یادداشت | اندیشه سه وجهی استاد مطهری

خبرگزاری تسنیم ـ موسی آقایاری*؛ در میان انبوه چهره‌های حوزوی معاصر، شاید هیچ‌کس به‌اندازه شهید مطهری مصداق عالِمِ به زمان نبوده است. اگر بخواهیم نسبت او را با مسائل فکری روز در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: شهید مطهری نه‌تنها دغدغه حل مسائل فکری زمانه را داشت، بلکه خود را وقف این رسالت کرده بود و در این مسیر، نه از جنس روشنفکران شتاب‌زده عمل کرد و نه از سنخ سنت گرایان محافظه‌کار؛ بلکه راه سومی را برگزید که می‌توان آن را اجتهاد تهاجمیِ روشمند نامید. ارزیابی میزان موفقیت او در این عرصه، نیازمند بررسی دقیق بنیادی است که بر آن تکیه داشت.

پرسش درباره زیر بنای فکری شهید مطهری، کلید فهم معماری اندیشه او است. او به‌خوبی دریافته بود که نقد اندیشه‌های باطل، بدون برخورداری از یک نظام فکری منسجم، به جدل‌ی بی حاصل و سطحی خواهد انجامید. ازاین‌رو، استحکام مبانی دینی و عمق فلسفی را نه یک امر تشریفاتی، که یک ضرورت راهبردی می‌دانست. تسلط بی‌نظیر او بر فقه و اصول، فلسفه صدرایی و حکمت اسلامی، در کنار آشنایی عمیق با کلام شیعه، به او بنیانی اعطا کرد که همچون سکوی پرتابی مستحکم، او را به میدان نقد اندیشه‌های رقیب می‌فرستاد

نقد کوبنده و در عین حال عالمانه مطهری بر مارکسیسم، گواه این مدعا است. او در مواجهه با ماتریالیسم دیالکتیک، به‌جای تکرار شعارهای کلیشه‌ای و تکفیر، به سراغ مبانی فلسفی این تفکر رفت. کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم، با پاورقی‌های درخشان او، نمونه‌ای از این نبرد فکری در تراز فلسفه تطبیقی است. موفقیت او در این بود که توانست نشان دهد دستگاه فلسفی اسلامی، به‌ویژه حکمت متعالیه، توانایی حل معماهایی را دارد که ماتریالیسم از پاسخ به آنها عاجز است. او تضاد دیالکتیکی را با حرکت جوهری مقایسه کرد و نشان داد که بنیان‌گذاران ماتریالیسم دیالکتیک، درکی سطحی و کاریکاتور گونه از دیالکتیک هگل داشتند و ماتریالیسم تاریخی‌شان، با نادیده گرفتن اصالت و استقلال فکر و فطرت، از تبیین پیچیدگی‌های تاریخ بشری ناتوان است. این فنداسیون مستحکم، به او جرئت و توانایی می‌داد تا در اوج هجمه فکری مارکسیسم در دهه‌های 20 تا 50 شمسی، نه در موضع انفعال، که در موضع هجوم و پرسشگری ظاهر شود و نقصان‌های منطقی و فلسفی تفکری را برملا کند که خود را علم مطلق می‌پنداشت.

اما درخشش او منحصر به این میدان نبود. کتاب مسأله حجاب نمونه‌ای دیگر است. در زمانی که بحث از حجاب به دوگانه تحجر یا تجدد بدل شده بود، او با عبور از بحث‌های حاشیه‌ای و احساسی، مستقیماً به سراغ ریشه‌های فلسفی و روانشناختی مسأله رفت. او با طرح دقیق تفاوت حجاب و حریم، و نسبت میان عفاف و روابط اجتماعی، نشان داد که یک عالِم مسلح به مبانی دینی و فلسفی، چگونه می‌تواند پرسشی به ظاهر اجتماعی را به بنیادهای انسان شناختی و اخلاقی بازگرداند و از دل آن، پاسخی فرازمانی و در عین حال کاملاً به‌روز استخراج کند.

حالا حوزه علمیه برای پاسخ به شبهات امروز، با الهام از منظومه فکری و عملی شهید مطهری، از یک ضرورت بی بدیل بر می‌خیزد. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که مشخصه آن تورم پرسش و شتاب شبهه است. در چنین فضایی، مدل سنتی سؤال و جواب که در آن طلبه یا واعظ در انتظار پرسش مخاطب می‌نشیند، کاملاً ناکارآمد است. مطهری به ما آموخت که باید از حالت تدافعی به‌حالت تهاجمی و پیش دستانه گذر کرد.

مدل پیشنهادی برای حوزه، یک مدل سه وجهی بنیان‌شناسی، مسأله‌شناسی و مخاطب‌شناسی است.

بنیان‌شناسی؛ پاسخ‌گویی به شبهات، بدون تسلط عمیق بر مبانی هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و انسان‌شناسیِ برآمده از قرآن و حکمت، مانند خانه ساختن بر شن است. حوزه‌ای می‌تواند پاسخگو باشد که حکیم پرورش دهد، نه صرفاً منبری. نهادینه سازی آموزش فلسفه‌های مضاف (فلسفه اخلاق، فلسفه سیاست، فلسفه ذهن) در کنار فقه و اصول، ضرورتی حیاتی است.

مسأله‌شناسی؛ حوزه باید یک رصدخانه فعال شبهات ایجاد کند. تیمی از محققان و پژوهشگران مسلط به فضای مجازی، ادبیات روز و جریان‌های فکری معاصر (از پست مدرنیسم و فمینیسم تا چالش‌های دیگر)، باید پیش از آنکه شبهه در ذهن عموم جوانان ریشه بدواند، آن را شناسایی، صورت بندی علمی و تجزیه و تحلیل کنند.

مخاطب‌شناسی؛ پاسخ باید در بسته‌بندی متناسب با ذائقه و زبان مخاطب ارائه شود. یک شبهه ممکن است نیازمند یک مقاله تحلیلی بلند باشد، دیگری یک کلیپ چند دقیق‌های و سومی یک رمان یا فیلمنامه. پاسخ‌گویی اکنون از حجره و منبر فراتر رفته و هنر و رسانه را نیز در می‌نوردد.

در این مدل، صلاحیت پاسخ‌گویی به شبهات، دیگر صرفاً با سال‌ها تحصیل یا تقوا تعریف نمی‌شود. چه‌بسا عالمی متقی که به‌دلیل عدم درک زمانه و ادبیات آن، پاسخش به شبهه نه‌تنها راهگشا نباشد، بلکه به تعمیق آن بینجامد.

کسی صلاحیت ورود به این عرصه خطیر را دارد که حائز سه ویژگی ممتاز باشد؛ اجتهاد روشمند در مبانی، احاطه هوشمندانه بر مسأله، و تسلط خلاقانه بر ابزار ارتباط با مخاطب. شهید مطهری تجسم تمام‌عیار چنین شخصیتی بود. او نشان داد که دفاع از حقیقت، شجاعتی عالمانه می‌طلبد، نه شعار عوامانه.

*استاد حوزه‌ی علمیه استان زنجان

انتهای پیام /