تکاپوی دیپلماتیک قزاقستان در غرب آسیا؛ پای صهیونیست‌ها در میان است؟

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، منطقه غرب آسیا در ماه‌های اخیر شاهد تحولات و تنش‌های بی‌سابقه‌ای بوده است؛ تنش‌هایی که ریشه اصلی آن در ماجراجویی‌ها و جنایات رژیم صهیونیستی و حمایت‌های همه‌جانبه آمریکا از این رژیم نهفته است.

با این حال، رسانه‌ها و تحلیلگران همسو با غرب تلاش می‌کنند تا با قلب واقعیت، نوک پیکان اتهامات را به سمت محور مقاومت و ایران نشانه روند. در همین راستا، «آندری ماتویف»، روزنامه‌نگار و تحلیلگر اهل قزاقستان، در یادداشتی به بررسی دیپلماسی فعال آستانه در بحبوحه این تنش‌ها پرداخته و تلاش کرده تا نزدیک شدن کشورهای آسیای مرکزی به بازیگران خاورمیانه را در چارچوب این تحولات تحلیل کند.

بررسی این تحرکات، به‌ویژه زمانی که پای نفوذ رژیم صهیونیستی به مرزهای آسیای مرکزی در میان باشد، از منظر منافع ملی و امنیت منطقه‌ای ایران از اهمیت راهبردی و حساسی برخوردار است.

تکاپوی دیپلماتیک آستانه در حاشیه خلیج فارس

ماتویف در گزارش خود با اشاره به تشدید تنش‌ها در منطقه که به زعم وی «ایران در مرکز آن قرار دارد»، مدعی است که این وضعیت روند نزدیک شدن اقتصادی کشورهای منطقه و آسیای مرکزی را تسریع کرده است. در این میان، دیپلماسی قزاقستان به عنوان یکی از محرک‌های اصلی این فرآیند ظاهر شده است. طی روزهای گذشته، «یرمک کوشربایف»، وزیر امور خارجه قزاقستان، سفرهای دوره‌ای و مهمی را به چند کشور حاشیه خلیج فارس از جمله امارات متحده عربی و قطر انجام داده است.

وی در ابوظبی، پیام کتبی «قاسم جومارت توکایف»، رئیس‌جمهور قزاقستان را در خصوص روابط دوجانبه به «شیخ محمد بن زاید آل نهیان»، رئیس امارات تسلیم کرد و با «شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان»، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه این کشور به گفت‌وگو نشست.

به ادعای نویسنده، در این دیدارها، طرفین به بررسی پیامدهای ادعایی عملیات‌های موشکی اخیر و پاسخ‌های دفاعی ایران پرداخته و تاثیر آن بر امنیت کشتیرانی بین‌المللی، تامین انرژی و ثبات منطقه‌ای را مورد بحث قرار دادند.

کوشربایف در این دیدار بر حمایت قزاقستان از امارات در اتخاذ تدابیر برای حفظ حاکمیت و امنیت خود تاکید کرد؛ موضعی که نشان‌دهنده تلاش آستانه برای حفظ تعادل در روابط با کشورهای عربی است، هرچند که نادیده گرفتن حق مشروع ایران در دفاع از امنیت ملی خود در برابر تهدیدات، با واقعیت‌های میدانی و ژئوپلیتیک منطقه همخوانی ندارد.

نگاه به قطر؛ از انرژی تا حمل‌ونقل ترانزیتی

این تحلیلگر قزاق در ادامه یادداشت خود به سفر کوشربایف به دوحه اشاره می‌کند. وزیر خارجه قزاقستان در قطر با «شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی»، نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه این کشور دیدار کرد. تمرکز اصلی این گفت‌وگوها بر همکاری‌های سرمایه‌گذاری و اجرای پروژه‌های مشترک در بخش‌های اولویت‌داری نظیر انرژی، مخابرات، فناوری‌های دیجیتال، کشاورزی و لجستیک بود.

در این رایزنی‌ها همچنین موضوع تشدید تنش‌های منطقه‌ای مطرح شد و کوشربایف بار دیگر پیشنهاد توکایف مبنی بر میزبانی مذاکرات صلح منطقه‌ای در شهر تاریخی «ترکستان» را یادآور شد.

علاوه بر مقامات دولتی، دیدارهایی با رهبران شرکت‌های بزرگ قطری نظیر «پاور اینترنشنال هلدینگ» و شرکت دریانوردی «میلاها» صورت گرفت. مذاکره با «معتز الخیاط»، رئیس هلدینگ پاور اینترنشنال، بر همکاری در زمینه فرآوری گاز، انتقال گاز طبیعی و تولید برق متمرکز بود.

همچنین در دیدار با «فهد سعد القحطانی»، مدیرعامل میلاها، توسعه حمل‌ونقل ترکیبی و گسترش دسترسی به زیرساخت‌های بندری بررسی شد که می‌تواند ترانزیت کالا از طریق بنادر قزاقستان در دریای خزر را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهد. این تحرکات نشان‌دهنده عزم جدی آستانه برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های اقتصادی و سرمایه‌های کلان کشورهای عربی است.

