رزمایش سراسری «جانفدای ایران» در بیرجند

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، رزمایش «جانفدای ایران» امروز در بیرجند، فقط یک برنامه نظامی نبود؛ یک روایت زنده از پیوند مردم با ولایت بود؛ از جایی که صدای قدم‌ها در خاک شهر می‌نشست تا جایی که نام امام رضا(ع) در میانه شعارها و پرچم‌ها معنا پیدا می‌کرد.

از همان آغاز، خانواده شهدا وارد میدان شدند؛ کسانی که نه برای دیده‌شدن، بلکه برای یادآوری آمدند؛ یادِ این‌که «امروز» هم ادامه همان راه است. در کنارتان، طلاب و بسیجیان ایستاده بودند؛ جوانانی که با لبخندهای محکم و چشم‌های آماده، نشان می‌دادند ایمان اگر در دل بنشیند، روی صحنه هم جلوه می‌کند.

روحانیون با در دست داشتن تصاویر سه رهبر انقلاب، پیشاپیش حرکت کردند؛ گویی هر قدمِ یگان‌ها، از پشتوانه یک اطمینان می‌آمد. سپس جانبازان دفاع مقدس رسیدند؛ مردان و زنانی که با حمل تصاویر فرماندهان شهید، پیام روشن را تکرار کردند: ایستادگی، قطع نمی‌شود؛ حتی اگر بدن خسته شود، دل از حرکت نمی‌ایستد.

طنین «حیدر حیدر» که بلند شد، انگار معبرِ رژه تبدیل به میدانِ هم‌سرنوشتی شد؛ شعار از جنس وحدت بود، از جنس باور. گردان بسیج طلاب، با شورِ حماسه آمد؛ گردان آزادگان، با لباس‌های نمادین دوران اسارت، قصه مقاومت را دوباره گفت؛ و گردان یکم امام حسین(ع) با رجزخوانی علیه استکبار، یادآور شد که میدان، فقط برای جنگیدن نیست—برای بیدار ماندن است.

در ادامه، جوانان گردان یازدهم امام حسین(ع) با پوشش‌های سه‌رنگ پرچم ایران و بانگ «الله اکبر» در دل جمعیت حرکت کردند؛ هیجان از چهره‌ها می‌پرید و غیرت، بی‌نیاز از توضیح، خودش را نشان می‌داد. گردان یکم امنیتی امام علی(ع) هم با برنامه‌های رزمی و شعارهای ولایی، بار دیگر تأکید کرد: امنیت، حاصلِ آماده‌بودن است؛ نه اتفاق.

بخشِ دیگری از روایت، نوجوانان بودند؛ با علمداری پرچم ایران و حوزه امام رضا(ع)؛ سربندهای متبرک روی شانه‌هایی که هنوز سال‌های زیادی برای آینده داشتند، اما در لحظه‌های حساس، «مسئولیت» را زودتر از موعد درک کرده بودند. بعدتر، صحنه با حضور عروس و دامادهای بیرجندی با لباس سفید، رنگی دیگر گرفت؛ لحظه‌های شیرین آغاز زندگی، این‌بار نه در پستوی زمان، بلکه در متنِ حماسه حاضر بود. برگزارکنندگان این حضور را نماد پیوند «عشق و ایثار» دانستند؛ روایتی که می‌گفت: می‌شود عاشق بود و آماده فداکاری.

وقتی نوبت به حضور بسیجیان حوزه‌های کربلا، شهید مدنی و شهید تندگویان رسید، همراه با جهادگران عاشورایی، تصاویر رهبر شهید در آغوش گرفته شد و شعار «لبیک یا امام رضا(ع)» فضا را پر کرد. در کنار این شور، هیئت‌های مذهبی با علم‌ها و کتل‌های عاشورایی، نوای «حیدر حیدر» را به زبانِ احساس ترجمه کردند؛ جایی که دین، از سیاست جدا نبود؛ بلکه پیشانیِ سیاست بود.

بعد روایت از خیابان و جمعیت عبور کرد و رسید به بازار؛ بسیج اصناف با شعار «ما همه جانفداییم، پیرو مجتبی اییم» اعلام کرد که شهر، تنها با نیروی نظامی قدرتمند نمی‌شود؛ با همتِ مردم هم قدرتمند می‌شود. نمونه‌های بسیج ادارات کل، دانش‌آموزان، دانشجویان، اساتید، جامعه پزشکی، کشاورزان، کارگران و نیروهای شرکت توزیع نیروی برق خراسان جنوبی، همگی مثل فصل‌های یک کتاب کنار هم نشستند تا تصویرِ «همه‌جاییِ مقاومت» کامل شود. و پایان‌بخشِ این تماشای جمعی، حضور بسیج ورزشکاران، هیئت‌های تکواندو و نوجوانان دوچرخه‌سوار بود؛ گویی شور جوانی هم آمده بود تا بگوید: آینده از همین امروز ساخته می‌شود.

در میانه ازدحام جمعیت، خانواده‌های معظم شهدا صدا را آرام‌تر کردند و دل را عمیق‌تر؛ حضور خانواده شهید «مهدی زیبا» از شهدای جنگ 12 روزه، لحظه‌ای ویژه ساخت؛ یادآوریِ این‌که راه مقاومت فقط به گذشته تعلق ندارد؛ به امروز و فردا هم چسبیده است.

سرانجام، رژه موتوری و خودرویی جانفدا برای ایران امام‌رضایی برگزار شد؛ مثل مُهرِ آخر بر یک سندِ روشن: «ما آماده‌ایم». و رزمایش، با تجمع در مزار شهدای گمنام و تجدید پیمان با آرمان‌های امام رضا(ع) پایان یافت؛ تجدید پیمانی که پیامش برای جهان روشن بود:

از گهواره تا سنگر و از سفره عقد تا میدان نبرد—همه جانفدای ایرانند.

انتهای پیام/