ساختار سیاسی ترکیه و معضل کاریزما؛ معضل امام اوغلو- بخش پایانی

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در بخش پیشین این مطلب، به این موضوع اشاره شد که مخالفین اردوغان هر روز بر طبل برگزاری انتخابات پیش از موعد می‌کوبند و او را مسئول و مقصر بحران اقتصادی و بحران ناکارآمدی نهادهای دولتی می‌دانند.

در این میان، حزب حاکم تمایلی برای برگزاری انتخابات ندارد، اما با توجه به این که حیات سیاسی و پیروزی خود را منوط به تداوم فعالیت اردوغان می‌داند، در جستجوی راهی برای نامزدی مجدد اردوغان است.

دوران مسئولیت اردوغان به طور قانونی تا سال 2028 میلادی ادامه خواهد یافت. اما در صورتی که درخواست برگزاری انتخابات پیش از موعد مورد قبول قرار بگیرد، اردوغان می‌تواند با تایید نمایندگان پارلمان، یک بار دیگر شانس خود را برای رئیس جمهور شدن امتحان کند. چرا که حزب عدالت و توسعه، نامزد دیگری ندارد که از حیث برخورداری از صفات و ویژگی های رهبر کاریزماتیک، همسنگِ اردوغان باشد.

در همین حال، حزب حرکت ملی گرا به عنوان شریک اردوغان در ائتلاف جمهور نیز، خواستار نامزدی اردوغان است. اما این حزب نیز، رهبر کاریزماتیک سالمندی به نام دولت باغچلی دارد که قابل جایگزین نیست و در صورتی که او به هر دلیلی دچار مشکل شود، اردوغان در مقطع آتی با مشکلات بزرگی روبرو خواهد شد. 


همچنان که اشاره شد، از همان سال 1923 میلادی و تاسیس جمهوری ترکیه به دست مصطفی کمال آتاترک، بخش قابل توجهی از جامعه ترکیه و سنت سیاسی در این کشور، با حمایت از رهبر کاریزماتیک خو گرفته و در فرهنگ سیاسی مردم ترکیه، رای دادن به رهبران دارای ویژگی کاریزماتیک، مرسوم‌تر از اعتماد به سیاستمداران تکنوکرات و متکی به قدرت حزب و استراتژی است.

مدل خاص رهبری؛ از آتاترک تا اردوغان

ماشین تبلیغاتی عظیم حزب عدالت و توسعه در 24 سال اخیر، همواره تلاش کرده تا نام اردوغان را به عنوان یک رهبر تاریخی و مهم بر سر زبان‌ها بیاندازد. حزب حاکم ترکیه در این زمینه آن قدر تلاش کرده که عملاً مجبور شده برای برجسته‌سازی نام و برند اردوغان، از یادآوری اهمیت نقش مصطفی کمال آتاترک در تاریخ سیاسی ترکیه معاصر خودداری کند و تبلیغات را به شکلی پیش ببرد که نام اردوغان بر نام آتاترک سایه بیاندازد.

این تلاش رسانه‌ای – اجتماعی از سال 2019 میلادی و پس از تغییر نظام سیاسی – اجرایی ترکیه از پارلمانی به ریاستی، به مراتب بیشتر شد و حالا، از گویندگان و تحلیلگران شبکه‌های تلویزیونی تا وزرا و مقامات دولتی، هر کسی که از موفقیت و توسعه در ترکیه صحبت می‌کند، پشت بند آن به نقش تاریخی اردوغان نیز اشاره می‌کند.

دولت باغچلی در اغلب سخنرانی‌های خود، اردوغان را «سلطان سلیمانِ زمانه» می‌نامد، بسیاری از مقامات مشهور از جمله مصطفی چیفتچی وزیر کشور، اردوغان را «سلطان عبدالحمید ثانیِ زمانه» می‌نامد و رسانه‌های نزدیک به آکپارتی، مداوماً به این موضوع اشاره می‌کنند که اردوغان آغاز‌گر یک نقطع عطف تاریخی بزرگ و طلایی به نام «قرنِ ترکیه» است.

