یادداشت| تضاد میان «ادعای دموکراسی» و «واقعیت قدرت» در غرب!
- اخبار استانها
- اخبار لرستان
- 10 ارديبهشت 1405 - 11:06
به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، صحنه سیاست بینالملل بار دیگر شاهد رویدادهایی بود که لایههای پنهان قدرت در جهان غرب را به تصویر میکشند.
دیدار اخیر چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، با دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، از جمله رخدادهایی بود که فراتر از یک ملاقات تشریفاتی، بازتابی از واقعیتهای پیچیده و بعضاً متناقض در ساختارهای سیاسی این کشورها به شمار میرود.
این ملاقات با وجود ظاهر دیپلماتیک خود، پرسشهایی درباره نسبت میان دموکراسی، قدرت، و نقش شخصیتهای سیاسی یا سلطنتی در نظامهای مدرن برانگیخته است.
ابراهیم بارانیبیرانوند، تحلیلگر سیاسی، در این یادداشتی به ماهیت سفر چارلز سوم، پادشاه بریتانیا به ایالات متحده و ملاقات او با دونالد ترامپ پرداختهاست:
سفر چارلز سوم، پادشاه 77 ساله بریتانیا به ایالات متحده و ملاقات او با دونالد ترامپ 79 ساله، تصویری نمادین و در عین حال طنزآمیز از واقعیتهای قدرت در جهان غرب را به نمایش گذاشت؛ ملاقاتی که میتوان آن را با کنایه، ملاقات دو پادشاه نامید.
از یک سو، با چارلز سوم روبهرو هستیم؛ مردی که در نظام رسمی بریتانیا، جایگاه او بر پایه میراث و سلطنت است. از سوی دیگر، با ترامپ روبهرو هستیم؛ مردی که اگرچه در قالب یک نظام جمهوری و بر اساس رای غیر مستقیم مردم به قدرت رسیده، اما رفتارهای او چنان مستبدانه، خودخواهانه و مستکبرانه است که بسیاری از مردم و منتقدان داخلی آمریکا، او را با عناوین پادشاهگونه و فراتر از چارچوبهای دموکراتیک یاد میکنند. در واقع، تفاوت در اینجاست که یکی پادشاهی رسمی است و دیگری پادشاهی غیررسمی اما رفتاری.
نکته تأملبرانگیز و ریاکارانه در اینجاست که حاکمان و ساختارهای سیاسی در آمریکا و انگلیس، همواره با تکیه بر ماشین تبلیغاتی عظیم خود و با استفاده از رسانههایی که نگاهی یکطرفه دارند، دم از دموکراسی، آزادی و حق رأی مردم میزنند.
آنها با نگاهی گزاف و از موضع بالا، نهادهای سیاسی و حاکمیتی سایر کشورها را غیرانتخابی یا غیردموکراتیک برچسب میزنند تا مشروعیت خود را حفظ کنند.
اما وقتی به درونِ خانه خودشان نگاه میکنیم، با تناقضی آشکار روبهرو میشویم. در انگلیس، نظام سلطنتی همچنان ستون اصلی قدرت است و در آمریکا، رفتارهای ترامپ و حتی رویکردهای ساختاری حاکمیت، چنان از مسیر اراده عمومی و موازین دموکراتیک فاصله گرفته که مردم این کشور بارها و بارها با فریادهایی نظیر ما پادشاه نمیخواهیم یا اعتراض به رفتارهای مستبدانه، خشم خود را از فروکش نکردن خوی سلطنتی در پوشش دموکراسی نشان دادهاند.
این ملاقات، نشان داد که مرز میان جمهوری و سلطنت در جهان غرب، بیش از آنکه یک مرز ساختاری باشد، یک مرز ادعایی است. در واقع، آنها دموکراسی را تنها ابزاری برای قضاوت بر دیگران میدانند، درحالیکه در عمل، قدرت را در دستان افرادی مایل به اعمال قدرت مطلق و مطلقگرا، به شکلی پادشاهگونه، مدیریت میکنند.
انتهای پیام/