یادداشت| بزرگ‌ترین شوک عرضه در بازار جهانی انرژی

به گزارش گروه پارلمانی خبرگزاری تسنیم، فرهاد شهرکی نایب رئیس اول کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با عنوان «بحران زنجیره پالایش جهانی در سایه تداوم انسداد تنگه هرمز» تبعات جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی_صهیونی به ایران اسلامی و در ادامه مدیریت تنگه هرمز را برای کشورهای جهان بخصوص در حوزه انرژی، زنجیره تامین، مواد خام، فرآورده‌های نفتی و برخی عناصر مهم در حوزه صنعت؛بررسی کرد.

با گذشت نزدیک به دو ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم، بازار جهانی انرژی با بزرگ‌ترین شوک عرضه در تاریخ معاصر مواجه شده است. برخلاف بحران‌های پیشین که عمدتاً معطوف به اختلال در عرضه نفت خام بودند، این بحران به‌طور هم‌زمان سه لایه از زنجیره تأمین انرژی را هدف گرفته است: تولید نفت خام، پالایش فرآورده‌های نفتی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل و ذخیره‌سازی.

طبق برآورد شرکت «ویتول»، بزرگ‌ترین تاجر مستقل نفت جهان، مجموعاً بیش از 10 میلیارد بشکه از عرضهٔ نفت خام جهان در جنگ تحمیلی سوم حذف شده و بیش از 5 میلیون بشکه در روز از ظرفیت پالایشی جهان تعطیل شده است. مدیر اجرایی ویتول هشدار داده که «حتی اگر تنگه فردا بازگشایی شود، راه‌اندازی مجدد زنجیرهٔ تأمین ماه‌ها زمان خواهد برد و با شکافی 10 میلیارد بشکه‌ای در عرضهٔ نفت خام روبه‌رو هستیم.»

1. بحران هسته‌ای: تعطیلی پالایشگاه‌ها و تخریب ظرفیت پالایش

برخلاف بحران‌های انرژی پیشین، هسته اصلی بحران کنونی نه در میادین نفتی، بلکه در ستون فقرات پالایشی خاورمیانه متمرکز است. گزارش‌ها حاکی از آن است که تنها در منطقهٔ خلیج فارس، بیش از 300 هزار بشکه در روز ظرفیت پالایش به دلیل حملات هوایی تعطیل شده و بیش از 40 تأسیسات حیاتی انرژی دچار آسیب جدی شده‌اند.

1.1. مهم‌ترین زیرساخت‌های پالایشی آسیب‌دیده:

· پالایشگاه روویس (امارات): بزرگ‌ترین پالایشگاه منطقه که بلوک غربی آن – معادل نیمی از ظرفیت – در حملهٔ پهپادی 21 اسفندماه 1404 هدف اصابت موشک قرار گرفت و دچار آتش‌سوزی شد. برآورد می‌شود تعمیرات کامل این بخش چندین ماه به طول بینجامد.

· پالایشگاه مینا الاحمدی (کویت): این پالایشگاه در حملات پهپادی 28 اسفندماه 1404 دچار آتش‌سوزی گسترده شد. مدیرعامل شرکت ملی نفت کویت اعلام کرده بازگشت به ظرفیت کامل تولید، 3 تا 4 ماه پس از پایان جنگ زمان نیاز دارد.

· پالایشگاه سیتره (بحرین): با ظرفیت پالایش روزانه حدود 400 هزار بشکه، این پالایشگاه در 8 فروردین ماه 1405 هدف حمله قرار گرفت و شرکت ملی نفت بحرین (باپکو) با استناد به «فورس ماژور» کلیهٔ تعهدات صادراتی خود را به حالت تعلیق درآورد.

· پالایشگاه راس تنوره (عربستان سعودی) و پالایشگاه حیفا (اسرائیل): این پالایشگاه‌ها نیز تعطیل یا با ظرفیت حداقلی فعالیت می‌کنند.

برآورد می‌شود که حدود یک‌سوم کل ظرفیت پالایشی خلیج فارس اکنون از مدار خارج شده است. این ظرفیت از دست‌رفته صرفاً به نفت خام محدود نیست، بلکه ستون فقرات بازارهای جهانی بنزین، دیزل و سوخت جت را تشکیل می‌دهد.