این در حالی است که از دید منتقدین و مخالفین اردوغان، هنوز هم مصطفی کمال آتاترک، رهبر کاریزماتیک مهمی است که تصمیمات و اقدامات حتی حالا و 88 سال پس از مرگ او، هنوز هم ضامن منافع ترکیه است و اردوغان هیچگاه نمی‌تواند جای او را بگیرد.


یکی از دلایل مهم ریشه‌دار بودن کاریزمای آتاترک در ذهن و قلب بخش مهمی از شهروندان ترکیه، «نظامی گری» و نقش تاریخی او در جنگ‌های رهایی بخش و استقلال است. به عبارتی روشن، هواداران آتاترک، او را به عنوان یک رهبر کاریزماتیک دارای ویژگی‌های نظامی، پدر معنوی و تغییر دهنده مسیر تمدنی ترکیه می‌شناسند. اما طرفداران اردوغان، تنها به این اشاره می‌کنند که او ترکیه را در مسیر توسعه اقتصادی هدایت کرده است.

چرا کاریزمای جدید ظهور نمی‌کند؟

به باور متخصصین علوم سیاسی، رهبرانی که دارای صفت خاص و ویژه‌ای به نام رهبری کاریزماتیک هستند، غالباً نقشی انحصاری است و نمی‌تواند به طور مداوم تکرار شود. آنان می‌گویند، حزب و نهاد نقش مهمی ندارد و رهبران کاریزماتیک، رابطه‌ای بدون واسطه و مستقیم با پیروان خود دارند. در نتیجه بر اساس چنین نظریه‌ای، نهادی به نام حزب جمهوری خلق به عنوان نخستین حزب تاسیس شده در ترکیه در سال 1923 میلادی، اهمیت چهارچوبی خاصی ندارد و این آتاترک بوده که به چنین حزبی شهرت و اعتبار داد و نه بالعکس.

ولی درباره اردوغان، چنین قاعده‌ای صدق نمی‌کند و متخصصن و ناظران سیاسی در ترکیه بر این باورند، این حزب عدالت و توسعه یا آکپارتی بود که به اردوغان‌شان و اعتبار داد و نه بالعکس. آنان معتقدند که حزب عدالت و توسعه از همان آغاز انشعاب خود از حزب اسلامگرای فضیلت، جمعی از مهمترین شاگردان مرحوم نجم الدین اربکان را در خود جای داد که اردوغان فقط یکی از آنها بود و نام او به عنوان نامزد پست نخست وزیری و رهبری حزب، صرفاً به این دلیل مطرح شد که اولاً مدتی به عنوان شهردار استانبول شهرت یافته بود و از دیگر سو، می‌توانست در سخنرانی‌های میدانی، هواداران حزب را به جوش و خروش بیاورد.

اما بعدها توانست با استفاده از قدرت حزب و دولت و امکانات تبلیغاتی و رسانه‌ای، برای خود، شهرت و کاریزما بسازد. ولی مساله اینجاست که حالا هیچ شخصی در حزب عدالت و توسعه، از حیث شهرت، محبوبیت در میان محافظه کاران و برخورداری از ویژگی‌های کاریزماتیک، به گرد پای او نمی‌رسد و اتفاقاً همین موضوع، تبدیل به مانع و پاشنه آشیل شده است. چرا که به عنوان مثال، افرادی نظیر حیاتی یازیجی و نعمان کورتولموش از بزرگان حزب عدالت و توسعه، هاکان فیدان وزیر امور خارجه و افراد دیگر نیز می‌توانند در قد و قواره نامزد ریاست جمهوری ظاهر شوند. ولی اردوغان و حزب عدالت و توسعه، هواداران را طوری بار آورده اند که هیچکدام از این افراد، شانس چندانی برای پیروزی ندارند. 


