یادداشت|خلیج فارس؛ نعمت بی‌بدیل و موهبت الهی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، خلیج فارس در پیام رهبر انقلاب نعمت بی‌بدیل و موهبت الهی است که درهم‌تنیدگی هویت تاریخی، اقتصاد جهانی و امنیت منطقه‌ای را شکل داده است و این تعبیر نشان می‌دهد که خلیج فارس باید در سطح یک دارایی تمدنی و نه صرفاً یک ظرفیت اقتصادی، نظامی و امنیتی فهم شود.

بر همین اساس، وقتی از «سرمایه راهبردی» سخن گفته می‌شود، این مفهوم ناظر به واقعیتی تاریخی است، واقعیتی که «طمع شیاطین» برای تسلط بر آن در طول قرن‌ها تکرار شده است.

از اشغالگری پرتغالی‌ها تا حضور استعمار انگلیس و سپس مداخلات پیچیده آمریکا، همگی نشان‌دهنده آن است که خلیج فارس همواره در کانون طراحی نظام سلطه قرار داشته است اما نکته کلیدی که در پیام مورد تأکید قرار می‌گیرد این است که این حضورها نه برای امنیت، بلکه برای تحمیل ناامنی و وابستگی بوده است.

در مقابل این روند، نقش ملت ایران به عنوان یک بازیگر اصیل و تاریخی برجسته می‌شود؛ آنجا که به «بیشترین جانفشانی‌ها» در مسیر استقلال خلیج فارس اشاره می‌شود و این گزاره بیانگر یک قاعده راهبردی است، امنیت این منطقه بدون اراده و حضور فعال ملت ایران قابل تحقق نیست.

این خط ممتد، از اخراج پرتغالی‌ها تا مقاومت در برابر استعمار و سپس تثبیت آن در انقلاب اسلامی، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک الگوی امنیت درون‌زا است.

پیام به‌درستی، انقلاب اسلامی را نقطه عطف معرفی می‌کند؛ جایی که با «کوتاه کردن دست مستکبران»، معادله قدرت تغییر می‌یابد و این تغییر، آغاز یک مسیر تمدنی است که در چارچوب بیانیه گام دوم انقلاب، به عنوان حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی تعریف می‌شود.

تحولات اخیر منطقه نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ آنجا که از «شکست مفتضحانه امریکا» سخن به میان می‌آید و این گزاره اگر در بستر واقعیات میدانی فهم شود، به معنای افول تدریجی قدرت تحمیل‌گری آمریکا است.

تجربه نشان داده است که «حضور بیگانگان و آمریکایی‌ها مهمترین عامل ناامنی» در منطقه بوده و نتیجه این وضعیت، چیزی جز افزایش تنش و وابستگی نبوده است.

در مقابل این وضعیت، رهبری عزیز از شکل‌گیری یک آگاهی جدید سخن می‌گوید، اینکه «برای سلاطین و حاکمان نیز ثابت شد» که امنیت وارداتی ناکارآمد است و این عبارت، نشان‌دهنده آغاز یک تغییر درک راهبردی در سطح منطقه است، تغییری که می‌تواند به بازتعریف ساختارهای امنیتی منجر شود.

افق ترسیم‌شده در پیام، بسیار روشن است، «آینده‌ای بدون امریکا» برای خلیج فارس، اما رسیدن به این آینده نیازمند تحقق الزامات آن از جمله تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و نقش‌آفرینی فعال ایران در حوزه دیپلماسی و اعتمادسازی است.

به همین دلیل است که رهبر عزیز بر «هم‌سرنوشتی» ملت‌های منطقه تأکید کرده‌اند؛ مفهومی که بدون اراده مشترک و تعامل سازنده محقق نخواهد شد و در همین راستا، ظرفیت‌های داخلی ایران نیز به عنوان پشتوانه این تحول معرفی می‌شود؛ نجا که از «تمامی ظرفیت‌های هویتی، معنوی، انسانی، علمی و فناوری» سخن گفته می‌شود.

این نگاه بیانگر آن است که قدرت ملی زمانی شکل می‌گیرد که این مؤلفه‌ها در یک منظومه منسجم و هم‌افزا قرار گیرند و در نهایت، یکی از مهم‌ترین محورهای پیام، موضوع «اعمال مدیریت بر تنگه هرمز» است.

این به معنای حرکت به سمت تأمین امنیت پایدار برای همه ملت‌های منطقه و نه صرفاً استفاده ابزاری از یک موقعیت ژئوپلیتیک برای ایران است و چنین مدیریتی می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نظمی جدید در منطقه و جهان باشد.

برآیند این مفاهیم، ما را به درک دقیق‌تری از آنچه در پیام به عنوان «طلیعه نظم جدید منطقه و جهان» مطرح شده، می‌رساند؛ نظمی که نه یک رخداد دفعی، بلکه یک روند تاریخی در حال شکل‌گیری بوده و روندی است که با افول سلطه‌ استعمارگران و تقویت اراده ملت‌های مستقل همراه و خلیج فارس می‌تواند یکی از کانون‌های اصلی تحقق آن باشد.

یادداشت از حجت‌الاسلام مهدی بصیرتی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی کاشان

انتهای پیام/801