انسان غربی در قفس آهنین نظم یا آنارشی شور

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، هفتمین نشست از سلسله نشست‌های «واکاوی ایستادگی مردم در برابر طوفان» با عنوان «سحرگاه سرخ» با حضور مریم منصوری عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد به فصل رهبر شهید انقلاب اسلامی اختصاص داشت، به همت روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.

در ابتدای این نشست دکتر مریم منصوری، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد، اشاره کرد که تمدن‌ها بر روی یک نقطه‌عطف واحد از هم جدا می‌شوند. آن چه یک جامعه را به سوی استعمار، استثمار و قفس آهنین می‌برد یا به سوی آرامش، استکمال و همدلی بنیادین سوق می‌دهد، در پاسخ به این پرسش نهفته است که «انسان چیست؟

منصوری با اشاره به کتاب برایان ترنر در فلسفه علوم اجتماعی، دو نماد «آپولون» (خدای نظم و عقل) و «دیونیزوس» (خدای خلاقیت، شور و بی‌خردی) را معرفی کرد. به گفته وی، غرب پس از رنسانس در یک دوگانه تاریخی گرفتار شده است؛ در روایت اول  از کانت تا هگل  انسان موجودی است که در مسیر دیالکتیکی تاریخ به سوی «نظام دیوان‌سالارانه» و «قفس آهنین» پیش می‌رود. عقل سرکوبگری که بر فراز تاریخ ایستاده و خود را در اوج تکامل می‌بیند اما در نقطه مقابل، از نیچه و فروید گرفته تا پست‌مدرن‌ها، انسان «دیونیزوسی» ظهور می‌کند که بر لایه‌های غیرعقلانی وجود تکیه دارد و خواهان فضایی آنارشیک در برابر نظم مدرنیته است. البته این دو نگاه، علیرغم ظاهر متضاد در یک نقطه مشترکند؛انسان در هر دو خوانش، به شدت مادی و محصور در زمان و مکان دیده می‌شود و هیچ افق بلندتری برای او متصور نیست.

عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد با نقد نگاه انسان «آپولونی» غرب، به پیامد سیاسی آن اشاره کرد:غرب خود را در اوج تکامل تاریخ می‌بیند و برای خود یک مسئولیت اخلاقی قائل است تا دیگران را نیز به این پیشرفت برساند و این دقیقاً همان منطقی است که استعمار را تئوریزه می‌کند. همچننین امروز نیز در پروتکل‌های آمریکایی، غرب خود را متولی مراقبت از جامعه جهانی می‌داند و ذیل این نظم جهانی، به کشورها حمله می‌کند و نحوه مصرف منابعشان را دیکته می‌نماید و در مقابل، انسان پست‌مدرن نیز با تکیه بر به‌حاشیه‌رانده‌شدگان، نمی‌تواند افقی فراتر از  عدالت توزیعی در همین جهان ارائه دهد.

منصوری در ادامه سخنان خود،  روایت بدیل اسلامی را مبتنی بر قرآن، عرفان و حکمت متعالیه تبیین کرد و افزود: انسان در نگاه ما صرفاً مادی نیست و ماهیت او دارای لایه‌های نباتی، حیوانی و انسانی است که در امتداد یکدیگر و به صورت تشکیکی قرار دارند، اما تفاوت اساسی در اینجاست؛در مسیر کمال، لایه‌های مادون نابود یا سرکوب نمی‌شوند بلکه مراقبت می‌شوند تا به سمت کمال حرکت کنند و  به این دلیل بهتر است به جای حرکت تکاملی که بار سرکوبگرانه دار، از حرکت استکمالی استفاده شود. این نگاه، برخلاف دیالکتیک هگلی انسان‌ها و لایه‌های وجودی را در تقابل با یکدیگر نمی‌بیند و انسان‌ها در طول تاریخ، در یک حرکت جمعی و تدریجی، از کثرت‌ها به سمت وحدت و کمال در حال صعودند.

این استاد حوزه و  دانشگاه در تشریح چگونگی به فعلیت رسیدن جامعه و نسبت «امام با امت» از مفهوم قرآنی «تسخیر» بهره برد و آن را از معانی منفی رایج تفکیک کرد. ایشان با استناد به آرای علامه طباطبایی، تسخیر به معنای رام کردن چیزی در راهی که مقصود تسخیرکننده است و در آن اکراه و اجبار نیست. وی نسبت امام با جامعه را چون «نسبت باغبان با باغ» توصیف کرد:«باغبان با دادن آب، نور و کود کافی بر مقتضای طبع گیاه، آن را به کمال می‌رساند. کمال درخت، کمال باغ و کمال باغبان در راستای همدیگر است. این الگو، کاملاً در مقابل نگاه دیکتاتورمآبانه و سرکوبگرانه غربی قرار دارد و اینجاست که امام در مقام جمع، تجلی‌گاه همه خصلت‌های جامعه می‌شود، گویی امت، بسط وجودی امام در تاریخ است و با شهادت امام، این وجود فراگیرتر و منبسط‌تر می‌شود، درست مثل شکستن شیشه عطری که رایحه‌اش را همه‌جا می‌پراکند.

منصوری در پایان، این چارچوب نظری را کلید فهم بسیاری از منازعات سیاسی روز دانست و گفت:به نظرم تلاش امامین انقلاب در این چهل و اندی سال، بسط همین نگاه بوده است. این نگاه می‌گوید تکامل امام تنها در گرو تکامل امت است و این نظریه نه تنها بار را از دوش امام برنمی‌دارد و به جامعه تفویض نمی‌کند بلکه آن دوگانگی کاذب و ادبیات کاریزمای وبری را هم می‌شکند و با اشاره به آیه قرآن که از حضرت ابراهیم(ع) به عنوان «امت» یاد می‌کند، تأکید کرد که اگر این ادبیات در علوم سیاست ما جا بیفتد،می‌تواند منازعات و نزاع‌های لایه‌های اجتماعی را به سمت یک هم‌افزایی و همدلی بنیادین حل کند.

انتهای پیام/