پای لنگ بیمهها در پوشش خدمات روانشناسی
- اخبار اجتماعی
- اخبار پزشکی
- 09 ارديبهشت 1405 - 12:48
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در سالهای اخیر آگاهی عمومی نسبت به اهمیت سلامت روان در کشور افزایش یافته است و تابوی مراجعه به روانشناس، اگر نگوییم کاملاً فرو ریخته، بیشک تا حد زیادی از بین رفته و واژه "تراپی" این روزها بیش از آنکه مفهومی منفی در برداشته باشد، به نوعی ارزش بین افراد نسل جوان تبدیل شده است، این جهش فرهنگی از سویی بسیار ارزشمند و نویدبخش جامعهای سالمتر از منظر سلامت روان است اما این موج مثبت، اکنون با چالشی جدی روبهروست و آن هم، افزایش سالانه تعرفههای خدمات روانشناسی در شرایطی است که بیمهها هنوز بهطور کامل به میدان نیامدهاند.
ابتلای 25درصد افراد جامعه به نوعی اختلال روانشناختی
طبق اعلام وزارت بهداشت، حدود 25 درصد از مردم کشور به نوعی از یک اختلال روانی مبتلا هستند که این آمار، نشاندهنده اهمیت حیاتی مداخلات روانشناختی بهموقع و مستمر است. افسردگی و اختلالات اضطرابی، شایعترین این مشکلات هستند؛ اختلالاتی که بهراحتی با مداخلات روانشناختی، درمانپذیری بسیار بالایی دارند و میتوان با هزینهای منطقی، از تبعات گسترده فردی و اجتماعی آنها پیشگیری کرد.
یک ساعت مشاوره روانشناسی بیش از یکمیلیون تومان هزینه دارد!
بر اساس آخرین تعرفههای تصویبشده از سوی دولت، هزینه هر جلسه خدمات روانشناسی و مشاوره 45دقیقهای در مراکز دولتی بین 296 هزار تا 403 هزار تومان و در بخش خصوصی از 764 هزار تا یک میلیون و 80 هزار تومان اعلام شده است.
مبالغی که این خدمات را برای دهکهای پایین تا متوسط جامعه، به خدمتی لوکس و گرانقیمت و تقریباً دستنیافتنی تبدیل کرده است.
در عین حال که پرداخت این مبالغ برای بسیاری از مردم دشوار است، بسیاری از روانشناسان بهویژه در بخش خصوصی میگویند حتی همین تعرفهها نیز کفاف اداره کلینیکهای روانشناسی را نمیدهد، تناقضی که خلأ نبود پوشش بیمهای این خدمات را بیش از پیش آشکار میکند، درواقع این نرخها اگرچه در ظاهر قابلتوجهاند، اما در مقایسه با هزینههای سنگین درمان اختلالات پیشرفتهتر یا عوارض اجتماعی آنها، سرمایهگذاری مقرونبهصرفهای محسوب میشوند و نکته کلیدی اینجاست که بخش عمدهای از این هزینهها در صورت ورود مؤثر بیمهها، قابل مدیریت و کاهش است.
پای لنگان بیمهها در پوشش خدمات روانشناسی
میان بیمههای پایه، سازمان بیمه سلامت سال گذشته اعلام کرد که خدماتی مانند رواندرمانی فردی، خانوادهدرمانی، گروهدرمانی و خدمت مشاوره را تحت پوشش قرار داده است اما نگاهی به سهم سازمان از این تعرفهها نشان میدهد که پوشش بیمهای برای خدمات سلامت روان هنوز در ابتدای راه و نیازمند توسعه و تقویت جدی است و سهم پوشش بیمهای از هزینههای قابل توجه روانشناسی برای مردم، بسیار ناچیز و محدود است.
درتاج، رئیس انجمن روانشناسی تربیتی دراینباره به تسنیم میگوید: "پوششهای بیمهای فعلی، محدود و عمدتاً معطوف به برخی از گرایشهای تخصصی روانشناسی است و هنوز چتر حمایتی فراگیری برای تمامی گرایشها و نیازهای مردم شکل نگرفته است، در عین حال بسیاری از این خدمات در مراکز خصوصی ارائه میشود که نیازمند پوشش بیمهای است."
آمارها از کمبود روانشناس نسبت به جمعیت کشور
وی همچنین با اشاره به تعداد روانشناسان موجود در کشور نیز گفت: "84 هزار نفر روانشناس عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره هستند که تنها حدود 40 هزار نفر از این افراد، پروانه صلاحیت و فعالیت دارند، این امر نشان میدهد تعداد روانشناسان نسبت به جمعیت کشور کم است در حالی که معضلات و تغییرات اجتماعی مختلفی طی سالیان اخیر رخ داده است و اختلالات روانشناختی در جوامع وجود دارد و در عین حال برای بسیاری از امور از جمله تشکیل خانواده و تربیت فرزندان نیز نیاز به مشاوره است."
همچنین علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت نیز درباره نیاز جامعه به خدمات روانشناسی گفته است: "هماکنون حدود 3500 کارشناس سلامت روان در مراکز خدمات جامع سلامت و مراکز سلامت روانی، اجتماعی جامعهنگر (سراج) مشغول به کار هستند و نقش کلیدی در شناسایی، مداخله و پیگیری مشکلات سلامت روان در سطح نخست ارائه خدمات را دارند اما برنامهریزی کردهایم تا تعداد روانشناسان فعال در نظام سلامت را بهگونهای افزایش دهیم که برای هر 20 هزار نفر ایرانی، حداقل یک کارشناس سلامت روان در شبکه بهداشتی، درمانی در دسترس باشد و تعداد مراکز سراج از 106 مرکز به 300 مرکز در سراسر کشور افزایش یابد تا عدالت را در دستیابی به خدمات سلامت روان افزایش دهیم."
آمارها و اظهاراتی که نشان میدهد حتی ارائه خدمات در بخش دولتی نیز با شرایط مطلوب، فاصله قابلتوجهی دارد.
نبود بیمه و نظارت، دو مشکل اساسی مراکز روان بخش خصوصی
البته مشکلات در بازار خدمات روانشناسی به سقف تعرفهها و کمبود روانشناسان محدود نمیشود. برخی از مراکز مشاوره در بخش خصوصی، تعرفههای مصوب را رعایت نمیکنند و مبالغی بسیار فراتر از نرخهای اعلامشده از مراجعان دریافت میکنند، در سوی دیگر میدان، مراکزی که به تعرفههای قانونی پایبند میمانند نیز عملاً رابطهای با نظام بیمهای ندارند. اغلب آنها قراردادی با بیمههای پایه یا تکمیلی منعقد نکردهاند و تنها خدمتی که در خوشبینانهترین حالت ارائه میشود، صدور فاکتور برای ارائه به بیمههای تکمیلی است؛ آن هم با این شرط که مراجعهکننده ابتدا تمام هزینه را از جیب خود بپردازد و بعد در انتظار بازپرداخت بخشی از آن از سوی بیمه تکمیلی بماند، سازوکاری که بسیاری از بیماران، بهویژه قشرهای کمدرآمد را پیش از شروع درمان از مسیر خارج میکند.
آنچه بهنظر ضروری میرسد، گسترش چتر حمایتی بیمهها از خدمات سلامت روان است، چرا که تداوم این وضعیت نهتنها بار اختلالات روانی درماننشده را بر دوش جامعه سنگینتر خواهد کرد، بلکه هزینههای سنگینی را نیز به مردم و نظام سلامت وارد میکند.
انتهای پیام/+