61 شب اقتدار؛ میثاق مردم استان سمنان با ولایت و ایران

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان، مردم استان سمنان شصت‌ویکمین شب متوالی خود را در دفاع از حریم ایران و تجدید بیعت با ولی‌فقیه، به حماسه‌ای ماندگار تبدیل کردند.

 این بار نه فقط در مرکز استان، بلکه از غربی‌ترین نقطه استان در ایوانکی و گرمسار تا شرقی‌ترین روستاهای میامی و بسطام، خیابان‌ها و میدان‌ها مملو از جمعیتی بود که با پرچم‌های سه‌رنگ و مشعل‌های روشن، وحدت خود را فریاد می‌زدند.

در شهر شاهرود، جوانان با روشن کردن شمع بر روی پل‌های اصلی، طرحی از پرچم ایران را به نمایش گذاشتند.

 مردم دامغان نیز از کوچه‌های قدیمی تا مصلای بزرگ شهر، با سردادن شعار «لبیک یا خامنه‌ای»، ارادت خود را نشان دادند.

در مهدیشهر و سرخه، خانواده‌ها با کودکانشان حضور داشتند و نسل سوم انقلاب را با مفاهیم غیرت و میهن‌پرستی آشنا می‌کردند.

در سمنان، مرکز استان، میدان سعدی و خیابان‌های اطراف آن از ساعت هشت شب به بعد، دیگر گنجایش جمعیت موج‌زنان را نداشت.

آنچه این شب را از شب‌های قبل متمایز می‌کرد، حضور هماهنگ تمام اقشار بود؛ از بازاریان خدوم و کارگران زحمتکش تا دانشجویان مسجدی و روحانیون با لباس‌های فاخر روحانیت.

پیرمردی با ریش سفید و عصایی در دست، در میان جمعیت آرام آرام پیش می‌رفت.

وی که خود را حاج‌علی، هفتاد و چهار ساله و بازنشسته لشکر 58 تکاور ذولفقار معرفی کرد، با چشمانی خیس گفت: نوه‌هایم را آوردم که ببینند این ملت چگونه پای عهد و پیمانش ایستاده است.

حاج‌علی عنوان کرد: من در دوران دفاع مقدس رزمنده بودم؛ امروز هم رزمنده‌ام، اما با حضور در صحنه.

در گوشه‌ای دیگر از اجتماع، موکب‌هایی برپا شده بود که خدمات قضایی و حقوقی رایگان به مردم ارائه می‌دادند.

 مسئولان قضایی استان نیز با حضور در میان جمعیت، پای درد دل مردم نشستند و مشکلات حقوقی آنان را در بستر همین حماسه پیگیری کردند.

این پیوند «خدمت» و «حماسه»، جلوهای از جمهوری اسلامی بود که در آن مسئول و مردم در یک صف قرار می‌گیرند.

دانشجویان دانشگاه‌های سمنان، شاهرود و دامغان دسته‌های منظمی تشکیل داده بودند. برخی از آنها پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن نوشته بودند:ما نسل سلیمانی‌ایم، از ولایت دست برنمی‌داریم فضای اجتماع نه از هیاهوهای ساختگی، که از هیمنه ایمانی و صمیمیتی عمیق اشباع شده بود. شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «لبیک یا خامنه‌ای» یکی پس از دیگری طنین‌انداز می‌شد.

بازار سمنان امروز نیز مانند پنجاه شب گذشته، تعطیل بود.

اصناف و بازاریان با حضور گسترده خود، نشان دادند که اقتصاد و سیاست در اندیشه انقلابی از هم جداشدنی نیستند.

حسین محمدی، چهل و پنج ساله، پدر سه فرزند و یکی از بازاریان قدیمی سمنان، در میان جمعیت با صدایی رسا گفت: ما به برکت خون شهدا این انقلاب را داریم.

وی بیان کرد: دشمن امروز بیشتر از همیشه جنایت می‌کند، اما مردم سمنان خواب را بر چشمانش حرام کرده‌اند. من هر شب اینجا هستم؛ امروز هم تمام بازار تعطیل بود.

در شهرستان آرادان و روستاهای اطراف آن، اهالی با تراکتور و نیسان که بر روی آنها پرچم نصب کرده بودند، به سمت میدان اصلی شهر حرکت کردند.

