پشت نقاب حقوق بشر؛ میناب، آزمون صداقت غرب در برابر کرامت انسانی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، هدی رضایی، معلم فیلم‌ساز و رئیس پژوهش‌سرای فارابی، در گفت‌وگویی تحلیلی درباره ابعاد فرهنگی و معرفتی فاجعه میناب و پدیده تحریف در منظومه حقوق بشر غربی، چنین می‌گوید: مکاتب نوظهور امروز، برخلاف ظاهر فکری و آرمانی‌شان، در واقع ابزارهایی برای تثبیت نوعی برده‌داری مدرن اقتصادی‌اند. هر کدام با شعارهایی زیبا وارد می‌شوند، اما هدف، همیشه بهره‌برداری از انسان و هدایت جریان‌های اقتصادی جهانی به‌نفع نظام سرمایه‌داری است. نمونه بارزش فمینیسم جهانی است که ظاهراً برای برابری زن و مرد می‌جنگد، اما در بطن خود برای تأمین نیروی کار ارزان و قانع زن در کمپانی‌های چندملیتی ایجاد شد. برابری در اینجا مفهومی ابزاری است، نه انسانی.

او در ادامه به سیاست دوگانه اومانیسم سکولار در جهان امروز اشاره کرده و گفت:به همین میزان، در اومانیسم سکولار نیز تناقضی عمیق وجود دارد؛ چون اگر واقعاً ارزش انسان معیار بود، جان کودک اوکراینی با جان کودک فلسطینی یا مینابی یکی شمرده می‌شد. اما در جهان رسانه، روایت‌ها طبق منافع جهت‌دهی می‌شوند. کافی است کودکی در اروپای شرقی قربانی شود؛ جهان خبرساز می‌شود، هشتگ‌ها به راه می‌افتد، باشگاه‌های ورزشی اشک می‌ریزند. اما اگر هزاران کودک در غزه یا چند دانش‌آموز در میناب کشته شوند، همان رسانه‌ها در سکوت سنگین فرو می‌روند. این تفاوت فریاد می‌زند که معیارشان انسان نیست، بلکه منفعت و رنگ پوست است.

رضایی در ادامه تأکید می‌کند که جدایی دین از سیاست نیز در همین بستر تعریف می‌شود: ماجرای تفکیک دین از سیاست در غرب، به‌ظاهر برای رهایی انسان بود اما در واقع هدفش تهی‌کردن جوامع از فلسفه رفتاری الهی و مقاومت معنوی است. می‌خواهند مردمِ مؤمن از شمال اروپا تا جنوب آفریقا ایمانشان را در حاشیه نگاه دارند تا در برابر سیاست‌های پلید قدرت‌های بزرگ، مقاومتی باقی نماند. همان کشورهایی که امروز مدعی مبارزه با تروریسم‌اند، دقیق‌ترین دستگاه‌های اطلاعاتی جهان را دارند. دولتی که می‌تواند رهبر کشوری را با دقت میلی‌متری هدف قرار دهد، چطور نمی‌فهمد دانش‌آموزان میناب در منطقه‌ای غیرنظامی بوده‌اند؟ پاسخ روشن است؛ حمله عامدانه بود. قربانی‌سازی آگاهانه برای ایجاد رعب، به همان سبک و منطقی که در دیگر نقاط جهان دست به تولید بحران می‌زنند.

این معلم فیلم‌ساز در توصیف واقعیت پشت نقاب لفظی حقوق بشر گفت:باید پرسید چگونه ممکن است همان طراحان مکتب سکولاریسم، امروز عامل مرگ کودکان ایرانی باشند و باز هم از آزادی و انسانیت سخن بگویند؟ این رفتار یادآور همان تناقض تاریخی غرب است که در کلماتش عدالت می‌سازد و در میدان عمل، مرگ می‌پراکند.

او در بخش دیگری، به پیوند فکری میان آموزش و عقلانیت مقاومت اشاره کرد و گفت: برای نخستین‌بار جنگ به شکل عریان وارد محیط‌های آموزشی ما شد. بمباران مدرسه و دانشگاه تنها حمله نظامی نبود، بلکه تهاجمی معرفتی به فلسفه آموزش بود. دشمن نمی‌تواند تحمل کند که ملت ایران در میدان علم، فرهنگ و تفکر مستقل باشد؛ از همین رو مدارس، لابراتوارها و دانشگاه‌های ما را هدف گرفتند. آنان صدای علم را می‌خواستند خاموش کنند، اما نفهمیدند که علم در ایران در بناها نیست، در خون و ریشه‌هاست.

رضایی می‌افزاید:نسل‌کشی آموزشی، شکلی تازه از جنگ مدرن است. سکوت نهادهای بین‌المللی در برابر چنین جنایتی نیز تصادفی نیست. چون کاتبان همین کنوانسیون‌های حقوق بشر، خود عوامل جنایت‌اند. وقتی جنایت‌کار قانون می‌نویسد، قاعدتاً عدالت بی‌صدا می‌ماند. همین است که ظلم دیگران را "جنایت" و ظلم خود را "آزادی" می‌نامند.

او سپس به مسئله تحریف در فضای مجازی و رسانه‌های غربی پرداخت و گفت:متأسفانه امروز ذهن نسل جوان ما با داده‌هایی تغذیه می‌شود که از فیلتر مصالح غرب می‌گذرد. پلتفرم‌ها کانالیزه‌اند و محتوا به گونه‌ای جهت‌دهی می‌شود که قاتل به‌صورت قربانی و قربانی به‌صورت متهم معرفی شود. این همان مهندسی افکار است که باید از دل مدارس شکست بخورد. رسالت امروز معلمان ما، بازگرداندن توان قضاوت مستقل به نسل جدید است. باید یاد بگیرند که روایت حقیقی را از تبلیغ سیاسی تشخیص دهند.

او درباره ارزش انسانی زن در فرهنگ اسلام نیز گفت:در فاجعه میناب دیدیم که اگرچه شهدای پسربیشتر بودند، اما دل مردم برای دختران بیشتر به تپش افتاد. چون در تمدن ایرانی ـ اسلامی، زن حامل کرامت، مهربانی و حیات است. ریشه این حس در ژرفای تاریخ ماست؛ قرن‌ها پیش از شکل‌گیری فمینیسم غربی، ایران و اسلام زن را محور تربیت و مهر می‌دانستند. تفاوت اینجاست که در فرهنگ ما، زن احترام دارد نه به خاطر کارکرد اقتصادی‌اش بلکه به‌واسطه جایگاه انسانی و روحانی‌اش.

رضایی در پایان به وظیفه نظام آموزشی اشاره کرده و گفت:اگر آموزش‌وپرورش امروز بتواند این حقیقت را به جوان منتقل کند، که حقوق بشر واقعی از دل ایمان و انسانیت برمی‌خیزد نه از شعارهای رسانه‌ای، دیگر هیچ رسانه‌ای نمی‌تواند جای ظالم و مظلوم را عوض کند. واقعه میناب و حتی فاجعه زایشگاه لبنان باید درسی بزرگ برای جامعه جهانی و مدارس ما باشد؛ این‌که حقوق بشر حقیقی در عمل به کرامت و حرمت انسان معنا می‌یابد، نه در بازی‌های سیاسی قدرت‌ها. رسالت ما این است که این دروغ بزرگ را افشا کنیم تا آیندگان دوباره فریب "زیبایی ظاهری" مکاتب دروغین را نخورند.پ

انتهای پیام/