عمان و تعمیق شراکت‌های استراتژیک با آسیای مرکزی

به نوشته ماتویف، تعامل قزاقستان با کشورهای منطقه یک‌طرفه نیست و نمایندگانی از این حوزه‌ها نیز به طور مستمر به آستانه سفر می‌کنند. در همین راستا، «ذی‌یزن بن هیثم آل سعید»، ولیعهد و معاون نخست‌وزیر عمان در امور اقتصادی، اخیراً سفری به قزاقستان داشته است.

توکایف در دیدار با وی، ضمن ابراز همبستگی با مردم عمان در دوره بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای، بر گسترش همکاری‌های تجاری در حوزه‌های انرژی، متالورژی، حمل‌ونقل و دیجیتالی‌سازی تاکید کرد. اعطای نشان دولتی «دوستی» درجه یک به این مقام عمانی، نمادی از اهمیت این روابط برای آستانه است.

در حال حاضر، قزاقستان و عمان یک سبد مشترک از پنج پروژه بزرگ سرمایه‌گذاری به ارزش 3 میلیارد دلار در اختیار دارند که دو پروژه آن به ارزش 1.1 میلیارد دلار در بخش‌های انرژی و حمل‌ونقل ریلی اجرایی شده است. امضای توافقنامه همکاری سرمایه‌گذاری میان صندوق ثروت ملی قزاقستان (سامروک-کازینا) و سازمان سرمایه‌گذاری عمان، گام مهم دیگری در جهت نهادینه‌سازی این روابط اقتصادی است که می‌تواند منافع دوجانبه را در پی داشته باشد.

تقلای رژیم صهیونیستی برای خروج از انزوا در اوراسیا

یکی از حساس‌ترین و تامل‌برانگیزترین بخش‌های گزارش ماتویف، به حضور و نفوذ فزاینده رژیم صهیونیستی در قزاقستان اختصاص دارد. بر اساس این گزارش، آستانه میزبان «اسحاق هرتزوگ»، رئیس رژیم صهیونیستی بود؛ سفری که در ادامه گفت‌وگوهای فشرده سال گذشته و سفر «امیر اوهانا»، رئیس پارلمان این رژیم (کنست) انجام می‌شود.

در ژانویه 2026 نیز «گیدئون ساعر»، وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی به آستانه سفر کرده بود که منجر به برگزاری دوازدهمین دور رایزنی‌های سیاسی و نشست‌های تجاری دوجانبه برای ایجاد پروژه‌های مشترک شد.

ماتویف با استناد به سخنان «یوری بوچاروف»، تحلیلگر سیاسی صهیونیست، تلاش می‌کند تا چهره‌ای مثبت از قزاقستان در اراضی اشغالی ترسیم کند و از تمایل آستانه برای همسویی با منطق انقیادآور «پیمان سازش» (موسوم به توافق ابراهیم) سخن می‌گوید.

با این حال، از منظر واقعیت‌های جهان اسلام، تلاش رژیم کودک‌کش صهیونیستی برای نفوذ در آسیای مرکزی، چیزی جز دست‌وپازدن برای خروج از انزوای شدید منطقه‌ای و بین‌المللی نیست. در شرایطی که این رژیم به دلیل جنایات جنگی و نسل‌کشی در غزه و سایر مناطق تحت فشار افکار عمومی جهانی قرار دارد، جستجوی پایگاه‌های جدید در اوراسیا و حاشیه دریای خزر، تهدیدی مستقیم علیه ثبات و امنیت کل منطقه تلقی می‌شود.

منافع اقتصادی آستانه و چالش‌های ژئوپلیتیک

در نهایت، آندری ماتویف نتیجه‌گیری می‌کند که تمرکز فزاینده قزاقستان بر خاورمیانه و تلاش آن برای تعمیق همکاری با کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی، نه تنها نشان‌دهنده یک موقعیت‌سازی ژئوپلیتیک است، بلکه دارای منطق اقتصادی روشنی است.

به اعتقاد وی، بهبود پایدار استانداردهای زندگی در قزاقستان به جریان مداوم سرمایه‌گذاری خارجی و فناوری‌های پیشرفته بستگی دارد که کشورهای حاشیه خلیج فارس و رژیم صهیونیستی مدعی فراهم کردن آن هستند.

با این وجود، آنچه نویسنده این یادداشت از آن غفلت کرده، این است که گره زدن توسعه اقتصادی به بازیگران بی‌ثبات‌کننده و بحران‌سازی همچون رژیم صهیونیستی، در درازمدت هزینه‌های امنیتی گزافی برای کشورهای آسیای مرکزی به همراه خواهد داشت.

کشورهای منطقه برای دستیابی به توسعه پایدار، نیازمند توسعه مسیرهای ترانزیتی امن و همکاری‌های سازنده و درون‌منطقه‌ای با بازیگران مقتدر و ثبات‌سازی همچون ایران هستند، نه ائتلاف با رژیم‌های جعلی و رو به زوال که حضورشان تنها دستاویزی برای انتقال تنش به مرزهای امن اوراسیا خواهد بود.

انتهای پیام/