ترکیه در جستجوی اتحادهای دفاعی جایگزین ناتو
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 11 ارديبهشت 1405 - 17:36
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها رهبران ترکیه به عنوان یکی از قدیمیترین اعضای پیمان نظامی ناتو، به شدت درباره سرنوشت و فعالیت آتی این پیمان و وضعیت دفاعی این کشور دچار تردید شدهاند.
ترکیه در سال 1952 میلادی به ناتو پیوست و حالا که 74 سال از همراهی نظامی ارتش این کشور با بزرگترین پیمان نظامی غرب سپری شده، دو ارزیابی مهم در اتاق فکرهای سیاسی - امنیتی آنکارا و استانبول، شکل گرفته است: اول این که در صورت بروز هرگونه تهدید نظامی علیه ترکیه، ناتو به داد این کشور نخواهد رسید. دوم این که تهدیدات روزافزون رژیم صهیونیستی در کنار انجماد روابط ترکیه با آمریکا و اتحادیه اروپا، آسیب پذیری بالایی برای موقعیت آنکارا به وجود میآورد.
اینجاست که بسیاری از متخصصین و کارشناسان سیاسی و دفاعی ترکیه، ایده «اتحادهای دفاعی جدید» را مطرح میکنند.
طیفور یوموشاک از پژوهشگران ارشد در «موسسه افکار استراتژیک ترکیه» (SDE) یکی از پژوهشگرانی است که به این مقوله مهم پرداخته است. اما ایده او، تفاوت مهمی با دیدگاههای دیگر کارشناسان ترکیه دارد. او پیشنهاد داده که ترکیه از ناتو بیرون نرود و همزمان با استمرار حضور در این پیمان قدیمی، وارد اتحادهای جدید شود.
بخشی از دیدگاههای این محققِ اندیشکدههای نزدیک به حزب حاکم ترکیه را با هم مرور میکنیم:
اتحاد جایگزین در عین ماندن در ناتو
آیا واقعاً پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو، شامل یک سیستم دفاع جمعی است که به اعضای ناتو اجازه میدهد تا توافقنامههای اتحاد دفاعی جایگزین را خارج از ناتو منعقد کنند؟ بگذارید واضحتر بپرسم: آیا ترکیه میتواند یک اتحاد دفاعی خارج از اتحاد ناتو تشکیل دهد یا به یک اتحاد دیگر بپیوندد؟
مرور اسناد و توافقها، نشان میدهد که پیمان ناتو چنین جهتگیریهایی را مجاز میداند. با این حال، اتحاد جایگزین نباید با تعهدات ناتو مطابق ماده 8 مغایرت داشته باشد و نباید به یکپارچگی ناتو آسیب برساند. جدا از این محدودیت، هیچ منع قانونی خاصی وجود ندارد. بنابراین، کشورهای عضو ناتو توانستهاند با کشورهای غیر عضو توافقنامههای اتحاد منعقد کنند.
به عنوان مثال پیمانهای امنیتی متعدد آمریکا با ژاپن، کره جنوبی و اسرائیل و همچنین اتحاد سهجانبه یونان-قبرس-اسرائیل، از مثالهای روشن هستند. با این حال، این احتمال نیز وجود دارد که ماده 8 با انگیزههای سیاسی تفسیر شود و منجر به اعتراض به ترکیه شود. به عبارت دیگر، کشورهای عضو ناتو ممکن است جستجوی ترکیه برای اتحادهای جایگزین را مغایر با ماده 8 و مطابق با منافع خود بدانند.
اولین منطقهای که از نظر تفسیر ماده 8 با انگیزههای سیاسی مورد بررسی قرار میگیرد، مدیترانه شرقی است. پس از کشف ذخایر گاز طبیعی در سال 2010 میلادی، اتحادیه اروپا به مدیترانه شرقی علاقهمند شد و میخواست از طریق اعضای خود یعنی یونان و جمهوری قبرس، سهمی در این عرصه داشته باشد. بنابراین نقشهای روی میز گذاشت که به شکل محدود، حقوق گازی ترکیه لحاظ شد، اما هیچ حقی برای ترکهای جزیره قبرس در نظر نگرفت.
این در حالی است که اولاً ترکیه باید سهم بیشتری به خاطر برخورداری از طولانیترین خط ساحلی در مدیترانه شرقی محدود به خلیج آنتالیا داشته باشد و دوم این که ترکهای قبرس را نباید نادیده گرفت.
