خاستگاه اصلی بعثت اجتماعی از نگاه شهید مطهری
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 12 ارديبهشت 1405 - 15:05
خبرگزاری تسنیم ـ سید عبدالله هاشمی*؛ پرسش از اصالت فرد یا جامعه یکی از بنیادیترین مسائل در شناخت جامعه است. در میان فیلسوفان اجتماعی، سه گرایش در این زمینه وجود دارد؛ برخی فردگرا هستند و جامعه را تهی از واقعیت و اعتباری میدانند، در حالی که برخی دیگر جامعهگرا هستند و فرد را محکوم به قوانین جامعه میدانند. اما در این میان، شهید مطهری بهتبع از استاد خود، علامه طباطبایی(ره)، به این باور است که فرد و جامعه هر دو دارای اصالت و بهرهمند از واقعیت هستند. او در این باره میفرماید: «ما الان دارای دو من هستیم: یکی آن من پاک، صاف و زلال فطری که در درون ما نهفته است و دیگری آن منی که جامعه به ما داده است… اگر ما قائل به دو منش شدیم، به این معنی است که در عین اینکه قائل به اصالت جامعه هستیم، قائل به اصالت فرد نیز هستیم» (مطهری، انقلاب اسلامی از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص 92).
علامه طباطبایی با استناد به برخی آیات قرآن، در تبیین عقلی این دیدگاه مینویسد: «فرد و جامعه هر دو دارای قوا، خواص و ویژگیهایی هستند. در صورتی که امیال آن دو متعارض شود، فرد مغلوب و مقهور جامعه خواهد شد... این را تجربه هم ثابت میکند. در انقلابها و شورشهای اجتماعی، هیچگاه اراده یک فرد قدرت مقابله با اراده عمومی اجتماع را نداشته و اصولاً جامعه قدرت هرگونه فکر و شعوری را از بیشتر افراد خود سلب میکند» (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 97).
بر اساس اندیشه شهید مطهری، فردیت انسان به فطرت او بازمیگردد. فطرت صاف، زلال و پاکی که خداوند در نهاد همه انسانها بهصورت مشترک نهادهاست. پرسش مهم پیرامون یکپارچگی و انسجام اجتماعی این است که عامل اتحاد و انسجام جامعه چیست؟ به باور شهید مطهری، پذیرش یا انکار دین، تکیهگاه اصلی شکلگیری هویت اجتماعی است. نقطه آغاز تکوّن هر جامعهای به پذیرش دین و عدم آن ارتباط مییابد. جامعه نمیتواند بدون پاسخ به این پرسش که سهم دین (نقش خدا) در اداره جامعه چیست، شکل بگیرد.
جامعه الحادی با انکار نقش دین الهی در مدیریت جامعه شکل میگیرد و در مقابل، جامعه دینی با پذیرش جایگاه دین برای ساخت و تربیت جامعه متولد میشود. تمدن غرب با پیشفرض ناکارآمدی دین در تربیت فرد و مدیریت جامعه شکل گرفته و نقطه آغاز خود را اومانیسم قرار داده است. اما شهید مطهری بهعنوان یک اندیشمند دینی، با تمام قوا در برابر این هجمهها ایستاد و همواره کوشید تا روایت دین از مسائل انسانی را به صداقت روایت کند و با نثار خون خود، جهاد علمیاش را به پایان برساند.
از نگاه این اندیشمند شهید، در جامعه دینی، فطرت الهی که پایه «من» فردی است، با دین که مبدأ «من» اجتماعی است پیوند میخورد و رشد فردی و اجتماعی بهصورت همزمان صورتمیگیرد. شکلگیری جامعه دینی موجب قیام فطرت و اقامه دین براساس قسط میشود. مبنی بر اصالت فرد و جامعه، دین هم در تربیت فرد فرهیختهای چون خامنهای، هنر خود را نشان داده است و هم در تربیت ملت مبعوث ایران جهانیان را به شگفتی واداشته است.
خاستگاه اصلی پرورش فطرت الهی این یگانه دوران جز مکتب و دین، جای دیگری نبوده است. بعثت ملت ایران نیز پس از دوره طولانی جنگ ترکیبی دشمن برای تضعیف بنیانهای دینی ملت، بهخوبی نشان داد که عاملی جز دین نمیتواند چنین ملتی را به صحنه بیاورد. اکنون هویت تاریخی ایرانیان با سیراب شدن از سرچشمه عاشورا و سرانجام انتظار بافت مقاوم و تازهای یافتهاست.
شهید مطهری با فریاد حماسه حسینی خود، کوشید تا بنمایههای هویتی ملت ایران را احیا کند و با تبیین آزادی معنوی، اسارت انسان در تمدن غرب را نمایان کند. او با طرح مسأله حجاب، روایت غرب از زن و ارزش آن را به چالش کشید و با روایت صحیح خدمات متقابل اسلام و ایران، مرز صحیح میان ملیگرایی و دینمداری را به تصویر کشید.
اکنون داستان راستانی چون شهید مطهری و در امتداد آن شهید خامنهای عزیز پیش روی ماست تا مسیر تمدنی نوین بر مبنای اسلام، اندیشه مقاومت و با محوریت غرب آسیا را پیگیری کنیم. بعثت ملت ایران برخاسته از روشنگریهای برآمده از اخلاص و خرد متفکران شهیدی چون مطهری و خامنهای است.
*دکتری قرآن و حدیث
انتهای پیام/