از کتابخانه‌های فلسفه تا متن قانون اساسی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، به مناسبت چهلمین روز شهادت فیلسوف شهید، دکتر علی لاریجانی، نشست علمی با عنوان «نسبت فلسفه و تمدن در تأسیس انقلاب و پایداری: جمهوری اسلامی در رقابت تمدنی با غرب» با حضور دکتر محمد باغستانی، استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در سالن اجتماعات این پژوهشگاه برگزار گردید.

این نشست که با حضور جمعی از پژوهشگران، اساتید فلسفه و طلاب علاقه‌مند به اندیشه سیاسی اسلام برگزار شد، کوشید تا پاسخی فلسفی به یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های معاصر ایران بدهد: چرا انقلاب اسلامی بر خلاف بسیاری از انقلاب‌های بزرگ تاریخ، نه تنها فرو نپاشید، بلکه به الگویی برای تمدن‌سازی نوین اسلامی بدل شد.

باغستانی در ابتدای سخنان خود با اشاره به اینکه «هر تمدنی ریشه در یک فلسفه دارد»، اظهار داشت: «تمدن غرب مدرن، بر پایه فلسفه اومانیسم، سکولاریسم و اصالت بشر بنا شده است. اما آنچه در جهان اسلام به عنوان یک غفلت استراتژیک وجود داشت، این بود که فلسفه را امری حاشیه‌ای و صرفاً ذهنی می‌پنداشتند. بسیاری از جریان‌های فکری در جهان عرب تصور می‌کردند که می‌توان بدون پشتوانه فلسفی عمیق، تمدنی ساخت؛ اشتباهی که بهای سنگینی برای آن پرداختند.»

وی سپس به ویژگی منحصر به فرد انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: «اتفاق عظیمی که در ایران رخ داد، این بود که فلسفه چندصدساله اسلامی - از ملاصدرا و حکمت متعالیه تا علامه طباطبایی و نهایتاً امام خمینی(ره) - از انزوای کتابخانه‌ای و درسگفتارهای صِرف نظری خارج شد و به زبان «انقلاب» و «نظام سیاسی» تبدیل گشت. این نخستین بار در تاریخ معاصر بود که یک نظام مردم‌پایه، اصولی چون اصالت وجود، حرکت جوهری و تشکیک در وجود را نه به عنوان مفاهیمی انتزاعی، بلکه به عنوان مبانی طراحی یک تمدن نوین به کار گرفت.»

استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه به نقش این مبانی فلسفی در مرحله تأسیس جمهوری اسلامی پرداخت و تصریح کرد: «بسیاری از چالش‌برانگیزترین مباحث در تدوین قانون اساسی - از نسبت ولایت فقیه با دموکراسی گرفته تا نسبت آزادی با عبودیت و حقوق مردم با حاکمیت دینی - ریشه در مبانی عمیق حکمت متعالیه و فلسفه سیاسی عرفانی امام داشت. نظریه ولایت فقیه که امام خمینی(ره) در نجف تقریر کردند، یک مفهوم صرفاً فقهی نبود؛ بلکه امتداد فلسفی و عرفانی بحث «انسان کامل» و «توحید سیاسی» بود. بدون درک این پشتوانه فلسفی، فهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ناممکن است.»

 باغستانی در بخش دیگری از سخنان خود به جایگاه جمهوری اسلامی در رقابت تمدنی با غرب اشاره کرد و با تأکید بر اینکه این رقابت در سطحی فراتر از اقتصاد و فناوری جریان دارد، اظهار داشت: «تمدن غرب در یک کلمه خلاصه می‌شود: اومانیسم؛ یعنی انسان بنیاد. اما تمدن اسلامی که جمهوری اسلامی پرچمدار احیای آن در عصر حاضر است، در یک کلمه خلاصه می‌شود: توحید. این دو تمدن نه در سطح تولید ناخالص داخلی یا موشک و ماهواره، بلکه در عمیق‌ترین لایه ممکن یعنی «روایت از انسان و نسبت او با خدا و هستی» با یکدیگر رقابت می‌کنند.»