با این حال، به اعتراضات ترکیه اعتنا نشد و در چارچوب همین سیاست، اتحادیه اروپا توافقنامههای صلاحیت دریایی منعقد شده توسط جمهوری قبرس با مصر، اسرائیل و لبنان را معتبر میداند، ولی به توافق ترکیه با لیبی اعتراض میکند.
اتحادیه اروپا همچنین ترکیه را به خاطر انجام عملیات حفاری در مناطق دریایی خود تهدید به تحریم میکند. بنابراین، ناتو و کشورهای عضو اتحادیه اروپا ممکن است به دنبال بهانههایی باشند و روی آوردن ترکیه به برخی اتحادهای دفاعی جدید را به عنوان نقض ماده 8 تفسیر کنند.
مانعی به نام اسرائیل
منطقه دیگری که میتواند با تفسیر سیاسی ماده 8 روبرو شود، وضعیت ترکیه در خاورمیانه است. چرا که در این منطقه، اسرائیل به عنوان متحد ضروری آمریکا شناخته میشود. آن هم در شرایطی که به قول جان مرشایمر استاد روابط بینالملل، لابی یهودی بر سیاست خارجی آمریکا تأثیر میگذارد.
همچنان که در جنگ 40 روزه نیز دیدیم، آمریکا با فشار و هدایت اسرائیل، وارد جنگ با ایران شد. به همین خاطر جو کنت مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم در آمریکا از سمت خود استعفا داد و آشکارا گفت: «ایران تهدید قریبالوقوعی برای کشور ما نبود. واشنگتن، تحت فشار اسرائیل و لابی یهودی وارد این جنگ شد».
به عبارتی روشن، آمریکا امنیت اسرائیل را در اولویت قرار داد و کشورهای خلیج فارس را که با آنها میلیاردها دلار تجارت دارد، در تنگنا قرار داد.
در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، گفته میشد که اسرائیل پس از ایران، سراغ ترکیه خواهد آمد. هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه، بعدها به شکل غیرمستقیم این پیشبینی را تایید کرده و گفت «اسرائیل نمیتواند بدون دشمن بماند».
حالا سوال اینجاست، اگر اسرائیل موضعی تهاجمی علیه ترکیه عضو قدیمی ناتو اتخاذ کند، آمریکا چه خواهد کرد؟ آیا بر اساس قوانین ناتو، پشت ترکیه میایستد و با اسرائیل خواهد جنگید؟! خیر! همچنان که جو کنت ادعا کرد، اتفاقاً ممکن است آمریکا به منظور فرار از این وظیفه، از ناتو خارج شود. بنابراین، روی آوردن ترکیه به برخی اتحادهای دفاعی علیه تهدیدات در خاورمیانه، میتواند به موضوع اسرائیل نیز ربط داده شده و تبدیل به بهانهای دیگر برای پیش کشیدن تفسیر ماده 8 شود.
بنابراین ترکیه چه راهی دارد و دقیقاً باید چکار کند؟ آیا باید از جستجوی اتحادهای جایگزین در مواجهه با اعتراضات احتمالی اعضای ناتو طبق ماده 8 خودداری کند؟ این سوال باید با در نظر گرفتن حساسیتهای ترکیه پاسخ داده شود.
ترکیه باید در ناتو باقی بماند، اما در عین حال باید به دلیل درک خود از امنیت و تهدیدات در منطقه، اتحادهای دفاعی جایگزین را نیز در نظر بگیرد. از این نظر، ترکیه در حال حاضر به خاطر این دو دلیل، در موقعیتی قوی و برتر قرار دارد: اول: رابطه بین آمریکا و کشورهای اروپایی در دوران ترامپ متشنج شده و موجودیت جمعی ناتو زیر سوال رفته است. با توجه به تضاد منافع بین کشورهای عضو، آزادی عمل بیشتری نصیب ترکیه میشود و اختلافات درون ناتو و عدم توانایی در اقدام جمعی، آشکار است.
دوم اینکه، جنگ 40 روزه بین آمریکا-اسرائیل و ایران، کشورهای منطقه را مجبور کرد تا به دنبال گزینههای دیگری خارج از چتر امنیتی آمریکا باشند. جنگ 40 روزه نشان داد که آمریکا قادر به محافظت کافی از کشورهای منطقه نیست.
