چرا جمهوری آذربایجان درهای خود را به روی پارلمان اروپا بست؟
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 12 ارديبهشت 1405 - 17:48
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، تاریخ روابط بینالملل در دهههای اخیر به وضوح نشان میدهد که نهادهای به اصطلاح بینالمللی و مجامع قانونگذار غربی، به جای دفاع از حقوق حقه ملتها، به ابزاری مطیع در دست لابیهای قدرت، ثروت و محافل صهیونیستی-آمریکایی تبدیل شدهاند. این نهادها با استفاده ابزاری از مفاهیم والایی چون حقوق بشر، همواره تلاش کردهاند تا استقلال و حاکمیت کشورهای خارج از بلوک غرب را مخدوش کنند.
در همین راستا، تصمیم قاطع و اخیر مجلس ملی جمهوری آذربایجان مبنی بر قطع کامل همکاریها و ارتباطات با پارلمان اروپا، زلزلهای در محافل مداخلهجوی قاره سبز ایجاد کرده است. «بابک کریماف»، تحلیلگر برجسته مسائل بینالملل، در یادداشتی به واکاوی ابعاد این تصمیم پرداخته و ماهیت فاسد، پوشالی و استکباری نهادهای اروپایی را با ادبیاتی صریح به چالش کشیده است.
پارلمان اروپا؛ کانون فساد سازمانیافته و جولانگاه لابیها
کریماف در گزارش مبسوط خود با اشاره به واقعیتهای پنهان در راهروهای تاریک بروکسل و استراسبورگ مینویسد: تصمیم قاطع باکو برای پایان دادن به هرگونه همکاری با پارلمان اروپا، در واقع تایید یک واقعیت تلخ و از پیش رخداده است؛ مدتهاست که هیچ ارتباط واقعی و سازندهای میان طرفین وجود نداشته است.
پارلمان اروپا طی این سالها تنها به صدور قطعنامههایی مشغول بوده که با دستپاچگی و تحت تاثیر لابیهای خاص در پایان جلسات و با حضور مشتی نماینده بیخبر تصویب شدهاند. این قطعنامهها که با شور و حرارتِ قاضیانی صادر میشود که در واقعیت هیچگونه صلاحیت قضایی بر کشورهای مستقل ندارند، سالهاست که اعتبار و ارزش خود را از دست دادهاند.
این تحلیلگر مسائل راهبردی میافزاید: برای درک ضرورت و اجتنابناپذیری این اقدام باکو، کافی است نگاهی به 13 قطعنامه صادر شده توسط استراسبورگ پس از پاییز 2020 و پیروزی در جنگ دوم قرهباغ بیندازیم. تمامی این اسناد بر اساس یک سناریوی تکراری، دیکتهشده و استعماری تدوین شدهاند. اروپا ابتدا با ژست «نگرانیهای عمیق» وارد میدان میشود و سپس مجموعهای از اتهامات کاملاً ساختگی و توصیههای مداخلهجویانه را مطرح میکند. در سالهای 2021 و 2022، نهادهای غربی به بهانه واهی حفظ «میراث فرهنگی»، بر واقعیتهای تاریخی و میراث مسلمانان قفقاز چشم بستند و در سالهای اخیر نیز تلاش کردند تا با استفاده از اهرمهای فشاری چون میزبانی کنفرانس تغییرات اقلیمی (COP29)، باکو را تحت باجخواهی سیاسی قرار دهند که البته با مقاومت روبرو شده و با شکست مفتضحانهای مواجه شدند.
استانداردهای دوگانه و تجارت با حقوق بشر به سبک غربی
در بخشی دیگر از این یادداشت، نویسنده به رسواییهای بیسابقه و گسترده در ساختار پارلمان اروپا اشاره کرده و مینویسد: پارلمان اروپا در وضعیت اسفناک کنونی خود دیگر نهادی نیست که بتوان نظرات آن را بدون در نظر گرفتن سوابق سیاهش جدی گرفت. رسواییهای مالی عظیمی نظیر پرونده «قطرگیت» در سال 2022، که در آن اوا کایلی، نایبرئیس پارلمان، به اتهام دریافت رشوه دستگیر شد و چمدانهای پر از یورو در خانه پدرش کشف شد، تنها یک اتفاق ساده نبود؛ بلکه یک «تشخیص بالینی» از فساد سیستماتیک در قلب دموکراسی ادعایی غرب بود.