آیا حزب شریک اردوغان هم بیمار است؟

اگر قرار باشد از منظر وابستگی پیروزی حزب به اعتبار و کاریزمای رهبر، به حزب حرکت ملی گرا بنگریم، به وضوح می‌بینیم که این حزب نیز، دچار همان بیماری و سندروم حزب اردوغان است و هواداران را به شدت به کاریزمای رهبر یگانه عادت داده و نتوانسته مفهوم حزب و فرهنگ سیاسی حزب را نزد آنان برجسته کند. به نحوی که دولت باغچلی به عنوان رهبری که بیش از 30 سال کرسی رهبری این حزب را در اختیار داشته، حالا نام و برندی است که قدرت و محبوبیت او، بسیار فراتر از حزب است و به راحتی می‌توان پیشبینی کرد که در صورت فقدان او، این حزب مقتدر ترکیه دچار ضعف خواهد شد و حتی ممکن است کار آن به ورطه انحلال و انشعاب بکشد.  

همین حالا، تعداد قابل توجهی از معاونین باغچلی، اعضای شورای رهبری حزب او و روسای شاخه‌های استانی، از تحصیلات، تجارب، توانایی‌ها و مهارت‌های سطح بالایی برخوردارند، اما به جرات می‌توان گفت: نفوذ کلام و اثرگذاری آنان با باغچلی قابل قیاس نیست. به عنوان مثال، در روزهایی که شخصیت‌های ملی گرای مهم و سطح بالایی مانند مرال آکشنر، امید اوزداغ و دیگران، خواستار استعفای باغچلی شدند و می‌خواستند سکان هدایت حزب را در دست بگیرند، او به راحتی همه آنان را از حزب بیرون کرد، تعداد کرسی‌های حزبش را در پارلمان حفظ کرد و شراکت در ائتلاف سیاسی اردوغان را به یک اهرم قدرت بزرگ و کارا تبدیل کرد. اما معاونین کنونی باغچلی، ظرفیت مقابله با کودتاهای داخلی حزب و بحران‌های بزرگ سیاسی را ندارند.


ترس از یک کاریزمای جدید در صف مخالفین

بخشی از منتقدین اردوغان بر این باورند که یکی از دلایل مهم پیروزی‌های مداوم او و حزب عدالت و توسعه در چندین رقابت انتخاباتی، ریشه در ناتوانی و بی‌کفایتی کمال کلیچدار اوغلو رهبر پیشین حزب جمهوری خلق داشته است.

آنان می‌گویند: کلیچدار اوغلو شخصاً فاقد کاریزما بود اما برای نامزدی پست ریاست جمهوری در انتخابات سال 2023 میلادی، نام خود را تحمیل کرد و از اردوغان شکست خورد. این در حالی است که به باور مرال آکشنر رهبر پیشین حزب خوب یا ایی پارتی، اگر او حاضر می‌شد در برابر رهبر کاریزماتیک جوان و نوظهوری به نام اکرم امام اوغلو کوتاه بیاید و او را به عنوان نامزد به میدان بفرستد، اردوغان با شکستی سنگین به خانه می‌رفت.

این تحلیل، از سوی بسیاری از سیاستمداران ترکیه مورد تایید قرار گرفته و تقریباً همه آنها در این مورد اتفاق نظر دارند که در دو دهه گذشته، اکرم امام اوغلو تنها سیاستمدار کاریزماتیکی بوده که در برابر اردوغان، از شانس و توان بالایی برای پیروزی برخوردار بوده است.

درست به همین دلیل و به خاطر ترس از نامزدی او در انتخابات سال 2028 میلادی، امام اوغلو با چندین اتهام راهی زندان شد و دادستان‌های وابسته به حزب حاکم، با ابطال مدرک تحصیلی او، کاری کردند که امام اوغلو امکان ثبت نام در انتخابات آتی را از دست دهد.

در چنین شرایطی، چشم‌ها به سوی اوزگور اوزل رهبر حزب جمهوری خلق دوخته شده و شواهد نشان می‌دهد که اگر چه او یک سیاستمدار جوان و خطیب توانمندی به شمار می‌آید، اما در مقایسه با امام اوغلو، از محبوبیت و کاریزمای پایین‌تری برخوردار است.

بنابراین در صورت تکرار معادلات پیشین جامعه شناسی سیاسی و فرهنگی مردم ترکیه در اعتماد به رهبران کاریزماتیک، اوزگور اوزل برای پیروز شدن در رقابت‌های آتی، به اندازه امام اوغلو امکان پیروزی نخواهد داشت.
انتهای پیام/