از غزه تا تهران: چگونه اسرائیل حافظه تاریخی ملتها را پاک میکند؟
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 12 ارديبهشت 1405 - 10:15
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، براساس آخرین برآوردهایی که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی از نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز کرده است، تاکنون دامنه این حملات در 20 استان کشور خساراتی را به 149 آثر تاریخی و فرهنگی وارد کرده است.
در این میان، استانهای تهران، اصفهان و کردستان بهترتیب با 70، 27 و 13 اثر، بیشترین تعداد آثار تاریخی آسیب دیده را داشتهاند. خوزستان، کرمانشاه، لرستان و قم به ترتیب با 12، 5، 4 و 3 اثر از دیگر استانهای بودهاند که متحمل بیشترین آسیبهای ناشی از جنگ شدهاند.
در میان فهرستی که از تخریب اماکن فرهنگی منتشر شده، نام 62 باب کتابخانه نیز به چشم میخورد که از این تعداد، دو کتابخانه به شکل کامل و صد در صد تخریب شده است. این در حالی است که بر اساس قوانین بینالمللی، از جمله کنوانسیونهای مصوب سالهای 1954 و 1998، حمله به زیرساختهای فرهنگی، مذهبی، آموزشی و غیرنظامی به عنوان جنایت جنگی شناخته میشود. اما آیا این تخریب سهواً صورت گرفته و تنها ناشی از موج انفجار بوده است؟
نگاهی به کارنامه رژیم صهیونیستی در جنگهای مختلف چیز دیگری میگوید. براساس شواهد و مستندات تاریخی، به ویژه از آنچه در تاریخ تجاوز به فلسطین درج شده، رژیم صهیونیستی در جنگها نه تنها به دنبال تخریب اماکن، کشتار انسانها و نابودی زیرساختهاست، بلکه اهداف دیگری را نیز دنبال میکند که میتوان آن را در «تغییر حافظه جمعی یک ملت» توصیف و خلاصه کرد. سلسله اقداماتی که تلاش دارند تاریخ یک ملت را تغییر داده و حافظه جمعی جامعه را کمرنگ و محو کنند.
عزه الحسن، نویسنده فلسطینی، در کتاب «زندگی پس از مرگ تصاویر فلسطینی» تلاش دارد به جنبهای از این دست از اقدامات در جریان تجاوزات مکرر اسرائیل به خاک فلسطین اشاره کند. هدف او، نشان دادن «غارت فرهنگی» منازل فلسطینیان پس از تخریب و مهاجرت است. کتاب در واقع به بررسی چگونگی تأثیر خشونت استعماری بر اشیاء بصری (مانند عکسها، فیلمها و تجهیزات رسانهای) و پیامدهای آن بر رابطهٔ یک جامعه با تصاویر خود میپردازد.
کتاب «زندگی پس از مرگ تصاویر فلسطینی» پژوهشی پیشگامانه است درباره اینکه چگونه خشونت استعماری، اشیاء بصری را تغییر داده و دگرگون میکند؛ موضوعی که به نوبه خود بر نحوه ارتباط یک جامعه و فرهنگ با تصاویر خودش تأثیر میگذارد. این کتاب که بر پایه روششناسی خلاقانه و عملگرایانه عزه الحسن، فیلمساز و پژوهشگر فلسطینی بنا شده، به بررسی بازاستفاده و بازتصاحب عکسها، فیلمها و تجهیزات رسانهای میپردازد که از غارت و تخریب جان سالم به در بردهاند؛ اشیایی که به یادآورِ دائمیِ آنچه بوده و آنچه از دست رفته، تبدیل میشوند.
عزه الحسن فراتر از استفاده از این بقایای بصری به عنوان یک مدرک ساده، نشان میدهد که چگونه تعامل هنری میتواند آنها را به روایتی جدید تبدیل کرده و حس تازهای از هویت فرهنگی را بازیابی کند. در حالی که پژوهشهای پیشین به بررسی این پرداختهاند که چرا ساختارهای استعماری اقدام به غارت آرشیوهای بومی میکنند و یا فرهنگها چگونه با نبودِ سوابق آرشیوی کنار میآیند، این کتاب به شکلی منحصر به فرد به این موضوع میپردازد که فرهنگهای غارتشده چگونه با بقایای واقعیِ آرشیوهای خود ارتباط برقرار میکنند.
نمایی از خسارتهای وارد شده به کاخ سعدآباد در جنگ
نویسنده که خود نیز فیلمساز است، با فضایی دست و پنجه نرم میکند که بهدلیل پاکسازی، ارتباط اندکی با گذشته دارد و در عین حال فضایی را میجوید که پتانسیل تخیل را ممکن میسازد. در آن فضا، «بقایای بصری غارت» ـ همانطور که الحسن اشیای مرتبط با فلسطین و جامعه فلسطینی را توصیف میکند ـ تحت تأثیر خشونت استعماری دگرگون میشوند و این اشیاء نیز بهنوبه خود بر رابطه فلسطینیان با یادگارهای گذشتهشان تأثیر میگذارند. بهاعتقاد نویسنده؛ یک الگوی چرخهای در مورد پاکسازی و غارت وجود دارد. نویسنده اشاره میکند که اسرائیل برای غارت آرشیوهای فلسطینی از مرزها عبور کرده است. الحسن با مطرح کردن نکتهای مهم، مینویسد: «در حالی که غارت نهادهای فلسطینی معمولاً ثبت و مستند میشود، غارت و تخریب آرشیوهای خصوصی افراد در طول تهاجمات و بمبارانها نادیده گرفته و فراموش میشود.»
