نمیتوانم شرایط کسی را درک کنم که 12 میلیون دنبالکننده دارد، کسی که در چنین جایگاهی است، در معرض آسیبهای زیادی قرار دارد، باید شخصیت بسیار محکمی داشته باشد تا بتواند مثل غلامرضا تختی باقی بماند، درک این موضوع مهم است و مدیریت چنین افرادی بسیار دشوار است، بهگونهای که هم جایگاهشان حفظ شود و هم مسیر درست را طی کنند.
مدیریت ستارهها در کشورما سختتر از خارج است
و البته در کشور ما این کار سختتر هم هست.
دقیقاً، بهدلایل مختلف بسیار سختتر است، نمیتوانم انتظار داشته باشم بدون ارتباط گرفتن با آنها، انتظارات خاصی از آنها داشته باشم، این رابطه باید در طول زمان شکل بگیرد، از سوی دیگر، جریانی هم گاهی بهجای گفتوگوی همدلانه، برخوردهای تند و سلبی دارد، معتقدم با همین سلبریتی ساکت داخل کشور، بهجای ناسزاگفتن، باید سؤال کرد، در یک رابطه عاطفی و محترمانه، نتیجه متفاوت خواهد بود.
چه شد که نادر ابراهیمی برای انقلاب رمان نوشت؟
مانند یکی از همین شبها که در تجمعات میدان صادقیه بودیم؛ آقای سعید حدادیان نام سلبریتیهایی را که همراهی کرده بودند خواند و مردم برای آنها تکبیر گفتند.
ماجرایی در مورد مرحوم نادر ابراهیمی نقل میکنند بهنظرم دوستان ما که در حوزه فرهنگ و رسانه تلاش میکنند خوب است که به آن توجه کنند، میگویند که کسی از ایشان پرسید؛ "تو که زمان شاه احیاناً با گرایشهای چپ «هامی و کامی» و «آتش بدون دود» را نوشته بودی و...، چطور شد که سر از رمان نوشتن برای امام خمینی و «سه دیدار» و... درآوردی، حتی به جبهه رفتی «سرودخوانان جنگ در خطه نام و ننگ» را نوشتی و با ابراهیم حاتمیکیا در جبهه بودی و یا رمان برای ملاصدرا نوشتی؟"، گفت؛ "هرچه آقای فلانی بگوید روی چشم میگذارم".
گفتند؛ "چطور؟"، گفت؛ "یک روز عصر جمعه دلگیری بود در خانه نشسته بودیم کسی زنگ خانه ما را زد، دیدیم از طرف آقای فلانی یک سبد گل آوردهاند و یک سکه بهار آزادی، گفتند: «امروز سالگرد ازدواج شماست و ایشان تبریک گفتند.»"، احتمالاً در قراردادی شناسنامه ایشان را داشته است و تاریخ ازدواج را میدانسته است، میگوید؛ "این در من اثر گذاشت". ما در روایات و احادیث چقدر داریم که؛ «با هدیه دادن محبتها را جمع کنید.»، یا میگویند؛ «خدا رحمت کند کسی را که محبت مردم را بهطرف اهلبیت جمع کند.»، یا حتی؛ «محبت مردم را بهطرف خودتان و از طریق خودتان به ما جلب کنید، چرا؟ چون وقتی شما درست رفتار کردید و مؤدب بودید مردم هم جذب شما میشوند.»، در یک مجتمع مسکونی یک بچه حزباللهی است که در چهلم رهبر مشکی پوشیده است و یا خانمش چادری است و...، در این مجتمع امام صادق(ع) میگوید که او باید از هم همه مؤدبتر باشد، اگر در یک شهر 100 هزار نفر جمعیت دارد باید از همه خوشحسابتر، مؤدبتر، تمیزتر و... باشد، وقتی مردم ببینندش بگویند؛ «او شیعه امام صادق(ع) است، او بچه حزباللهی است، او شیعه است. او انقلابی است، او پیرو امام صادق است، امام صادق اینها را اینجوری تربیت کرده است».
نادر ابراهیمی میگوید؛ "آن محبت در من آنطوری اثر کرد."، میخواهم بگویم که جنبه ایجابی آن که در روایات مکرر دستور داده شده است، همین است. بارها شده است که به اهلبیت توهین شده است اما رفتار آنحضرات بهگونهای دیگر بوده است.
مرام اهلبیت(ع) و مریدان واقعی ایشان ادب مقابل معترضینشان است
به امام هادی(ع) گفتند؛ "پسرعموی شما در مسجد به شما توهین میکند."، خواستند بروند با او برخورد تند کنند؛ حضرت فرمودند؛ "نه، خودم میدانم چهکار کنم."، فردا دیدند همان فرد ایستاده و در حال مدح ایشان است، پرسیدند؛ "چه کردید؟"، فرمودند؛ "رفتم احوالپرسی کردم و هدیهای به او دادم؛ رفتارش تغییر کرد."
نقل میکنند در نجف، فردی مدام به امام توهین و ناسزا میگفت، امام فرموده بودند؛ "با او کاری نداشته باشید."، بعد از مدتی فرمودند؛ "سراغش را بگیرید"؛ گفتند؛ "مریض شده است."، امام رفتند و برایش پزشک فرستادند؛ رفتارش اصلاح شد، از رهبر شهید انقلاب نیز مکرر نقل شده است که احوالپرسی میکردند و تفقد داشتند، نتیجه این است که بهجای ناسزا و برخورد تند، اگر رفتار ایجابی باشد، نتیجه متفاوت خواهد بود.
