جنگ اقتصادی بزرگ؛ چرا غرب زیر فشار می‌ماند و ایران دوام می‌آورد؟

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، در حالی که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در هفته‌های اخیر وارد مرحله‌ای پیچیده شده است، رسانه‌ها و مؤسسات اقتصادی غرب به‌طور بی‌سابقه‌ای درباره تبعات سنگین این بحران برای اقتصادهای غربی هشدار می‌دهند. مجموعه‌ای از گزارش‌ها از جمله گاردین، دیلی‌میل، ام‌اس‌ان‌بی‌سی و سی‌ان‌ان تصویری روشن ارائه می‌دهد: نبرد اصلی از میدان نظامی به اقتصاد منتقل شده است و این‌بار، طرفی برنده است که توان تحمل فشار را دارد؛ موضوعی که اکثر کارشناسان اذعان می‌کنند به‌نفع ایران روایت می‌شود.

انتقال میدان نبرد از نظامی به اقتصادی

دن پیکرینگ، تحلیلگر شناخته‌شده صنعت انرژی، معتقد است توقف حملات نظامی به‌معنای پایان جنگ نیست: «اکنون هر دو طرف با ابزارهای اقتصادی یکدیگر را تحت فشار قرار می‌دهند.» بسته شدن تنگه هرمز، که حدود یک‌پنجم نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، شوک عظیمی به بازار انرژی وارد کرده و قیمت‌ها را به سطحی رسانده است که حتی «بازگشت فوری عبور و مرور» نیز نمی‌تواند آثار آن را زود از میان ببرد.

این تحلیل با ارزیابی دولت انگلیس هم‌خوان است. مقامات لندن تأکید دارند که آثار جنگ علیه ایران، حتی با بازگشایی هرمز، دست‌کم تا هشت ماه ادامه خواهد داشت و خانواده‌های بریتانیایی با موج تازه‌ای از گرانی انرژی، غذا و حمل‌ونقل روبه‌رو خواهند بود. گاردین و دیلی‌میل نوشته‌اند که «تورم ناشی از جنگ» تا سال آینده هم از اقتصاد غرب دست نمی‌کشد.

برتری ایران در تحمل فشار اقتصادی

ام‌اس‌ان‌بی‌سی در گزارش خود نقطه‌ای کلیدی را یادآور می‌شود: «ایرانی‌ها به فداکاری عادت دارند.»، الن والد، مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، تصریح می‌کند: «توان تاب‌آوری اقتصادی ایران بسیار بیشتر از اقتصادهای مصرف‌محور غرب است.»

سی‌ان‌ان نیز در تحلیل دیگری می‌نویسد ایران قبلاً کارزار فشار حداکثری را تجربه کرده و با نصف شدن صادرات نفت هم ساختار اقتصادی‌اش را حفظ کرده است. این رسانه می‌گوید ایران همچنان ذخایر نفت روی خشکی و ظرفیت استفاده از نفتکش‌های بازنشسته برای ذخیره‌سازی دارد و می‌تواند ماه‌ها شرایط فعلی را تحمل کند.

در مقابل، یک کارشناس به سی‌ان‌ان گفته است: «آمریکا توان نگه‌داشتن فشار برای مدت طولانی را ندارد؛ جامعه آمریکا با سختی اقتصادی بیگانه است.»

بن‌بست سیاست‌های غرب در مهار تورم

مهرداد بذرپاش، وزیر اسبق راه و شهرسازی، در تحلیلی که بخشی از آن در تسنیم منتشر شد، به نکته‌ای بنیادین اشاره کرده است: سیاست‌های غرب برای مهار تورم دیگر کارایی ندارد، زیرا جهان از تورم تقاضامحور به تورم عرضه‌محور وارد شده است. افزایش نرخ بهره دیگر قادر نیست شوک انرژی و اختلال در زنجیره تأمین ناشی از جنگ را مهار کند.