ماشین‌ها با چراغ‌های روشن و بوق‌های هماهنگ، شور خاصی به شب بخشیده بودند.

 این صحنه در سایر شهرهای استان شامل بسطام، مجن، دیباج و امیریه نیز تکرار می‌شد و گویی تمام سمنان یکپارچه نفس می‌کشید.

زنان و دختران جوان نیز حضوری پررنگ و محجوبانه داشتند. بسیاری از آنها با پوشش چادر و با دستانشان، پرچم‌های کوچک ایران را در اهتزاز درآورده بودند.

 گروهی از دختران نوجوان شاهرودی نیز سرود «ایران ای مرز پرگهر» را با صدایی آسمانی زمزمه می‌کردند و مادرانشان همراهی‌شان می‌کردند.

احساس غیرت ملی و دینی در چهره همه موج می‌زد.

اما مهم‌ترین رویداد این شصت‌ویک شب، تأکید مکرر بر بیعت با ولایت بود. در تمام شهرهای استان، مردم با خواندن صلوات خاصه و هدیه آن به محضر امام زمان (عج) و نایب برحقش، عهدی دوباره بستند.

در این میثاق عاطفی و سیاسی، کودکان، میانسالان و کهنسالان یکصدا فریاد می‌زدند:

ما تا پای جان، پای بیعت با رهبری ایستاده‌ایم.

زهرا کریمی، دانشجوی بیست ساله حسابداری از دانشگاه پیام نور مرکز سمنان، با شور و شوق مثال‌زدنی به خبرنگار ما گفت: من متولد خود این انقلابم.

 وی گفت: رسانه‌های بیگانه فکر می‌کنند با دروغ می‌توانند نسل ما را فریب دهند، اما نسل من راهش را انتخاب کرده. این تجمعات شبانه، پاسخی دندان‌شکن به فتنه‌گران است.

این دانشجوی سمنانی افزود: من برای امام رضایی‌ها دعا می‌کنم و این شصت و یک شب افتخار ماست.

در شهر بیارجمند، مردمانی که در دل کویر زندگی می‌کنند، نشان دادند که گرمای سوزان بیابان هرگز نتوانسته غیرتشان را خشک کند.

 آنها با پای پیاده چندین کیلومتر راه پیمودند تا به جمعیت شهری بپیوندند.

یکی از بزرگان روستا با گویش محلی فریاد زد: آبادانی و عزت این سرزمین در گرو اطاعت از رهبر است. ما هر شب آمدیم و باز هم خواهیم آمد.

خودروهای پلیس و نیروهای انتظامی با آرامش کامل در حاشیه اجتماعات مستقر بودند تا امنیت این حماسه بزرگ را تأمین کنند.

هیچ گزارشی از بی نظمی یا درگیری وجود نداشت؛ چرا که این اجتماع، زاییده خواست دلی و آگاهانه مردم بود و هرکسی به سهم خود نگهبان آن محسوب می‌شد.

هماهنگی میان مردم و نیروهای نظامی و امنیتی در شهرهای گوناگون استان، الگویی از نظم انقلابی را به نمایش گذاشت.

یکی از باشکوه‌ترین لحظات این شب، قرائت قطعنامه پایانی بود که از سوی چند تن از نمایندگان اقشار مختلف قرائت شد.

در این قطعنامه، مردم سمنان بر سه محور اساسی تأکید کردند: دفاع قاطع از حریم ولایت، حمایت کامل از نیروهای مسلح و نظام اسلامی، و محکومیت هرگونه معاندت علیه ایران عزیز.

حاضران با گفتن «اللهم اکبر» و سردادن شعار، به هر بند از این قطعنامه رأی «آری» دادند.

محسن صادقی، مهندس سی و پنج ساله اهل شهرستان مهدیشهر که به همراه همسر و فرزند خردسال خود در این تجمع حضور داشت گفت: وقتی به این جمعیت نگاه می‌کنم، می‌بینم تنها خیابان‌ها فریاد نمی‌زنند، تمام قلب‌ها و وجدان‌ها بیدارند.

وی افزود: رهبر ما همیشه راه درست را نشان داده و ما جاماندن از قافله را نمی‌پذیریم.

تداوم شصت و یک شب این راهپیمایی‌ها از خود حماسه بزرگتر است؛ چرا که نشان می‌دهد عشق به ایران و ولایت هیچ وقت پایان ندارد.