استاد عرفان امام، آقای شاهآبادی، که امام درباره ایشان میگفتند؛ «ایشان حق حیات روحانی به من دارد»، در مسجد سراجالملک در خیابان امیرکبیر فعلی اقامت داشت و نماز میخواند. دختری بههمراه پدرش که پزشک بود، از فرنگ آمده بودند و هر روز در منزل پیانو مینواخت و صدایش بیرون میآمد. مردم محل که فضای سنتی و مذهبی داشتند و اهل مسجد بودند، اذیت میشدند، مدام به آن پزشک بد و بیراه میگفتند، او هم لج کرده بود و حتی پنجره را باز میگذاشت و اوضاع بدتر شده بود، موضوع را به مرحوم شاهآبادی گفتند، ایشان فرمودند؛ "اشتباه از شماست."، گفتند؛ "اصلاً درگیر نشوید و اعتراض نکنید. شما چند نفر هستید؟ هر روز یک نفر از شما با ادب به او تذکر بدهد."، همین کار را کردند و بعد از مدتی، پزشک خانهاش را جمع کرد و رفت، بعدها به حاجآقا شاهآبادی گفت؛ "کاری که هیچکس نتوانست بکند، شما کردید؛ من را بیسروصدا بیرون کردید."
گاهی به دوستان رسانهای میگویم در کار رسانهای، اهمیت «تلفن» را دستکم نگیرید. مگر نمیگوییم اکثریت جامعه انقلابی است؟ من هم معتقدم هست، خب، چرا به فردی که حرف نادرست میزند ناسزا میگویید؟ به آن فرد زنگ بزنید یا به آن سلبریتی پیام بدهید، کامنت بگذارید، شما سکوت میکنید و فقط ناسزا میگویید؛ طرفداران او کامنت تأیید میگذارند، شما آنفالو کنید، اما در عین حال کامنت بگذارید، بهجای آن، یک یادداشت بنویسید، یک ایموجی قلب هم بگذارید و بنویسید؛ «از شما انتظار نداشتیم.»
ارتش سیاه سایبری دشمن با اکانتهای فیک در حال تهدید و فشار به هنرمندان در فضای مجازی است
در آن یادداشت، موضع من همین بود، گفتم؛ به شما هنرمندان احترام میگزارم و دوستتان دارم، اما در عین حال برای من سؤال است؛ من مخاطب شما هستم. اگر من بهعنوان یک ستاره یا سلبریتی که مرجعیت اجتماعی دارد احساس کنم این مرجعیت را از دست میدهم، موضعم تغییر خواهد کرد.
این افراد اتفاقاً از ترس از دست دادن محبوبیت و جایگاه اجتماعی و مخاطبانشان دچار انفعال میشوند، چرا؟ چون جریان مقابل هوچیگری میکند. یک «ارتش سیاه سایبری» با بسیج ظاهری، در حالی که شاید یک نفر پشت آن باشد با 50 اکانت جعلی، فضا را متشنج میکند. برای من که در این حوزه کار کردهام، کاملاً روشن است که با اسم مستعار و صفحه فیک و نشانی غلط، شبنامه مینویسند و بد و بیراه میگویند. آن جریان با بزرگنمایی خود، این تصور را ایجاد میکند که جمعیت زیادی است؛ در حالی که جمعیت واقعی، یعنی مردم اصیل، ایرانی و آزادیخواه، بسیار گستردهترند. در طول این سالها، یکی از اشتباهات ما این بوده است که با فیلترینگ، پارازیت و حذف ظرفیتهای ارتباطی، خودمان را حذف کردهایم، وقتی این ارتباط را قطع کردیم، عملاً میدان را به کسی دادیم که در پایتخت اروپایی، مثلاً عضو سازمان منافقین است و حالا با 50 اکانت میآید و فضا را بههم میریزد.
در حالی که یک جوان سالم، متدین و منتقد در داخل کشور، امکان حضور ندارد. ما دسترسی به شبکههای ماهوارهای را محدود کردیم، اما بهجای آن، خودمان شبکه قوی و فعال ایجاد نکردیم.
حواسمان باشد که در زمین دشمن بازی نکنیم
بیشتر نگاه ما سلبی و انفعالی بوده است.
دقیقاً؛ اگر خاطرتان باشد، رهبر شهید انقلاب بهصراحت فرمودند: «در زمین دشمن بازی نکنید.»، یعنی شما باید فعال باشید، بازی را طراحی کنید، زمین بازی را شما بسازید؛ نه اینکه او برنامه بسازد و شما فقط واکنش نشان دهید. این را صادقانه بگویم؛ در این سالها کسانی بودند که تلاش کردند فعالانه و با طراحی درست وارد میدان شوند، اما یا دیده نشدند یا نیروهای نفوذی مانع شدند. افرادی مانند شهید آوینی بودند که محکم ایستادند و آثارشان موجود است. بحث ایشان درباره مواجهه با ویدئو و رسانههای جدید این بود که هرچقدر هم دیوار بکشید، این فناوری از بالای دیوار وارد میشود، نمیتوان با منع صرف، جلوی آن را گرفت. امثال شهید آوینی بودند که سالها بعد نشان دادند در مواجهه با مسائل اجتماعی و رسانهای، راه درست چیست.
بخش دوم این گفتوگو بهزودی در خبرگزاری تسنیم منتشر میشود.
انتهای پیام/+