2. شوک عمیق در بازار سوخت‌های نهایی (فرآورده‌ها)

2.1. سوخت هوایی (جت): بحرانی تمام‌عیار در آستانه فصل سفر

بازار سوخت جت در کانون این بحران قرار دارد. طبق آمار مؤسسهٔ «جنرال ایندکس»، قیمت نفت سفید هوایی (کروسین) تنها در طول یک ماهِ نخست جنگ، از حدود 800 دلار در هر تُن به 1,600 دلار (رشد 100 درصدی) جهش کرده است.

ابعاد بحران سوخت جت:

· در اروپا: انجمن بین‌المللی فرودگاه‌های اروپا (ACI) در نامه‌ای محرمانه در 20 فروردین ماه 1405 به کمیسیون اروپا هشدار داد که در صورت عدم بازگشایی فوری تنگه، ذخایر سوخت جت اروپا طی 21 روز (سه هفته) به پایان خواهد رسید. این هشدار در حالی منتشر شد که قیمت سوخت جت به محدودهٔ 150 تا 200 دلار در هر بشکه صعود کرده بود.

· در آسیا-اقیانوسیه: خطوط هوایی ویتنام، فیلیپین و نیوزیلند صدها پرواز را لغو کرده‌اند؛ نیوزیلند 1,100 پرواز را حداقل تا 11 اردیبهشت 1405 متوقف کرده، فیلیپین ایرلاینز اعلام کرده موجودی سوخت خود را فقط تا 9 تیرماه 1405 تضمین شده می‌بیند و پس از آن وضعیت نامشخص است.

· وابستگی ساختاری اروپا: 75 درصد سوخت جت اروپا از پالایشگاه‌های خاورمیانه تأمین می‌شده است——اکنون این جریان «عملاً به صفر رسیده». اسپارتا کومودیتی تحلیل کرده که «هر اقدامی از سوی پالایشگاه‌های اروپایی، از جمله افزایش نرخ بهره‌برداری، تعویق تعمیرات دوره‌ای و تغییر ترکیب تولید به سمت سوخت جت، قادر به جبران خسارت ناشی از بسته‌شدن تنگهٔ هرمز نخواهد بود.»

نکتهٔ کلیدی: ویلی والش، دبیرکل یاتا، تأکید کرده که «حتی اگر ایران فردا تنگه را بازگشایی کند، با توجه به وضعیت تأسیسات پالایشی آسیب دیدهٔ خاورمیانه، بازگشت عرضهٔ سوخت هوایی به سطح عادی، چندین ماه زمان نیاز دارد.»

2.2.بنزین و دیزل: موج «تخریب تقاضا» از آسیا به جهان

کمبود مواد اولیه پالایشی (نفتای سبک و میعانات گازی)از یک سو و کاهش شدید ضریب بهره‌برداری پالایشگاه‌ها از سوی دیگر، موجب افزایش سرسام‌آور قیمت بنزین و گازوئیل شده است.

در منطقهٔ آسیا-اقیانوسیه، حجم بی‌سابقه‌ای از بنزین (119 هزار بشکه در روز) از غرب کانال سوئز برای تخلیه در اردیبهشت ماه 1405 خریداری شده که در مقایسه با 8,000 بشکه در روز سال 2025، رشدی انفجاری را نشان می‌دهد. با این حال تحلیلگران هشدار می‌دهند این محموله‌های آربیتراژی کافی نیستند.

واکنش‌های سیاستی و پیامدها:

· کره جنوبی برای بنزین و گازوئیل «سقف قیمت» تعیین کرده است.

· چین صادرات فرآورده‌های نفتی را متوقف کرده تا بازار داخلی را تأمین کند.

· چندین کشور آسیایی برنامه‌های «دورکاری گسترده» را برای مهار مصرف سوخت حمل‌ونقل به اجرا گذاشته‌اند.

طبق تحلیل «وال استریت ژورنال» و فارستریت، اثر تخریب تقاضا اکنون از آسیا به روشنی نمایان شده و در حال سرایت به اروپا و سایر نقاط جهان است.

