معلمی که درس آخرش را با خون نوشت؛دل نوشته دانش آموزان معلم شهیده اراکی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، 12 اردیبهشت ماه، تقویم‌ها بار دیگر نام مقدس «معلم» را ورق زدند. روزی که با نام استاد شهید مرتضی مطهری گره خورده و فرصتی است برای پاسداشت مقام آنان که الفبای زندگی را در گوش جانمان زمزمه می‌کنند. اما امسال در مدرسه حاجیه‌خانم گلستانی اراک، این روز رنگ و بویی متفاوت داشت؛ رنگی از جنس آسمان و بویی از تبار شهادت.

همزمان با این ایام مبارک، کلاسی برپا شد که برخلاف تمام کلاس‌های شهر، روی نیمکت‌های آن دانش‌آموزی ننشسته بود. «کلاس مجازی شهیده مشهدی»، آیین متفاوتی بود که در فضای حقیقی مدرسه، اما با حضور معنوی شاگردان از قاب نمایشگرها و بلندگوها برگزار شد. در این محفل خاص، خانواده گران‌قدر شهیده (مادر و دختر بزرگوارشان)، جمعی از معلمان دلسوز و مسئولان حضور داشتند تا یاد و خاطره معلمی را گرامی بدارند که درس آخرش را نه با گچ و تخته، بلکه با خون پاکش نوشت.

حاضران با شاخه‌های گل وارد کلاس شدند. تصویر معلم شهیده روی تخته کلاس نقش بسته بود و هر یک از حاضران شاخه گل خود را پای تخته و زیر تصویر او گذاشتند. فضای کلاس حال و هوایی متفاوت داشت؛ گویی کلاس دوباره آغاز شده بود، اما این‌بار معلمی از جنس آسمان بر آن نظاره می‌کرد.

در ادامه، مجری برنامه که یکی از معلمان مدرسه بود، در حالی که همه حاضران پشت نیمکت‌های کلاس نشسته بودند، سخنان خود را با تلاوت آیه‌ای از قرآن آغاز کرد: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»

وی رو به صندلی خالی و گلباران شده‌ی خانم مشهدی گفت: امروز در این محفل نورانی گرد هم آمده‌ایم تا یاد بانویی را زنده نگه داریم که بانوی علم و عاشق تعلیم بود؛ معلم شهید، خانم مشهدی. او با قلم و خون خود، هر دو، راه را به ما آموخت. رفتنش درسی بزرگ‌تر از همه درس‌ها بود؛ اینکه معلمی ریشه در خاک عشق دارد و اثرش جاودانه است.

مجری ادامه داد: چندی پیش در کلاس نگارش از دانش‌آموزان خواستم اگر دوست دارند دل‌نوشته‌ای برای معلم شهیدشان بنویسند. امروز چند نفر از دانش‌آموزان عزیز این دل‌نوشته‌ها را با ما به اشتراک می‌گذارند.

فضای کلاس آکنده از سکوت و اندوه بود. چهره‌ها غمگین از نبود معلمی که روزگاری پشت همین میز می‌ایستاد و با مهربانی درس می‌داد. گوش‌ها اما مشتاق شنیدن صدای دانش‌آموزانی بود که یاد معلم خود را در کلمات زنده کرده بودند.

سپس، سکوت سنگین کلاس با پخش اولین صدای دانش آموز کلاس شهیده مشهدی؛ امیرحسین کریمی شکست: 

معلم عزیز و شهیدم؛ ای کاش جنگی نمی‌شد و شما، معلم مهربانم، از ما گرفته نمی‌شدید.

نمی‌دانستیم آن شب فرشته‌ای در میان ماست که سحرگاه به آسمان می‌رود.

وقتی دلم برایتان تنگ می‌شود، به سراغ دفتر مشقم می‌روم، امضاها و تشویق‌هایتان را می‌بینم و فاتحه می‌خوانم.

قول می‌دهم امسال را با موفقیت به پایان برسانم تا شما از بهشت به من افتخار کنید.

با پایان یافتن دل‌نوشته امیرحسین، بغضی سنگین در فضای کلاس پیچید. اشک در چشمان بسیاری از حاضران حلقه زد و سکوتی عمیق کلاس را فرا گرفت؛ سکوتی که تنها با صدای آهسته دستمال‌هایی که اشک‌ها را پاک می‌کردند شکسته می‌شد. در آن لحظه، گویی همه دوباره شاگردان همان کلاس بودند و جای خالی معلم را بیش از همیشه حس می‌کردند.

در ادامه، طنین صدای سام حسینی در فضای کلاس پیچید؛ صدایی که از پیوند علم و جهاد می‌گفت:

به نام پروردگار شهیدان و معلمان شهید. شهدا چراغ‌های هدایت‌اند؛ آن‌ها راه درست زندگی را به ما نشان می‌دهند و یادشان انگیزه‌ای برای ادامه دادن راهشان است.

شهادت، اوج پرواز است. معلم شهید، نماد پیوند مقدس علم و جهاد است. او نشان داد دانش تنها در کتاب‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه در عمل، در فداکاری و در دفاع از ارزش‌های الهی و انسانی جلوه می‌کند.

یاد و خاطره این معلم عزیز، همچون رودی خروشان در رگ‌های جامعه جاری خواهد ماند و الهام‌بخش نسل‌های آینده در مسیر کمال و سعادت خواهد بود.

راهشان پرنور،نامشان جاودان

پس از پایان سخنان سام، نگاه‌ها دوباره به تصویر معلم شهید روی تخته دوخته شد. در میان حاضران، مادر و دختر شهیده مشهدی نیز با چشمانی اشکبار در سکوت نشسته بودند؛ مادری که داغ دختر را در دل داشت و دختری که یاد مادر را در دل زنده می‌کرد. اشک‌هایشان آرام روی گونه‌ها جاری بود و فضای کلاس را بیش از پیش آکنده از احساس و دلتنگی می‌کرد.

در نهایت، نوبت به پخش دل‌نوشته‌ی یزدان صادقی رسید تا پایان‌بخش این کلاس مجازی و روحانی باشد:

خانم مشهدی عزیز، معلم شهیدم؛ غم از دست دادنت از غم‌انگیزترین لحظات کودکی من بود.

اما لحظه‌هایی که مرا در آغوش می‌گرفتی و برای هنر و سازم تشویقم می‌کردی، شیرین‌ترین خاطرات من است.

هرگاه خطایی می‌کردم، مانند فرشته‌ای مهربان مرا می‌بخشیدی. می‌دانم که شهیدان هرگز نمی‌میرند و همین فکر که تو زنده‌ای، دل مرا آرام می‌کند.

به گزارش تسنیم، با پایان یافتن این دل‌نوشته‌ها، کلاس درس حال و هوایی متفاوت داشت؛ گویی روح معلم شهید در میان شاگردانش حضور داشت و نگاه مهربانش بر نیمکت‌ها و دفترهای دانش‌آموزان جاری بود.

مراسم 12 اردیبهشت در مدرسه حاجیه‌خانم گلستانی به پایان رسید، اما پیام این «کلاس مجازی» در گوش تاریخ طنین‌انداز شد: معلمی شغل نیست، عشقی است که حتی مرگ هم نمی‌تواند شعله‌اش را خاموش کند. شهیده مشهدی امروز نه فقط به شاگردانش، بلکه به تمام ایران درس «ماندن در راه هدف» را آموخت. «یادش گرامی و راهش پر رهرو باد».

انتهای پیام/711/