صدای کارگران بیرجند؛ چرا دستمزدها از هزینه‌های زندگی عقب می‌ماند؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند،  هفته کار و کارگر فرصتی است برای قدردانی از تلاش میلیون‌ها کارگری که با کار و زحمت خود چرخ‌های اقتصاد و تولید را به حرکت درمی‌آورند، با این حال در کنار این قدردانی، توجه به مشکلات و دغدغه‌های این قشر نیز ضروری است؛ مشکلاتی که بسیاری از کارگران در زندگی روزمره خود با آن‌ها مواجه‌اند.

یکی از مهم‌ترین مسائل کارگران، پایین بودن دستمزدها در مقایسه با هزینه‌های زندگی است، افزایش قیمت کالاهای اساسی، مسکن، درمان و آموزش باعث شده بسیاری از کارگران با وجود کار تمام‌وقت، همچنان در تامین نیازهای اولیه خانواده خود با دشواری روبه‌رو باشند، فاصله میان حداقل دستمزد و هزینه واقعی زندگی از دغدغه‌های جدی این قشر محسوب می شود.

در این هفته فرصتی فراهم می‌شود تا از نزدیک صدای کسانی شنیده شود که ستون‌های اصلی تولید و اقتصاد کشور را تشکیل می‌دهند، کارگران در کارگاه‌ها، کارخانه‌ها، پروژه‌های ساختمانی و واحدهای خدماتی، هر روز با چالش‌ها و دغدغه‌هایی روبه‌رو هستند که کمتر در آمارهای رسمی دیده می‌شود. 

خبرنگار تسنیم به مناسبت هفته بزرگداشت مقام کار و کارگر در گفت‌وگو با تعدادی از کارگران شهرستان بیرجند گوشه‌ای از مشکلات و دل‌نگرانی‌های آنان روایت می کند.

حقوق ها با هزینه های زندگی همخوانی ندارد

ابراهیم محمدی یکی از کارگران نماکار ساختمان است که در سایت اداری بیرجند کار می کند از وضعیت دستمزدها می‌گوید: حقوقی که می‌گیریم با هزینه‌های زندگی همخوانی ندارد، اجاره خانه، تحصیل بچه‌ها، خوراک و درمان همه چیز چند برابر شده است و آخر ماه که می‌رسد واقعاً نمی‌دانیم چطور باید دخل و خرج را جور کنیم.

این کارگر ساختمانی ادامه می دهد: بیمه داریم اما وقتی برای درمان می‌رویم هزینه‌ها خیلی بالا است، با این حقوق کم حتی پرداخت فرانشیز هم برای بعضی از ما سخت است، ما توقع زیادی نداریم؛ فقط می‌خواهیم حاصل زحمتمان طوری باشد که بتوانیم یک زندگی آبرومند برای خانواده‌هایمان فراهم کنیم.

خانمی که وقتی فهمید خبرنگارم و در حال مصاحبه هستم خود را به من رساند و از پدر کارگرش گفت که بیش از 25 سال در سرگذر به دنبال یک لقمه نان حلال بوده است.

این خانم که خود را هستی محمدی معرفی می کند می گوید: امروز باید پارتی داشته باشی تا بتوانی به جایی برسی؛ اداره می روم برای اینکه کاری از من انجام شود باید تمام پله های آن ساختمان چند بار بالا و پایین شوم.

وی ادامه می دهد: پدرم کارگر سرگذر بوده و کارفرما نصف پول می داد و برای نصف دیگر پول کلی دلیل می آورد، برخی از کارفرماها احترامی برای کارگر قائل نیستند؛ خدا را از این بابت سپاسگزارم که اگر پدرم کارگر بود ولی هیچ وقت برای ما بچه هاش کم نگذاشت و کارهای زیادی می کرد تا کمبودی نداشته باشیم.

خانم محمدی می گوید: امروز دغدغه من این شده که اگر تخم مرغ کیلویی 350 هزار تومان است در آینده به 500 هزار تومان نرسد؛ الان به سختی می توانیم تخم مرغ و گوشت و میوه بخریم.

آرزوهایی که تبدیل به رویا شده است

مهدی اکبری که در یکی از مراکز نگهداری معلولان بیرجند کار می کند به خبرنگار تسنیم می گوید: در جایی که من کار می کنم هم ساعت کار طولانی و هم سنگین است، اضافه کاری خیلی از مواقع پرداخت نمی شود با این حال مجبور هستیم ادامه بدهیم چون اگر کار نکنیم زندگی نمی‌چرخد.

او بیان می کند: من اول جوانی‌ام است و باید کلی آرزو داشته باشم اما تمام فکر و ذکرم این است که چطور اجاره‌خانه صاحب‌خانه را جور کنم، هر سال که می‌گذرد حس می‌کنم عقب‌تر می‌روم با این حقوق‌ها، خریدن یک موتورسیکلت هم برای من رویا شده چه برسد به ازدواج و خانه، انگار ما فقط به دنیا آمده‌ایم که بدویم و به هیچ‌جا نرسیم.

رضا پیوندطلب کارگر یکی از کارگاه های تولیدی شهرک صنعتی هم به خبرنگار تسنیم می گوید: هفته کارگر؟ راستش را بخواهید ما فقط وقتی تقویم را نگاه می‌کنیم می‌فهمیم هفته ما است، درد ما یکی دو تا نیست. من 20 سال است که نان را به نرخ روز که نه بلکه به نرخ خون‌جگر خوردن می‌برم خانه و امروز بزرگترین غصه من این است که وقتی شیفتم تمام می‌شود و می‌خواهم بروم خانه، دست‌هایم را پشت سرم قایم می‌کنم که بچه‌ام نبیند چقدر سیاه و زخمی است اما غصه اصلی داخل جیبم است، حقوقی که می‌گیرم هنوز به دهم ماه نرسیده تمام می‌شود. گوشت؟ مرغ؟ این‌ها دیگر برای ما شده میوه نوبرانه! من کارگر چطور به چشم زنم نگاه کنم وقتی برای خرید یک جفت کفش برای دخترم باید سه ماه پس‌انداز کنم، ما نمی‌خواهیم قهرمان باشیم، ما فقط می‌خواهیم شرمنده نباشیم.

سخن آخر...

دردودل‌های کارگران، تکرار یک واژه ای به نام «عدالت» است، آن‌ها نه صدقه می‌خواهند و نه تمجیدهای شعاری بلکه آن‌ها می‌خواهند دستمزدشان با واقعیت تلخ ویترین مغازه‌ها همخوانی داشته باشد و وقتی شب به خانه برمی‌گردند، تنها خستگی کار در تنشان باشد نه لرزه بر زانوهایشان از ترس فقر و بیکاری؛ هفته کارگر بهترین زمان برای شنیدن این صداهای لرزان اما غیرتمند است.

انتهای پیام/256