یادداشت| تالاب میقان و زخمی که تنها با دستانِ همسایگانش التیام مییابد
- اخبار استانها
- اخبار مرکزی
- 17 ارديبهشت 1405 - 16:41
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، تالاب میقان یکی از ده تالاب مهم ایران است که حیات وحش متنوع و طبیعت کویری جلوهای خاص بدان بخشیده است. در واقع، این تالاب در مجاورت کویر به علت برخورداری از شرایط آب و هوایی مناسب یکی از مهمترین زیستگاههای فصلی پرندگان مهاجر محسوب میشود. این تالاب در 17 کیلومتری شمال شرقی اراک، جنوب غربی داودآباد و در دشت فراهان استان مرکزی واقع شده و مساحت آن در محدوده 100 تا 110 کیلومترمربع متغیر است.
در سالهای با بارندگی مناسب، تالاب دارای آب قابل توجهی است و در سالهای کم آبی عموما اطراف تالاب به حالت خشک و کویری و شورهزار در میآید. منابع تأمین آب تالاب را بارشهای جوی و آب سه رودخانه قره کهریز، فراهان و شهراب و پساب تصفیهخانه فاضلاب اراک تشکیل میدهند، همین ورود پساب به تالاب در سالهای گذشته سبب رویش نی در این منطقه شده است.
اردیبهشت ماه 1402 این تالاب شاهد آتش سوزی و حریق گسترده ای بود که در نهایت حوالی سحرگاه سوم اردیبهشت این آتش سوزی مهار شد و اکنون به فاصله 2 سال بر دیگر دقیقا در ماه اردیبهشت شاهد بروز حریق گسترده ای در تالاب میقان بودیم بطوریکه آتش سوزی در 100 هکتار از نیزارهای محدوده تالاب میقان اراک با گذشت بیش از 9 ساعت و با تلاش نیروهای امدادی با ایجاد آتش بُر در اطراف محدوده آتش سوزی دامنه آتش مهار شد. "جمیله شکرایی" از فعالان محیط زیست، کشاورزی و منابع طبیعی استان مرکزی در یادداشتی درخصوص این آتش سوزی و راهبردهای پیشگیرانه آن نکاتی ارائه کرده که در زیر می آید:
تالاب میقان و زخمی که تنها با دستانِ همسایگانش التیام مییابد
بسیار درست و عمیق است؛ حقیقتی که اغلب در هیاهوی مدیریتهای کلان نادیده گرفته میشود، این است که «بهترین نگهبان هر زیستبوم، همان کسانی هستند که در همسایگی آن نفس میکشند.
تالاب میقان دوباره در شعلهها سوخت و بار دیگر به ما یادآوری کرد که تا زمانی که «میقان» برای ما صرفاً یک «موضوع روی میز» باشد و نه «بخشی از زندگی»، این سرنوشت تکرار خواهد شد.
سالهاست که در اتاقهای در بسته، برایش تصمیم گرفتهایم و شجرهنامهاش را ورق زدهایم، اما حقیقت تلخِ امروز این است که وقتی آتش بیداد میکند، «مصوبه» و «دستورالعمل»، نه راهی به تالاب دارند و نه شعلهای را خاموش میکنند و البته راهحل، نه در کیلومترها دورتر، که در همان چند قدمیِ تالاب نهفته است. نگاهی به این آتشسوزیهای مکرر، پرده از یک حقیقتِ غفلتشده برمیدارد:
جوامع محلی
اولین کسانی هستند که تالاب را در آغوش مرگ میبینند و اولین کسانیاند که بیشترین آسیب را از خاکستر شدن آن میبینند. اما همین مردم، که در خط مقدم این فاجعهاند، چقدر برای مقابله با آن توانمند شدهاند؟
1. آموزش؛ حلقه مفقوده:
حفاظت از تالاب بدون مشارکت مردمِ حاشیه تالاب، مانند بنا کردن قلعهای روی آب است. وقتی جوامع محلی از اهمیت بیولوژیک و اقتصادی تالاب آگاه نباشند و ندانند چگونه باید از حریم آن پاسداری کنند، تالاب در برابر کوچکترین جرقه، بیدفاع میماند.
2. تجهیز و توانمندسازی؛
جایگزینِ انتظار: نمیتوان انتظار داشت مردمی که هیچ تجهیزاتِ حداقلی برای اطفای حریقِ نیزارها ندارند، تماشاگر سوختنِ هستیشان نباشند. راهحلِ «میقان»، تشکیل و آموزش «تیمهای داوطلب محلی» است؛ گروههایی که تجهیزات ساده اما حیاتیِ اطفای حریق در اختیار داشته باشند و قبل از رسیدنِ ماشینهای سنگینِ آتش نشانی ، آتش را در نطفه خفه کنند.
3. پیوند دوباره با تالاب:
تالاب میقان نباید برای مردم حاشیه تالاب، موجودی دورافتاده باشد که فقط در زمانهای بحرانی نامش شنیده میشود. تالاب باید به «معیشت» و «امنیت» مردم گره بخورد. وقتی مردم بدانند که سلامتِ میقان، مستقیم با سلامتِ فرزندانشان و حاصلِ مزارعشان در ارتباط است، خود به سرسختترین نگهبانانش بدل خواهند شد.
و اما سخنی خطاب به مسئولان:
دیگر به دنبال راهحلهای پرهزینه و کاغذی نباشید. بودجهای که صرف همایشهای بیحاصل میشود را به دستانِ کارگرِ کشاورز و جوانِ بومیِ حاشیه میقان برسانید. آنها را آموزش دهید، آنها را تجهیز کنید و به آنها اعتماد کنید.
و صحبتی هم خطاب به همسایگانِ میقان:
امروز که با دیدنِ خاکسترهای میقان، «دلمان میسوزد و کاری از دستمان برنمیآید»، بیایید پیمان ببندیم که فردا دیگر اینگونه نباشیم. آموزش، اولین قدم برای این است که دیگر شاهدِ پروازِ پرندگانِ بیآشیانه نباشیم.
تالاب، برای بقا، بیش از آنکه به قلمِ مدیران نیاز داشته باشد، به دستانِ کارآزموده و دلسوزِ اهالیِ خودش محتاج است. میقان، با همین دستها زنده میماند.
یادداشت از: جمیله شکرائی، فعال زیست محیطی
انتهای پیام/711/