در شهر میامی، جوانان با آتش‌بازی و نورافشانی، شادی خود را از استمرار این حماسه ابراز داشتند.

 آنها پرچم‌های بزرگ ایران را از پشت بام ساختمان‌های بلند به نمایش گذاشته بودند و با نور موبایل‌هایشان، دریایی از نور خلق کرده بودند.

 چشم‌انداز این شهر کوچک در شصت و یکمین شب، شگفت‌انگیز بود و تصاویر آن به سرعت در فضای مجازی استان منتشر شد.

در گرمسار نیز که دروازه غربی استان محسوب می‌شود، اجتماع به قدری گسترده بود که بلوارهای اصلی شهر تا ساعت یک بامداد مملو از جمعیت است.

بازاریان گرمساری با توزیع شربت و خرما از عزاداران و معترضان به فتنه‌ها، پذیرایی می‌کردند. این رسم پسندیده، نشانه پیوند رحمت و مروت با سیاست و حماسه بود.

یکی از روحانیون حاضر در اجتماع شهرستان دامغان، در سخنانی کوتاه از پشت بلندگو، به این نکته اشاره کرد که ادامه حضور شبانه مردم در کوچه و خیابان، از هیچ عملیات تبلیغاتی رسانه‌ای قدرتمندتر نیست.

 دشمن در شصت شب قبل همه تلاشش را کرد تا خستگی در مردم ایجاد کند، اما اینجا در دیار قومس، هر شب انقلاب دوباره متولد می‌شود. پیوند مردم با ولایت، از جنس شیمیایی نیست؛ از جنس خونی است که در رگ‌هایشان جاریست.

در شهرهای کلاته خیج و رویان نیز همین حال و هوا حکمفرما بود.

 مردم در این شهرهای کوچک اما غیرتمند، با همان شور و حرارت شهرهای بزرگ به میدان آمده بودند.

 آنها نشان دادند که جغرافیا تعیین‌کننده غیرت نیست، بلکه هر وجب از خاک ایران برای مردمش مقدس است و باید از حریمش دفاع کرد.

شصت و یک شب، دو ماه تمام، از دهم اسفند تا دهم اردیبهشت، این مردم راهپیمایی‌های شبانه را ترک نکرده‌اند.

نه خستگی، نه سرمای شب، نه حتی وعده‌های فریبنده دشمن، آنها را از میدان بیرون نبرده است. این استقامت، تفسیر عملی آیه «و اصبروا إن الله مع الصابرین» است.

به قول مردم بومی: سمنان از قدیم، دارالمرحمه بوده و حالا دارالغیرة ایران شده است.

خبرنگار ما در حاشیه مراسم با پیرزنی به نام مادر مریم، هفتاد و هشت ساله که با واکر آمده بود، گفت‌وگو کرد.

وی با اشک شوق گفت: پسرم در جبهه شهید شد، شوهرم جانباز است. من برای چه آمده‌ام؟ برای اینکه نگذارم نام ایران و نام خامنه‌ای کوچک شود. تا وقتی نفس دارم، در این اجتماعات هستم. این شصت و یک شب برای من عبادت بوده است.

در انتهای مراسم، هنگامی که اکثر اجتماعات به پایان رسیده بود، گروهی از جوانان سمنانی در میدان مرکزی سمنان جمع شدند و با در دست گرفتن تصویر رهبر انقلاب، شعار این خیابان‌ها، خیابان‌های ماست را سر دادند.

این صحنه با کف‌زدن حاضران همراه شد و نشان داد که نسل امروز، با همان امید و همان اراده مسیر شهدا را ادامه می‌دهد.

خلاصه کلام آن که، مردم سمنان از گرمسار تا شاهرود، از آرادان تا میامی و از سرخه تا مهدیشهر، ثابت کردند که پیوندشان با انقلاب ناگسستنی است.

 شصت و یک شب پشت سر هم، آن هم در کوچه و خیابان، یعنی ایران مردمی زنده دارد؛ مردمی که تا پای جان از مرزهای جغرافیا و مرزهای اعتقادی خود حراست می‌کنند.

 تا طلوع صبح فردای ایران، پرچم سه‌رنگ در دست مردم سمنان افراشته خواهد ماند، و بیعت با رهبری، تا ظهور فرج ادامه خواهد یافت.

انتهای پیام/363/