آن هنگام که امام رضا(ع) خلافت را در آینه حقیقت شکست
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 08 ارديبهشت 1405 - 19:07
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر سیدجعفر امامی استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه دین با اشاره به این که در روزگاری که پیچیدگیهای سیاسی و معرفتی جهان اسلام بسیاری از ناظران را به دوگانههای سادهانگارانه دین یا سیاست، تقیه یا ظهور کشانده است بازخوانی سیره امام رضا(ع) میتواند الگویی شگفتآور فراروی حوزههای علمیه قرار دهد.
دکتر امامی با اشاره به این که مقطع پیش از امامت رضا(ع) شاهد دو الگوی غالب در مواجهه امامت با خلافت بود؛ الگوی سکوت و پیشگیری در عصر امام باقر و صادق(ع) و الگوی تقیه و پنهانسازی در روزگار امام کاظم(ع) بود. اما با ولادت و سپس امامت علی بن موسی الرضا(ع) شرط تازهای در تاریخ پدید آمد و خلافت به ناچار خواهان گفتوگو با امامت شد. این وضعیت نوظهور عقلانیت مرزی است؛ عقلانیتی که نه درون قدرت حل میشود و نه از آن کاملاً کناره میگیرد بلکه در مرز میان دو جهان – جهان بسته خلافت عباسی و جهان آرمانی امامت – خاکی جدید میآفریند، خاکی که حاصل آن «گفتمان مناظره» نیست بلکه «هرمنوتیک حقیقت در برابر سلطه قدرت» است.
وی با صراحت میگوید: «پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا(ع) نه یک شکست، که یک فرصت بینظیر الهی برای رونمایی از نظم جایگزین بود.» و این پدیده «ولایتعهدی معکوس»است. همچنین مأمون عباسی که خود را فیلسوفمسلک میپنداشت، در پی آن بود تا با کشاندن امام از مدینه به مرو و اعطای ولایتعهدی، دو هدف را دنبال کند: نخست، خاموش کردن شورشهای علویان، و دوم، بهرهگیری از وجهه علمی حضرت برای مشروعیتبخشی به خلافت عباسی پس از قتل امین است. اما آن چه در عمل رخ داد کاملاً معکوس بود.
این استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه دین با اشاره به چهار شرط اساسی امام برای پذیرش ولایتعهدی (از جمله عدم دخالت در عزل و نصبها) توضیح میدهد که«ظاهر قدرت از آن خلیفه بود، اما باطن معنابخشی و مشروعیتبخشی از آن امام بود» یعنی به عبارت دیگر خلافت در آینهی امامت چیزی جز عریانی مشروعیتزدودهی خود نمیدید و این همان «انقلاب منفعل رضوی» است؛ انقلابی بدون شمشیر، اما با نظریه برهان.
دکتر امامی با اشاره به یکی از مشهورترین احادیث منسوب به امام رضا(ع) یعنی «حدیث سلسلة الذهب» تأکید میکند که عبارت «لا إله إلا الله حصنی» را نباید صرفاً یک توصیه اخلاقی و توحیدی تلقی کرد. این حدیث قدسی در واقع «نظریهای سیاسی-معرفتی» برای نظم مطلوب است. وی با اشاره به شرط «امان از آتش» که در ذیل همین حدیث به ولایت اهل بیت(ع) گره خورده، تصریح میکند:«وقتی امام رضا(ع) امنیت از عذاب را مشروط به ورود به حصن توحید میکند و سپس ورود به حصن توحید را منوط به ولایت اهل بیت(ع) معرفی مینماید، در حقیقت نقشهراه یک تمدن دینی متکی بر امامت را ترسیم میکند و این خوانش «نظریه نظم ولایی» است و این نظریه میتواند برای امروز جامعه اسلامی که درگیر بحران مشروعیت و الگوهای حکمرانی است، راهگشا باشد.
وی افزود: «پیام امام رضا(ع) برای ما این است که از دوقطبیهای سادهانگارانه عبور کنیم و به الگویی از حضور مرزی بیندیشیم؛ الگویی که هم در دل ساختارهاست، هم فراسوی آنها باشد و روحانیت امروز را بیش از هر زمان دیگر نیازمند «منطق رضوی» است، منطقی که در آن به جای شمشیر یا انزوای محض «برهان» و «گفتوگوی اخلاقی» حرف اول را میزند.
در پایان، این استاد دانشگاه تأکید میکند که بزرگداشت اعیاد رضوی نباید به کرامات و مرثیهها فروکاسته شود.«تاریخ تشیع، تاریخ تولدهای مجدد است، نه تاریخ واگویی مکررات» و تا زمانی که روحانیت و حوزهها به جای بازتولید گزارههای فرسوده، به بازاندیشی در «عقلانیت مرزی» و «ولایتعهدی معکوس» رضوی بپردازند، از این رخداد عظیم تاریخی جز شعائر زودگذر نصیبی نخواهند برد و میلاد امام رضا(ع) نقطه آغازی است برای گشودن افقی که در آن، امامت بدون نیاز به شمشیر، میتواند مرجع نهایی داوری درباره حقیقت دین باشد و این همان آیینه تمامنمایی است که جهان امروز، بیش از هر زمان دیگر به آن چشم دوخته است.
انتهای پیام/