روایت شفاف و هماهنگ نیاز جامعه در جنگ

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در فضای فرساینده جنگ یک واقعیت بنیادین وجود دارد، با مردم باید شفاف، صادقانه و به‌موقع سخن گفت (به کررات از این نیاز گفته‌ام و بارها ضرورت این اصل را در نوشته‌ها و پیام‌های مختلفم تکرار کرده‌ام). فشار اصلی جنگ همیشه در میدان نبرد خلاصه نمی‌شود؛ بخش بزرگی از آن در ذهن و روان جامعه شکل می‌گیرد. وقتی سکوت یا تأخیر در اطلاع‌رسانی رخ دهد، خلأ ایجاد شده فوراً با شایعات و روایت‌های غیررسمی پر می‌شود، روایت‌هایی که نه دقیق‌اند و نه قابل‌اعتماد.

آگاهی منبع اصلی تاب‌آوری اجتماعی است. جامعه‌ای که اطلاع روشن و مستند دارد، حتی با خبرهای سخت نیز سازگار می‌شود. مردم زمانی که تصویر درستی از واقعیت و چشم‌انداز پیش‌رو داشته باشند، کمتر درگیر اضطراب جمعی می‌شوند و همکاری بیشتری نشان می‌دهند. اما وقتی آگاهی به‌جای نهادهای رسمی از دل شایعه‌ها و منبع‌های محدود اطلاعاتی به دست آید، احساس ناامنی و بی‌اعتمادی تشدید می‌شود.

در این میان باید به یک نکته مهم توجه کرد: جنگ روایت نه یک حاشیه، بلکه ضریب‌دهنده فرسایش نظامی و اقتصادی است. هر خلأ اطلاع‌رسانی، تبدیل به میدان عملیات روانی می‌شود و فشار را بر جامعه چند برابر می‌کند. با یک روایت‌سازی نادرست، می‌توان هزینه‌های جنگ را برای مردم به مراتب سنگین‌تر جلوه داد؛ درست به همان اندازه که یک اطلاع‌رسانی دقیق و به‌موقع می‌تواند این فشار را تعدیل کند. اکنون ما با خلأ روایت داخلی روبه‌رو هستیم، یعنی مردم در تعلیق روایی به سر می‌برند.

به همین دلیل همان‌طور که کشور در شرایط جنگی به سخنگوی نظامی، سخنگوی امنیتی و سخنگوی ویژه مذاکرات بین‌المللی نیاز دارد، وجود یک سخنگوی معتبر اقتصادی نیز ضروری است. نگرانی‌های اقتصادی مردم، از قیمت‌ها و بازار گرفته تا سیاست‌های حمایتی و مدیریت بحران، در مرکز فشار روانی جنگ قرار دارد و اگر به آن پاسخ روشن داده نشود، میدان برای شایعه و سوداگری باز می‌شود. همان طور که اکنون شاهد رفتارهای پر زیان کاسبان جنگ هستیم که چگونه یکباره با افزایش قیمت‌ها، شوک به جامعه تزریق می‌کنند؛ ولی در مقابل فقط می‌شنویم که قیمت‌ها در کنترل است و نظارت وجود دارد.

اما مسئله فقط داشتن سخنگویان متعدد نیست، هماهنگی میان آن‌ها اهمیت حیاتی دارد. در لایه‌های مختلف نظامی، امنیتی، دیپلماسی خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد باید یک خط خبری واحد و مبتنی بر واقعیت وجود داشته باشد. هر عدم‌هماهنگی، هر پیام دوگانه و هر تناقض، مستقیماً به اعتماد عمومی آسیب می‌زند و اثرگذاری روایت رسمی را کاهش می‌دهد. مسلم است که منظور از هماهنگی و خط خبری واحد، جعل واقعیت یا کتمان حقایق یا صرفاً حرکت بر مدار «همه چی خیلی خوبه و تحت کنترله» نیست.

جامعه امروز به سخنگویی نیاز دارد که هم اعتبار تخصصی داشته باشد، هم قدرت تبیین، هم توان ایجاد اعتماد. سخن گفتن با مردم یک وظیفه فرعی نیست؛ بخشی از مدیریت جنگ است. هر توضیح دقیق، هر شفافیت به‌موقع، بخشی از جنگ روایت را خنثی می‌کند و سرمایه اعتماد عمومی را تقویت. در روزهای دشوار، بزرگ‌ترین پشتوانه یک کشور، همین اعتماد و همراهی مردم است؛ و این سرمایه تنها با گفت‌وگوی صادقانه و پیوسته با جامعه حفظ می‌شود.

یادداشت از: تینا چهارسوقی امین، پژوهشگر  سیاسی و مدرس دانشگاه

انتهای پیام/