یادداشت| مذاکره در دوران سکوت نبرد نظامی؛ هنر ایستادگی هوشمندانه
- اخبار استانها
- اخبار کاشان
- 16 ارديبهشت 1405 - 15:20
به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، این سکوتی که در صحنه نبرد حکمفرماست، نه سکوت وادادگی، بلکه سنگینی آرامش لشکری است که به پیروزی خویش یقین دارد؛ دشمن در هیاهوی فریادها و اضطرابهای پوشالی خویش غرق است، اما ما در این فریاد بی صدای استراتژیک، با گامهایی استوار و بصیرتی نافذ، میدان را مهندسی میکنیم.
این آرامش، زبان قدرت کسی است که میداند طوفان فتنه پیش از رسیدن به حصار ایمان ما، در گلویش خفه شده است؛ آری، ما پیروزیم؛ زیرا نه در بند بازیهای حقیر حریف، بلکه بر ستیغِ ارادهای ایستادهایم که صدای پیروزیاش، از هر فریادی رساتر و ماندگارتر است.
فهم کردن معنای «مذاکره به عنوان یک ابزار سیاسی و دیپلماتیک» و «تسلیم شدن یا معامله بر سر ارزشها»، همان نقطهای است که میتواند دوقطبیسازی را از بین ببرد و مذاکره لزوماً به معنای امتیاز دادن یا خیانت نیست، بلکه ابزاری برای تامین منافع ملی و حفظ عزت است.
رهبر شهیدمان تاکید داشتند مذاکره نباید منجر به از دست رفتن حقهای ملی شود، بلکه باید راهی برای بازپسگیری یا تثبیت آنها باشد و این دیدگاه در طول سالهای مختلف، بهویژه در دوران مذاکرات هستهای از سال 1392 به بعد بارها تکرار شده است.
مذاکره، ابزار ما برای ایستادگی است؛ ما مذاکره میکنیم تا دشمن را از مسیر غیرقانونی خود بازداریم، نه اینکه از موضع ضعف با او برخورد کنیم.
رهبری بارها اشاره کردهاند که تصمیمگیریهای سیاسی باید بر اساس مصلحت کشور و با نگاه به واقعیتهای روز باشد و ما در سیاست، بر اساس مصلحت و با در نظر گرفتن واقعیتهای موجود عمل میکنیم و این به معنای تغییر مبانی اعتقادی ما نیست.
در سخنرانیهای مربوط به دوران پس از توافق برجام در سال 2015 و همچنین در تحلیلهای مربوط به بازگشت آمریکا از توافق، این تفکیک بین "سیاست" و "اعتقادات" بسیار مشهود است، لذا مذاکره یک "تاکتیک" و نه یک "استراتژی" برای تغییر هویت است.
همانطور که در جنگ هم گاهی عقبنشینی میکنیم تا موقعیت بهتری پیدا کنیم، در مذاکره هم از ابزار دیپلماسی برای حفظ مصلحت استفاده میکنیم.
یکی از مهمترین دلایل مذاکره، جلوگیری از تنشهای نظامی و حفظ ثبات است که خود یک ضرورت استراتژیک است؛ دیپلماسی میتواند راهی برای جلوگیری از درگیریهای نظامی و حفظ امنیت ملی باشد و در سالهای مختلف تأکید بر این بود که هدف از دیپلماسی، پیشگیری از وقوع جنگهای ویرانگر است.
اگر مذاکره باعث شود که امنیت کشور حفظ شود و از خون ریخته شدن جلوگیری شود، این خود عین وظیفه ریاستجمهور و مسئولان در خدمت به ملت است لذا مذاکره یک ابزار و نه یک هدف است.
همانطور که یک سرباز برای پیروزی در میدان جنگ از سلاح استفاده میکند، یک دولت هم برای حفظ منافع ملت از دیپلماسی استفاده میکند. اگر کسی از سلاح استفاده کند، خیانتکار نیست، بلکه با ابزار جنگ میجنگد.
مذاکره با آمریکا، تلاش برای استفاده از ابزار دیپلماسی است تا ارزشهای ما و حقمان حفظ شود، نه اینکه ارزشها را معامله کنیم پس مذاکره، عین ایستادگی است، اگر با قدرت و برای حق باشد.
رهبر شهیدمان فرمودند این مسیر یعنی مذاکره با آمریکا درباره موضوع هستهای را بروید تا اتمام حجتی باشد و مردم بدانند که نظام و دولتشان از هیچ روشی که مصلحت، حکمت و عزت در آن باشد فروگذار نیست تا دفع شر کند و اگر طرف مقابل تمکین نکند ما اتمام حجت کردهایم.
پس نتیجه میگیریم که مذاکره یک «انتخاب» برای تسلیم نیست، بلکه یک «ابزار» برای مدیریت بحران است؛ ما مذاکره میکنیم تا به جای پرداخت هزینه با «خون و جنگ»، هزینه را با «دیپلماسی» مدیریت کنیم.
تا زمانی که ابزار جنگ یعنی قدرت نظامی و تنگه هرمز در دست ماست، مذاکره از موضع قدرت است، اما اگر ابزار مذاکره را کنار بگذاریم، تنها راه باقیمانده، ورود به جنگی است که هزینهاش برای همه سنگینتر خواهد بود پس مذاکره، نه یک ابزار همیشگی، بلکه بخشی از «هنر ایستادگی هوشمندانه» است.
در شطرنج، بازیکن بزرگ هرگز فقط با حمله مستقیم به شاه دشمن نمیجنگد او مدام از جابهجایی مهرهها یعنی مذاکره و مانور استفاده میکند تا موقعیت خود را بهتر کند و گر یک بازیکن فقط به فکر حمله باشد و از جابهجاییهای استراتژیک یعنی مذاکره استفاده نکند، خیلی زود مهرههایش را از دست میدهد و بیمعنی میشود.
مذاکره در سیاست، همان جابهجایی مهرهها برای حفظ میهن و رسیدن به مات یعنی پیروزی نهایی است.
یادداشت از عباداله اختری، کارشناس مسائل سیاسی
انتهای پپیام/804