یادداشت | مردمسالاری دینی در فقه سیاسی امام شهید
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 19 ارديبهشت 1405 - 14:30
به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام والمسلمین دکتر میراحمدی، استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، در سلسله یادداشتها و گفتارهای «نوآوریهای علمی امام شهید در اندیشه سیاسی» که به همت پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تدوین شد، به بررسی مسأله مردمسالاری دینی در فقه سیاسی شهید آیتالله سید علی خامنهای، پرداخت و نوشت: فقه سیاسی معاصر ایران با انقلاب اسلامی 1357 وارد مرحلهای نو شد که در آن، «مردم» در جایگاه مؤسس نظام سیاسی دینی ظاهر شدند. این امر موجب طرح الگوی مردمسالاری دینی برای اولین بار در فقه سیاسی معاصر ایران گردید. از رهبران فکری و نظری این دوره پس از امامخمینی، آیتالله سید علی خامنهای با تأکید بر مفهوم «مردمسالاری دینی»، کوشیده است تا پیوند میان دین و مردم را در چارچوب فقه سیاسی اسلام تبیین کند. وی در تداوم اندیشه سیاسی امامخمینی، مفهوم مردمسالاری دینی را در تداوم و تکامل مفهوم جمهوری اسلامی مطرح کرد. آیتالله خامنهای بر خلاف بسیاری از طرفداران دموکراسی اسلامی در جهان اسلام و مردمسالاری دینی در ایران، از رویکرد تلفیقی پرهیز کرده و با رویکردی بسیط به طرح این مفهوم پرداخت. در این نوشتار کوتاه، بهاختصار گزارشی از تلاش نوآورانه ایشان در طرح مردمسالاری دینی را مرور خواهیم کرد.
مفهوم مردمسالاری دینی
آیتالله خامنهای مردمسالاری دینی را «نظامی که مردم در سرنوشت خود نقش دارند و این نقش برخاسته از ایمان دینی و التزام به احکام الهی است» تعریف میکند (سید علی خامنهای، خطبههای نماز جمعه تهران، 1379). از نظر ایشان، ترکیب «مردمسالاری» و «دین» یک ترکیب حقیقی است نه اعتباری یا تزئینی. یعنی مردمسالاری تنها در بستر دین معنا مییابد، زیرا در جهانبینی توحیدی، حاکمیت مطلق از آنِ خداست و انسانها با هدایت دین، ارادهی خویش را در مسیر الهی جاری میکنند. ایشان تصریح میکند که برخلاف تصور برخی، مردمسالاری دینی تقلیدی از دموکراسی غربی نیست، بلکه محصول فرهنگ اسلامی و تجربهی تاریخی مردم ایران است (سید علی خامنهای، دیدار اعضای مجلس خبرگان، 1382). از نظر وی، «اسلامِ بدون مردم و مردمسالاریِ بدون دین، هر دو محکوم به شکستاند» (سید علی خامنهای، خطبهی نماز جمعه، 1379). بنابراین، در این نگرش، دین در جایگاه منبع معرفتی مردمسالاری قرار میگیرد و فرایند توجیه و تبیین مؤلفههای مردمسالاری با ارجاع به دین صورتمیگیرد.
مبانی فقهی مردمسالاری دینی
مردمسالاری دینی در فقه سیاسی معاصر ایران بر مبانی فقهی متعددی استوار است. با توجه به رعایت اختصار در این نوشتار، تنها به سه مبنای فقهی آن از نظر آیتالله خامنهای با هدف نشان دادن رویکرد بسیط وی اشاره میشود:
حاکمیت الهی: در اندیشه اسلامی، هر حاکمیتی در نهایت به خداوند بازمیگردد، چنانکه قرآن کریم میفرماید: «إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ» (یوسف،40). بر این اساس، هیچ ارادهای بدون پیوند با ارادهی الهی نمیتواند مشروع گردد. آیتالله خامنهای در تبیین این اصل میفرماید: «اسلام حکومت را برای اقامهی عدل و هدایت جامعه میخواهد، نه صرفاً برای اِعمال قدرت یا ترجیح اکثریت» (سید علی خامنهای، سخنرانی در بیست و دوم بهمن،1380).
ولایتفقیه: ولایتفقیه بهعنوان پایهی نظام اسلامی در تداوم الگوی امامت، بیانگر پیوند میان شریعت و تدبیر اجتماعی است. فقیه، حافظ چارچوب دین و ضامن سلامت تصمیمات مردم است. از نظر آیتالله خامنهای، ولیّ فقیه از طرف خدا مأذون است و جامعه با پذیرش او، عملاً ارادهی الهی را در سطح اجتماعی محقق میکند (سید علی خامنهای، تبیین نظریه ولایتفقیه،1368).
