میناب؛ جغرافیایِ گذار از پوچی به مرگ‌آگاهی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حمله نظامی نیروهای فراملی (آمریکا و اسرائیل) به خاک ایران در اسفند 1404، تنها یک برخورد نظامی نیست؛ بلکه تقابل دو نگاه به هستی است. در یک سو، «پوچی مدرن» در قالب تسلیحات فوق‌پیشرفته و جنگ سردِ دیجیتال تجلی می‌یابد؛ جایی که مرگِ انسان‌ها تنها به «داده‌های آماری» و «آسیب‌های جانبی» (Collateral Damage) تقلیل می‌یابد. در سوی دیگر، قربانی شدن کودکان در مدرسه‌ای در «میناب»، این پوچیِ تکنولوژیک را با حقیقتی عریان و خونین روبه‌رو می‌کند.

 میناب؛ جغرافیایِ گذار از پوچی به مرگ‌آگاهی

واقعه‌ی میناب، نقطه‌ی گسست از ملالِ مدرن است. در حالی که انسانِ محصور در «پوچی مدرن» در پی معنایی برای رنج‌های روزمره‌ی خود می‌گردد، فاجعه‌ی میناب معنا را به شکلی دهشتناک اما «حماسی» بازمی‌گرداند. خونِ ریخته‌شده در این جغرافیا، مرگ را از یک واقعه‌ی بیولوژیک و عبث، به یک «شهادتِ تاریخی» بدل می‌کند. در اینجا، مرگ‌آگاهی نه یک انتخاب فلسفی در کافه‌ها، بلکه حقیقتی است که زیر آوارِ مدرسه، خود را بر وجدانِ جمعی تحمیل می‌کند.

  استعلایِ حماسی در برابرِ پوچیِ متجاوز

اگر پوچی مدرن را محصولِ بی‌معناییِ کنش بدانیم، ایستادگی و حتی مظلومیتِ قربانیان در اسفند 1404، شکلی از «حماسه‌ی تراژیک» را بازتولید می‌کند. کودکان میناب، بی‌آنکه خود بخواهند، به نمادِ تضاد میان «توحشِ مدرن» و «حقِ حیاتِ بومی» تبدیل می‌شوند. اینجاست که مفهوم «مرگ‌آگاهی حماسی» وارد عمل می‌شود: ملت در مواجهه با این سوگ، از انفعالِ ناشی از نیهیلیسم خارج شده و به یک «آگاهیِ ملی» دست می‌یابد. این مرگ، دیگر «بیهوده» نیست؛ بلکه به خشتِ بنایِ یک مقاومتِ فرهنگی و وجودی تبدیل می‌شود.

  اسفند 1404: پایانِ عصرِ بی‌تفاوتی

تقارن این واقعه با پایان سال، گویی نمادی از پایان یک عصر است. عصری که در آن پوچی و میان‌مایگیِ مدرن پارادایم غالب بود. اما خونِ جاری در میناب، «زمانِ خطی» را می‌شکند و به «زمانِ اساطیری» پیوند می‌زند. در این بازخوانی، کودکانِ میناب نه قربانیانِ ناتوان، بلکه شاهدانِ صادقِ یک حماسه‌ی ناخواسته هستند که پوچیِ شعارهایِ حقوق‌بشریِ مدرن را افشا می‌کنند.

  زایشِ معنا از دلِ فاجعه

جایگزینی «مرگ‌آگاهی حماسی» به جای «پوچی مدرن» در بسترِ حوادث اسفند 1404، به معنای یافتنِ شکوه در دلِ سوگ است. این رویکرد به ما می‌آموزد که حتی در سیاه‌ترین لحظاتِ تهاجم، آگاهی از مرگ و ایستادگی در برابر ستم، می‌تواند به زندگی لایه‌ای از «والایی» (Sublime) ببخشد که هیچ جنگ‌افزاری قادر به نابودی آن نیست. میناب، دیگر تنها یک نام جغرافیایی نیست؛ بلکه به «کربلایِ مدرنی» بدل می‌شود که در آن، مرگ‌آگاهیِ حماسی، پوچیِ متجاوز را به زانو درمی‌آورد.

یادداشت از  آیدا زمانی

انتهای پیام/