وی افزود: «رمز اینکه چرا جمهوری اسلامی توانسته در این رقابت کلان، «موقعیت تمدنی ممتازی» کسب نماید، دقیقاً اتکا به همین پشتوانه فکری و فلسفی است. غرب امروز با سلاح علوم انسانی سکولار، روانشناسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد و علوم سیاسیِ مبتنی بر مبانی خود، در کشورهای اسلامی نفوذ می‌کند. اگر ما علوم انسانی‌ای فاقد پشتوانه فلسفه اسلامی را ترویج دهیم، عملاً در این رقابت تمدنی به نفع غرب دست کشیده‌ایم.»

سخنران نشست در پاسخ به این پرسش که «چرا نظام‌های انقلابی دیگر مانند انقلاب فرانسه یا انقلاب کمونیستی روسیه به ضد انقلاب یا استبداد بدل شدند، اما جمهوری اسلامی استوار ماند؟»، خاطرنشان کرد: «انقلاب فرانسه فلسفه عقل‌گرای دکارتی داشت؛ فلسفه‌ای که کار خود را با «شک» آغاز کرد و به «من می‌اندیشم» رسید. این فلسفه در عمل به ترور و نهایتاً دیکتاتوری ناپلئونی انجامید. انقلاب کمونیستی روسیه نیز مبتنی بر فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک بود که با نفی متافیزیک و دین، سرانجام به استبداد استالینی و فروپاشی کشید. اما انقلاب اسلامی مبتنی بر فلسفه‌ای است که در عین عقلانیت، معنویت و عدالت را توأمان دارد.»

وی در ادامه به نقش ذخایر فلسفی در پایداری نظام تأکید کرد و گفت: «استمرار و پایداری جمهوری اسلامی به مدت بیش از چهار دهه، در برابر جنگ تحمیلی، ترور، تحریم‌های فلج‌کننده و تهاجم فرهنگی، مرهون وجود همین ذخایر غنی فلسفی است. آنچه به نظام ظرفیت «بحران‌پذیری» و «بحران‌سازی‌زدایی» می‌دهد، صرفاً قدرت نظامی یا درآمدهای نفتی نیست؛ بلکه یک جهان‌بینی فلسفی است که به انسان و جامعه تحلیلی عمیق و غیرسطحی ارائه می‌کند.»**

باغستانی هشدار داد: «اگر روزی این ذخایر فلسفی فراموش شود یا به حاشیه رانده گردد، نظام با چالش‌های بنیادینی روبرو خواهد شد که هیچ راه‌حل مدیریتی و اقتصادی نمی‌تواند جای خالی آن را پر کند. تجربه کشورهایی که انقلاب کردند اما مبانی فلسفی خود را از دست دادند، گویای این حقیقت تلخ است.»

وی در پایان سخنان خود با اشاره به بیانیه گام دوم انقلاب، خاطرنشان ساخت: «مقام معظم رهبری در این بیانیه بر «تمدن‌سازی نوین اسلامی» تأکید فرمودند. اما تحقق این تمدن نوین بدون بازگشت به آن پشتوانه‌های فلسفی عمیق و چندصدساله امکان‌پذیر نیست. آنچه امروز بیش از هر چیز نیاز داریم، «فلسفه تمدنی» است؛ فلسفه‌ای که بتواند از یک سو نقد دروندینی و بروندینی تمدن غرب را ارائه دهد و از سوی دیگر، نقشه راه ساختن شهری مبتنی بر عدالت، معنویت و عقلانیت را ترسیم کند.»

در پایان این نشست، حاضران با طرح پرسش‌هایی پیرامون نسبت فلسفه و سیاست، امکان تحقق تمدن نوین در شرایط کنونی جهانی و چالش‌های فراروی علوم انسانی اسلامی، به بحث و تبادل نظر با دکتر باغستانی پرداختند. این نشست که از سلسله نشست‌های بزرگداشت فیلسوف شهید، دکتر علی لاریجانی برگزار می‌شد، فرصتی مغتنم برای تبیین نسبت وثیق میان اندیشه فلسفی و دستاوردهای تمدنی انقلاب اسلامی فراهم آورد.

انتهای پیام/