در طول جنگ، پایگاههای آمریکایی در منطقه هدف قرار گرفتند و عناصر زیرساختی غیرنظامی و اقتصادی کشورهای خلیج فارس نیز مورد اصابت قرار گرفتند. علاوه بر این، مشخص شد که آمریکا امنیت اسرائیل را بر امنیت کشورهای منطقه اولویت داده است.
امروزه، هر گزینه نظامی آمریکا برای شکستن مقاومت ایران، میتواند به طور مستقیم به کشورهای خلیج فارس لطمه بزند. این وضعیت، کشورهای منطقه را به دنبال گزینههای امنیتی جایگزین سوق داده و ترکیه از کنشگران مهم است که سراغش را میگیرند.
همچنان که حمد بن جاسم نخست وزیر سابق قطر استدلال کرده، کشورهای خلیج فارس باید اتحادی شبیه ناتو به رهبری عربستان سعودی تشکیل دهند، صنایع دفاعی خود را توسعه دهند و امنیت خود را بدون وابستگی به آمریکا تضمین کنند.
او ترکیه و پاکستان را شرکای حیاتی نامیده و اظهاراتش به طور گسترده در خلیج فارس طنینانداز شد و در رسانههای منطقه مورد بحث قرار گرفت. همچنین درخواست عربستان سعودی برای مشارکت در پروژه ساخت جنگنده قاآن ترکیه (KAAN)، گامهای جدید در سیستمهای دفاع هوایی، توافق نامههای همکاری نظامی با پاکستان و نزدیکی عمان به ترکیه در بخش دفاعی، نشانههای روشنی از این جهتگیری جدید هستند.
این مقطع زمانی و این شاخصها نشان میدهند که ترکیه برای یافتن و تشکیل اتحادهای جدید، دارای مزیت است. امضای توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک که در 17 سپتامبر 2025 بین عربستان سعودی و پاکستان امضا شد، یکی دیگر از موضوعاتی است که از اهمیت بالایی برخوردار است.
گفته میشود که ترکیه در روند امضای این توافقنامه نقش داشته است. پس از آن، مصر با توافقنامه همکاری نظامی که در 4 و 5 فوریه بین ترکیه و مصر امضا شد، به این اتحاد پیوست.
در 19 مارس، اولین نشست چهارجانبه متشکل از وزرای امور خارجه ترکیه، مصر، عربستان سعودی و پاکستان در ریاض برگزار شد و در مجمع دیپلماسی آنتالیا که از 17 تا 19 آوریل برگزار شد، وزرای امور خارجه چهار کشور برای سومین بار با هم دیدار کردند. تبدیل این جلسات به یک اتحاد رسمی، پتانسیل تغییر موازنه قدرت را دارد.
ترکیب قدرت صنایع دفاعی ترکیه، قدرت هستهای پاکستان، قدرت اقتصادی عربستان سعودی و قدرت جمعیتی مصر، نشاندهنده یک اتحاد بالقوه است که میتواند موازنه قدرت در خاورمیانه را تغییر دهد.
همچنین احتمال گسترش این اتحاد به مدیترانه شرقی و توافق در مورد تعیین مرزهای دریایی بین ترکیه و مصر اهمیت بسیاری دارد. این تحولات توجه اسرائیل را جلب کرده و العاد گیلادی در روزنامه هاآرتص نوشته «کشورهای خلیج فارس وابستگی خود را به آمریکا کاهش خواهند داد و پس از جنگ، نفوذ ترکیه افزایش خواهد یافت. حالا ترکیه، آمریکا را نه به عنوان ضامن امنیت، بلکه به عنوان شریک امنیت میشناسد».
در پایان باید گفت: ترکیه مجبور است برای مقابله با تهدیدات احتمالی، به دنبال اتحادهای جایگزین باشد. کما این که سخنان فون در لاین رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا علیه ترکیه را باید جدی گرفت.
در شرایطی که 23 کشور از 32 عضو ناتو، عضو اتحادیه اروپا نیز هستند، این رویکرد رئیس کمیسیون در قبال ترکیه، موضوعی مهم است. بنابراین تبدیل مذاکرات بین ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و مصر به یک اتحاد و سپس گسترش آن به یک عامل بازدارنده، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
انتهای پیام/