در واقع این کتاب به تأثیر غارت و عدم دسترسی به آرشیوها میپردازد. بهاعتقاد نویسنده؛ فلسطینیان به آرشیوهای خود دسترسی ندارند؛ در حالی که اسرائیلیها تحت قوانین سختگیرانه به آنها دسترسی دارند، بهعبارت دیگر، وجود آرشیوها به قدرت مرتبط است، قدرتی که فلسطینیان از آن محروم هستند. از دست رفتن آرشیوهای فلسطینی، جستوجو برای بقایای آرشیوهای فلسطینی را در سطح بینالمللی بهدنبال داشت، اما آنچه از گذشته نجات یافته است، لزوماً به حال و وضعیت کنونی فلسطینیان ربطی ندارد. «پاکسازی» که سیاست غالب در قبال آرشیوهای فلسطینی است، در نهایت به مجموعهای از «آرشیوهای ناپدیدشده» ختم میشود که با خشونت غارت شده و یا از بین رفتهاند.
تاکنون گزارشهای متعددی درباره اقدامات رژیم صهیونیستی در قبال پاکسازی فرهنگی در فلسطین منتشر شده است؛ امری که عموماً در بحبوحه جنگها کمتر بدان پرداخته میشود و زیر سایه آمار کشتار صورت گرفته قرار میگیرند. گفته میشود، اسرائیل در جریان جنگهای پیاپی برای کنترل منطقه- از جمله نکبت 1948، جنگ 1956، جنگ 1967، جنگ 1982 و حملات بعدی به غزه - مواد و اسناد متعلق به صدها نهاد فلسطینی، کتابخانه و مجموعه شخصی را غارت کرده و محتویات آنها را به آرشیوهای خود منتقل کرده است.
نمایی از خسارتها به کاخ گلستان در تهران
جمعآوری کتابخانههای شخصی خانههای خالی فلسطینیان از جمله اقدامات ارتش رژیم صهیونیستی در ادوار مختلف بوده است؛ امری که خود بر آن عنوان «نجات» گذاشتهاند اما از سوی ساکنان اصلی خانهها، «غارت» توصیف شده است.
در دهههای اخیر، با رفع طبقهبندی بخش عمدهای از اسناد رسمی اسرائیل دربارهٔ جنگ 1948 و ظهور موج جدیدی از تاریخنگاری، مطالب زیادی دربارهٔ سلب مالکیت و پراکندگی فلسطینیان نوشته شده است؛ با این حال، تنها توجه محدودی به پیامدهای فاجعهبار آن بر فرهنگ فلسطینی شده است. کارشناسان دلایل مختلفی را برای آن ذکر میکنند: «محو شدن فضاهای شهری و فرهنگی از حافظهٔ جمعی» و «فاجعه فلسطین» که آنقدر در ابعاد مختلف متکثر بود که مجالی برای پرداختن به مسائل فرهنگی نگذاشت.
در نیمهٔ نخست قرن بیستم، جامعهٔ فلسطین دگرگونی سریعی را پشت سر گذاشت. پس از جنگ جهانی اول، کتابفروشیها، کتابخانهها و اتاقهای مطالعهٔ عمومی در سراسر فلسطین تأسیس شدند. این بیداری فرهنگی و گسترش چشمگیر کتابها و مجلات، ناگهان با جنگهای سال 1948 متوقف شد: مجموعههای کتاب خصوصی و عمومی نابود شدند و روایتها همراه با کسانی که حامل آنها در حافظهشان بودند، از بین رفتند. ارتش اسرائیل در مناطقی دستور داده بود هیچ کتاب عربی از منطقه خارج نشود و همگی جمعآوری شوند.
تخریب 100 درصد کتابخانه بینظیر حسینیه اعظم زنجان درباره امام حسین(ع)
از جمله مناطقی که غارت فرهنگی شد، بخش غربی اورشلیم بود؛ جایی که پیش از جنگ حدود 28 هزار ساکن غیر یهودی داشت، اما پس از آن، تنها حدود 750 غیر یهودی باقی مانده بودند که عموماً یونانیهایی بودند که اجازه داشتند در خانههای مستعمره خود زندگی کنند. ساکنان اصلی این مناطق، از سطح اقتصادی خوبی برخوردار بودند و آثار ارزشمند فرهنگی را در اثر تجاوز ارتش اشغالگر، از خود باقی گذاشتند. تنها خواندن یادداشت مدیر دانشگاه عبری میتواند عمق فاجعه را تا حدودی روشن کند. این یادداشتها که در دهم ژوئن 1948 نوشته شده، تخمین میزند که 30 هزار جلد کتاب از این منطقه غارت شده و البته شمار قابل توجهی نسخه خطی.
این رویه رژیم صهیونیستی در تجاوز اخیر به غزه نیز دیده شد؛ به طوری که پس از حمله به کتابخانهها، سربازان وظیفه داشتند تمامی کتابهای باقیمانده را از بین ببرند. تخمین زده میشود حدود شش میلیون جلد کتاب در این جنگ در غزه از بین رفته باشد.
انتهای پیام/