پس از آن نیز موج دیگری از دستگیریها مرتبط با لابیهای خارجی نشان داد که این نهاد تا چه حد در فساد مالی و سیاسی غوطهور است. با این حال، عجیبترین مسئله، نفوذ گسترده لابیها است که با استفاده از کارتهای فرهنگی و مذهبی، جریان اصلی قطعنامههای مداخلهجویانه را در استراسبورگ هدایت میکنند.
کریماف با تاکید بر استانداردهای دوگانه غرب تصریح میکند: ریاکاری در نهادهای اروپایی به یک وظیفه سازمانی تبدیل شده است. قانونگذاران اروپایی که خود غرق در فساد و رشوهخواری هستند، درباره فساد در کشورهای دیگر لفاظی میکنند؛ از اسلامهراسی انتقاد میکنند، اما در جلسات خصوصیشان از ادبیات نژادپرستانه بهره میبرند و هرگونه صدای منتقد را با ابزارهای آییننامهای خفه میکنند. در واقع، حضور در پارلمان اروپا برای بسیاری از این سیاستمداران، تنها به یک فرصت شغلی پردرآمد با حقوقهای نجومی، حق ماموریتهای بیحساب و پروازهای تجملاتی تبدیل شده است. برای این افراد، صدور قطعنامه علیه یک کشور مستقل و مسلمان، راهی آسان برای کسب شهرت رسانهای و ارتقای شغلی است.
پایان هژمونی پوشالی اروپا و فروپاشی توهم استراسبورگ
نویسنده در فراز پایانی تحلیل خود با اشاره به استقلال عمل کشورهای منطقه در برابر زیادهخواهیهای غرب مینویسد: تصمیم باکو در قطع همکاریها، خط بطلانی بر توهم اثرگذاری پارلمان اروپا کشید. لغو کار در کمیته همکاری پارلمانی و خروج رسمی از مجمع پارلمانی «یورونست»، ضربهای مهلک و استراتژیک به ادعاهای پوشالی استراسبورگ بود. جمهوری آذربایجان هوشمندانه حساب نهادهای عملیاتی اروپا را از پارلمان جدا کرده و به صراحت اعلام کرده که دیگر با مجلسی که به دروغ خود را صدای اروپا میداند، کاری ندارد. همانطور که مقامات ارشد باکو پیشتر تاکید کرده بودند، این مواضع خصمانه ناشی از نفوذ گروههای خاصی است که تحمل دیدن سیاستهای مستقل کشورها را ندارند.
در نهایت، بابک کریماف با اشاره به شکست راهبردی اروپا نتیجهگیری میکند: روندی که باکو در پیش گرفته، محدود به این کشور نیست. امروز کشورهای مستقلی چون صربستان، گرجستان و ترکیه نیز دریافتهاند که بهترین پاسخ به نهادهای بیاعتبار اروپایی، بیاعتنایی کامل به آنهاست. پارلمان اروپا که به ابزاری در دست لابیگران و مبلغان استعمار نوین تبدیل شده، بازی را نه تنها در قفقاز، بلکه در برابر وجدان عمومی و حیثیت نداشته خودش نیز باخته است. هنگامی که باکو در نهایت دربهای روابط را محکم بست، غربیها در استراسبورگ حتی متوجه نشدند که این صدای مهیب چیست؛ این، صدای بسته شدن همیشگی درها به روی مداخلهجوییهای غرب بود. نهادی که توانایی تولید پیامدهای واقعی را از دست بدهد، حق شنیده شدن را نیز برای همیشه از دست خواهد داد.
انتهای پیام/