رأی و انتخاب مردم: رأی و انتخاب مردم در اندیشه اسلامی، صرفاً عامل اجرایی نیست بلکه نشانهی تحقق مقبولیت اجتماعی است. آیتالله خامنهای بر اساس این مبنا بر این باور است که اگر مردم حضور نداشته باشند، هیچ حکومتی پایدار نخواهد بود (سید علی خامنهای، بیانات در دیدار معلمان،1383). این دیدگاه از منظر فقهی، مبتنی بر این باور اساسی است که مشروعیت حکومت اسلامی ریشه در نصب و اذن خداوند دارد، اما مقبولیت از ارادهی مردم نشئت میگیرد.
به تعبیر آیتالله خامنهای: «مردم با رأی خود ولیّ فقیه را تعیین نمیکنند، بلکه تشخیص خود را نسبت به ولیّ واجد شرایط ابراز میدارند و این نقش مردم در شناسایی و تحقق ولایت است» (سید علی خامنهای، گفتوگو با صدا و سیما، 1378).
او مشروعیت را امری الهی و غیرقابل واگذاری میداند، اما مقبولیت را شرط تحقق خارجی حکومت میشمارد. در نتیجه، اگر مردم از ولیّ فقیه یا حاکمان اسلامی فاصله بگیرند، حکومت از نظر عملی آسیب میبیند هرچند اصل ولایت از حیث شرعی باقی است.
در فقه سیاسی ایشان، این دو بُعد مکمل یکدیگرند: مشروعیت، پایهی دینی نظام است و مقبولیت، روح و پویایی آن. بدون مشروعیت، نظام به دموکراسی سکولار تبدیل میشود؛ بدون مقبولیت، به استبداد مقدس میلغزد (سید علی خامنهای، بیانات در دیدار بسیجیان، 1384).
جایگاه مردم در مردمسالاری دینی
مردم در دیدگاه آیتالله خامنهای صرفاً تابع نیستند بلکه در چند سطح مشارکت داشته و در این سطوح از نقش تعیینکنندهای برخوردار هستند:
انتخاب مسئولان: مردم رهبر، رئیسجمهور، نمایندگان مجلس و شوراها را با رأی خود برمیگزینند و این انتخاب نوعی بیعت عمومی تلقی میشود. به تعبیر آیتالله خامنهای: «رأی مردم همان چیزی است که در صدر اسلام در قالب بیعت با پیامبر و امام انجام میشد» (سید علی خامنهای، خطبهی نماز جمعه تهران، 1379).
نظارت عمومی: در اندیشه اسلامی، حکومت موظف است پاسخگو باشد و به همین دلیل مردم از حق نظارت برخوردارند که در قالب فریضه امر به معروف و نهی از منکر تبیین میگردد. آیتالله خامنهای تأکید میکند: «هیچ مسئولی در نظام اسلامی نمیتواند از نظارت مردم و قانون آسمانی مصون بماند» (سید علی خامنهای، بیانات در دیدار دانشجویان، 1386).
حضور در میدانهای اجتماعی و سیاسی: در فقه سیاسی معاصر، مردمسالاری دینی تنها به صندوق رأی محدود نمیشود بلکه تمامی عرصههای اجتماعی و سیاسی را در برمیگیرد. از نظر آیتالله خامنهای، حضور در صحنههای اجتماعی (مانند راهپیماییها، فعالیتهای فرهنگی و انتخاباتی) نشانهی حیات نظام است (سید علی خامنهای، دیدار با نخبگان، 1392). به همین دلیل، مشارکت مردم در تمامی عرصهها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و نباید آن را به مشارکت سطحی تنزل داد. از نظر آیتالله خامنهای، تبدیل انتخابات به نمایش ظاهری، بدون رشد آگاهی مردم، موجب تهی شدن معنا میشود (سید علی خامنهای، دیدار با دانشجویان، 1395).
از نظر آیتالله خامنهای، تجلی چنین جایگاهی را میتوان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مشاهده کرد. به همین دلیل، قانون اساسی، نمود عینی مردمسالاری دینی در ایران است، زیرا در آن:
- ولایتفقیه (اصل پنجم) بیانگر پیوند ولایت الهی با ساختار اجتماعی است؛
- انتخابات متعدد (ریاستجمهوری، مجلس، شوراها) نشانگر حضور مستمر مردم است؛
- اصل تفکیک قوا و نظارت عمومی مانع شکلگیری استبداد میشود (سید علی خامنهای، تفسیر قانون اساسی در دیدار نمایندگان مجلس، 1382).
