پایداری و استقامت تربیت یافتگان مکتب الهی در برابر دشمنان از نگاه قرآن
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 15 ارديبهشت 1405 - 10:58
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، «وَكَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ كَثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ: چه بسا پیامبرانی که انبوهی دانشمندانِ الهی مسلک [و کاملان در دینِ] به همراه او با دشمنان جنگیدند، پس در برابر آسیب هایی که در راه خدا به آنان رسید، سستی نکردند و ناتوان نشدند و [در برابر دشمن] سر تسلیم و فروتنی فرود نیاوردند؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد.» (آل عمران، 146)
خداوند در این آیه شریفه با مقایسه میان مسلمانان با یاران پیامبران گذشته، ضمن تمجید و ستایش از بسیاری از تربیت یافتگان مکتب پیامبران که در سایه این تربیت در برابر همه دشواری های همراهی با پیامبران، صبر و استقامت کردند، تلویحاً سست منشی و عدم استقامت شماری از مسلمانان در جنگ احد را مورد نکوهش قرار می دهد.
از این آیه شریفه سه نکته قابل استفاده است:
نکته اول؛ از فراز «وَكَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ كَثِیرٌ» سه نکته قابل برداشت است:
یک؛ برای واژه «ربیون» در این فراز دو معنا ذکر شده است:
معنای اول: مقصود کسانی است که اختصاص به پروردگار پیدا کردند، تحت اشراف و تربیت الهی بزرگ شدند، رنگ خدایی پیدا کردند و به مراتب عالی علمی و معنوی نائل آمدند.
معنای دوم: به معنای گروه و شمار زیاد و مثلاً در حد ده هزار نفر است.
باید دانست که واژه «ربیون» با واژه «ربانیون» هم ریشه بوده و هر دو واژه یک معنا؛ یعنی مفهوم «تربیت شدگان مکتب الهی» را به دست میدهد که همان گونه که در بررسی آیه شریفه «وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ» بیان شد، واژه «ربانی» از ریشه «ربّ» به معنای کسی است که به ربّ منسوب و منتسب و علم را با عمل در هم آمیخته است؛ یعنی خدایی باشید و رنگ خدایی بگیرید.
از سویی دگر، اگر معنای واژه «ربیون» جمع زیاد باشد، صفت «کثیر» که پس از آن در آیه شریفه بازتاب یافته زائد خواهد بود و راهیافت گفتار زائد و بی فائده در قرآن از هر جهت مردود است.
دو؛ خداوند برای آنکه نشان دهد که در گذشته بسیاری از بندگان تربیت شده الهی در رکاب پیامبران با تمام وجود استقامت کردند از سه روش بهره گرفته است:
روش اول؛ به جای واژه «رسول» از واژه «نبی» بهره گرفت تا نشان دهد آن بندگان راسخ به رغم آن که در کنار انبیاء به جنگ پرداختند و نه در کنار رسولان الهی، این چنین از خود استقامت نشان دادند و این در حالی است که مسلمانان در رکاب یکی از رسولان و بلکه در رکاب برترین آنان پای به فرار گذاشتند!
روش دوم؛ از میان صحنه های مختلفی که می تواند استقامت را به تصویر بکشد، نام جنگ و جهاد که دشوارترین میدان بروز استواری در دین و عقیده به شمار می رود، را برد تا نشان دهد یاران پیامبران گذسته تا چه میزان دارای رسوخ در باور و عمل بودند.
روش سوم؛ با آوردن سه وصف: عدم وهن، عدم ضعف و عدم استکانت در فراز «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا» عالی ترین سطح استقامت آنان را ترسیم کرد.
سه؛ از فراز «قَاتَلَ مَعَهُ» که به معنای همراهی تربیت یافتگان مکتب الهی با پیامبرن در میدان جنگ و جهاد است، می توان دریافت که پیامبران مدیرت جنگ ها را بر عهده داشتند و این امر اثبات می کند که خداوند برای پیامبران دخالت در امور سیاسی جامعه در بالاترین سطح را مشروعیت بخشده است.
نکته دوم؛ از فراز «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا» سه نکته قبل استفاده است:
یک؛ در این فراز واژه «وهن» به معنای سستی، واژه «ضعف» به معنای ناتوانی و واژه «استکانت» به معنای زاری، پریشانی و تسلیم شدن است. در میان این سه واژه، واژه «استکانت» آن هنگام که در برابر خداوند بهکار می رود، معنای مثبتی به دنبال دارد؛ چنان که در دعایی «وارحم استکانتنا بعده» چنین آمده است. با این حال در آن جا که سخن از جهاد در برابر دشمن است، مفهوم منفیِ زبونی و تسلیم شدن را بدست می دهد.
دو؛ به نظر میرسد که فراز «لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» ناظر به هر سه حالت: وهن، ضعف و استکانت است؛ گویا آیه چنین است: ««فَمَا وَهَنُوا وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» و جابجایی این جمله و قرار گرفتن آن پس از واژه «وهن» برای رعایت نظم آهنگ آیه انجام گرفته است.
از سویی دیگر، با توجه به آن که بر اساس «مهندسی نظام مند آیات قرآن» که در کتاب «روش شناسی تفسیر قرآن کریم» از آن دفاع شده است، تمام چیدمان آیات، جملات و کلمات قرآن مبتنی بر نظام دقیق و هوشمندانه است، باید اذعان کرد که کاربست سه حالت: وهن، ضعف و استکانت نشان از راهیافت ترتیبی این سه حالت در افراد دارای سستی ایمان و عدم رخنه آنها در افراد دارای استقامت در ایمان حکایت دارد، زیرا در انسانی که فاقد تربیت الهی و دارای ضعف ایمان است، در مرحله آغازین سستی اراده پدید می آید و این سستی فرد را به ضعف و ناتوانی میکشاند و در پی آن حاضر میشود تا در برابر دشمنان تن به زبونی و ذلت بدهد.
بر این اساس، معنای این فراز آن است که تربیتیافتگان مکتب الهی در مواجهه با دشمنان خود در میدان نبرد، از خود سستی، ناتوانی و زبونی نشان نمیدهند.
سه؛ از فراز «لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» می توان برداشت کرد که حرکت بر مدار راه و رضایت الهی چندان راحت و آسوده نیست، بلکه گاه هزینه ای بس سنگین؛ همچون بذل جان را می طلبد. از سویی دیگر، وقتی تربیت یافتگان مکتب الهی میدانند که همه این دست از هزینهها برای اهداف بی ارزش دنیوی یا اهداف ناپاک نفسانی نیست و بلکه تنها در جهت کسب رضایت الهی، است همه رنج ها و رنجش ها برای آنان آسان و قابل تحمل می شود.
نکته سوم؛ از فراز «وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ» دو نکته قابل استفاده است:
یک؛ همان گونه که متون دینی بارها یادآور شده اند، مهم ترین عنصری که به دین داران ثبات و استقامت در دین داری و مقاومت در برابر همه خطرات و آسیب های دشمنان می بخشد، صبر و بردباری است.
دو؛ خداوند بارها در آیات قرآن برای نشان دادن ارزش و جایگاه مثبت و ستودنی یک باور یا رفتار از مقوله حبّ الهی سخن به میان می آورد که مولفه اصلی سریان همه خیرات و برکات دنیوی و اخروی برای انسان است.
یادداشت از: آیتالله علی نصیری، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/