صندوق بین‌المللی پول هشدار داده است اگر تنش‌های انرژی دوباره تشدید شود، تورم جهانی ممکن است به 5.4 درصد برسد؛ نرخی که برای اقتصادهای آسیب‌پذیر غرب «غیرقابل تحمل» توصیف شده است.

بمب ساعتی اقتصاد آمریکا؛ 5دلارشدن بنزین

پیکرینگ در همان گفت‌وگو هشدار می‌دهد اگر قیمت بنزین در آمریکا به 5 دلار برسد ـ که به‌گفته او احتمالاً یک یا دو ماه دیگر رخ می‌دهد ـ این ترامپ است که «احتمالاً مجبور به عقب‌نشینی» خواهد شد، زیرا به‌خلاف ایران، جامعه آمریکا نسبت به افزایش هزینه‌های روزمره به‌شدت حساس است.

نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌دهد 77 درصد آمریکایی‌ها ترامپ را مقصر افزایش قیمت بنزین می‌دانند؛ موضوعی که فشار سیاسی را تشدید کرده است.

فشار بر صنعت هواپیمایی آمریکا

گزارش تازه سی‌ان‌ان تصویری دقیق از اقتصاد سفرهای هوایی ارائه می‌دهد: قیمت سوخت جت از ابتدای سال دوبرابر شده است و شرکت‌های هواپیمایی آمریکا میلیاردها دلار بیشتر هزینه می‌کنند. بلیت‌ها به‌طور میانگین 20 درصد گران‌تر شده‌اند و مدیران خطوط هوایی هشدار داده‌اند حتی در صورت کاهش قیمت سوخت، نرخ بلیت کاهش نخواهد یافت.

کاهش پروازهای کم‌سود، ورشکستگی برخی شرکت‌های کوچک مانند اسپیریت ایرلاینز و کاهش رقابت موجب شده است آمریکا با «گرانی ساختاری سفر» روبه‌رو شود.

اختلال جهانی در زنجیره انرژی و مواد اولیه

سی‌ان‌ان هشدار می‌دهد محاصره دریایی آمریکا علیه ایران نه‌تنها فروش نفت ایران را هدف گرفته است، بلکه عرضه جهانی مواد کلیدی را هم تهدید می‌کند:

  •  25 درصد پلی‌پروپیلن جهان
  •  20 درصد پلی‌اتیلن
  •  یک‌چهارم گوگرد
  •  15 درصد کود جهانی

بیشتر از خاورمیانه صادر می‌شود، هرگونه اختلال در این جریان می‌تواند تورم جهانی را انفجاری کند.

جنگی اقتصادی که ممکن است نتیجه‌اش خلاف انتظار غرب باشد

مجموع تحلیل‌های غربی یک پیام واحد دارد: اقتصاد ایران با وجود فشارها، ساختاری مقاوم دارد و جامعه آن بارها شرایط سخت‌تر را تجربه کرده است، در مقابل، اقتصادهای غربی به‌ویژه آمریکا، با بدهی‌های سنگین، حساسیت اجتماعی بالا و ساختارهای شکننده انرژی، به‌شدت آسیب‌پذیرند.

اگر قیمت بنزین در آمریکا به 5 دلار برسد، بسیاری از کارشناسان معتقدند این واشنگتن خواهد بود که زودتر قدم عقب می‌گذارد،

از سوی دیگر، غرب هم‌اکنون با بحران ساختاری سیاست‌گذاری، بن‌بست ابزارهای کنترل تورم و فرسایش اعتماد عمومی روبه‌روست؛ وضعیتی که حل آن نه با افزایش نرخ بهره ممکن است و نه با بسته‌های مالی کوتاه‌مدت.

در این میدان جدید نبرد، آنچه تعیین‌کننده است «تاب‌آوری اقتصادی» است و طبق ارزیابی کارشناسان غربی، ایران در این شاخص برتری دارد.

انتهای پیام/+