تمایز مردمسالاری دینی با دموکراسی غربی
آیتالله خامنهای بر پایه مبانی فقهی پیشگفته و با توجه به جایگاه مردم در مردمسالاری دینی، رویکرد بسیط خود به مردمسالاری دینی را مطرح کرده و از رویکرد تلفیقی میان اسلام و دموکراسی پرهیز میکند. بر اساس این دیدگاه، مردمسالاری دینی تمایز اساسی با دیگر دموکراسیها و از جمله دموکراسی غربی (لیبرال و سوسیال) پیدا میکند. آیتالله خامنهای در نقد دموکراسی غربی مکرراً به تفاوت مبنایی میان دو نظام اشاره میکند. به نظر او، دموکراسیهای سکولار بر مبنای «اصالت انسانِ بدون خدا» شکلگرفتهاند، در حالی که مردمسالاری دینی بر اساس «خدامحوری و کرامت انسان مؤمن» بنا شدهاست (سید علی خامنهای، دیدار با اساتید دانشگاه، 1389).
همچنین در دموکراسی غربی، رأی اکثریت «ملاک نهایی حق و باطل» تلقی میشود؛ در حالی که در اسلام، رأی اکثریت در چارچوب شریعت معنا دارد. بهبیان ایشان: «در جامعهی اسلامی رأی مردم محترم است چون در نظام توحیدی، مردم صاحب اراده هستند ولی این اراده باید در مسیر هدایت الهی باشد» (سید علی خامنهای، خطبههای نماز جمعه، 1380).
تفاوت دیگر در هدف حکومت است. در دموکراسی، هدف بیشینهسازی منافع مادی است، ولی در مردمسالاری دینی، هدف «سعادت انسان در دنیا و آخرت» معرفی میشود.
با توجه به این تفاوتهای اساسی، نمیتوان مردمسالاری دینی را حاصل تلفیق دموکراسی با دین اسلام دانست و میان مؤلفههای دموکراسی غربی و اسلام رابطه سازگاری برقرار کرد. در برابر، مردمسالاری دینی بهعنوان یک حقیقت واحد برخاسته از پذیرش حاکمیت مردم در چارچوب اسلام است. این الگو در چارچوب فقه سیاسی آیتالله خامنهای با ویژگیهای زیر از دموکراسی غربی تمایز بنیادین پیدا میکند:
- خدامحوری و عدالتخواهی بهجای فردگرایی و نفعطلبی؛
- مشارکت آگاهانهی مردم نه صرفاً مشارکت عددی؛
- پیوند مستمر میان ایمان، قانون و رأی مردم؛
- ولایتفقیه بهعنوان تنظیمکنندهی توازن میان شرع و ارادهی اجتماعی؛
- توازن حق و تکلیف بهجای حقمحوری مطلق.
دیدگاه فقهی آیتالله خامنهای دربارهی مردمسالاری دینی، تلاشی نوآورانه است برای ارائهی الگویی نوین از حکومت که در آن، آزادی و ایمان بهجای تعارض، به تکامل یکدیگر میانجامند. این نظریه نه «دموکراسی اسلامی» بهمعنای تلفیقی آن، بلکه نظامی بومی و مبتنی بر رویکرد بسیط است که با بازخوانی سنت فقهی در پرتو مقتضیات زمان و مکان، شکل گرفته است.
در این نظام، مشروعیت از «وحی» و مقبولیت از «مردم» سرچشمه میگیرد و تعامل این دو الگویی بسیط از مردمسالاری دینی را خلق میکند. به همین دلیل در فقه سیاسی آیتالله خامنهای، مردم ابزار نیستند بلکه مقصدند، اما مقصودی که جایگاه آن را دین اسلام تعیین کرده است. این همان نقطهای است که مردمسالاری دینی را از هر نظام مبتنی بر سلطهی انسان بر انسان متمایز میسازد و در برابر، نظامی مردمی در طول حاکمیت الله ایجاد میکند. این الگو از این نظر منحصربهفرد بوده و بهاعتقاد وی «هدیهای الهی است که ملت ایران آن را به جهان عرضه کرده است» (سید علی خامنهای، سخنرانی در اجلاس خبرگان، 1382). در نتیجه، نمیتوان مردمسالاری دینی را امری تلفیقی دانست، بلکه باید از حقیقت واحد آن در اندیشه فقهی آیتالله خامنهای سخن گفت. در این صورت است که میتوان سهم نوآورانه ایشان در فقه سیاسی معاصر را دریافت.
انتهای پیام/