3. اختلال در زنجیره عرضه و ذخایر استراتژیک

3.1. فروپاشی جریان نفت

داده‌های گردآوری‌شده از نهادهای مختلف ابعاد فروپاشی جریان نفت را نشان می‌دهند:

· جریان نفت از تنگه هرمز نسبت به میانگین عادی 19.5 میلیون بشکه در روز کاهش یافته و تقریباً به صفر نزدیک شده است.

· حتی با احتساب مسیرهای جایگزین (خط لولهٔ شرق-غرب عربستان و خط لولهٔ ابوظبی-فجیره)، خالص تلفات روزانهٔ جریان نفت خلیج فارس به 17.7 میلیون بشکه رسیده است.

· تولید نفت خام کشورهای عربی حوزهٔ خلیج فارس حدود 750 هزار بشکه در روز کاهش یافته.

3.2.پاسخ ذخایر استراتژیک

آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در 20 اسفندماه 1404، 32 کشور عضو را برای بزرگ‌ترین آزادسازی تاریخ ذخایر استراتژیک—400 میلیون بشکه—بسیج کرد. منابع صنعتی اما خاطرنشان می‌کنند که:

1. سهم اندکی از این ذخایر به سوخت هوایی اختصاص می‌یابد.

2. آزادسازی ذخایر «مُسکن موقت» است و به‌هیچ‌وجه جایگزین جریان مستمر پالایشی خاورمیانه نمی‌شود.

3. فاتح بیرول، مدیرکل IEA، روز 3 اردیبهشت ماه 1405 هشدار داد که «جهان با بزرگ‌ترین تهدید امنیت انرژی تاریخ روبه‌روست و راه‌حل نهایی، فقط بازگشایی تنگهٔ هرمز است، نه آزادسازی ذخایر.»

4. پیامدهای اقتصادی و خطرات کلان

4.1. تورم و رکود

صندوق بین‌المللی پول (IMF) در «گزارش ثبات مالی جهان» (فروردین ماه 1405) اعلام کرده که تحت سناریوی «منازعهٔ محدود»، رشد جهانی در سال جاری میلادی از 3.1٪ فراتر نخواهد رفت و در صورت تداوم قیمت‌های بالای انرژی، تورم جهانی می‌تواند به 5.4٪ برسد.

4.2. فشار ویژه بر خطوط هوایی و گردشگری

· هزینهٔ سوخت 30٪ از هزینه‌های عملیاتی خطوط هوایی را تشکیل می‌دهد؛ دوبرابرشدن قیمت به معنای افزایش تصاعدی قیمت بلیت است.

· سفرهای هوایی بین‌المللی به‌شدت تحت فشار قرار گرفته و برخی تحلیلگران از «بحران پرواز» یا «فلج هوایی» در صورت ادامهٔ وضعیت سخن می‌گویند.

· اقتصاد کشورهای وابسته به گردشگری (اروپای جنوبی، آسیای جنوب شرقی) با خطر رکود مضاعف مواجه است.

4.3. آسیب‌پذیری ویژهٔ کشورهای جنوب شرق آسیا

تحلیل سوسیته جنرال نشان می‌دهد که در حالی که چین با ذخایر استراتژیک گسترده تا 300 روز مقاومت نسبی دارد، اقتصادهای آسیب‌پذیر جنوب شرقی (فیلیپین، میانمار، ویتنام) با تنها 20 تا 40 روز ذخیرهٔ نفتی، در خط مقدم بحران قرار دارند.

5. پیامدهای بلندمدت و درس‌های ساختاری

1. جابه‌جایی دائم در الگوی تجارت انرژی: خریداران آسیایی برای نخستین بار در تاریخ، به حجم عظیمی از محموله‌های بنزین و سوخت جت از غرب آفریقا، روسیه و آمریکا متکی شده‌اند——امری که الگوی تاریخیِ «شرق به غرب» را معکوس کرده است.

2. افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل دائم: حق بیمه جنگی کشتیرانی در تنگه هرمز از 0.1-0.25٪ به 3٪ ارزش شناور افزایش یافته؛ این هزینه‌ها احتمالاً ساختاری و ماندگار خواهند بود.

3. شکست در مدیریت پیشگیرانه: به‌اذعان خودِ تجار بزرگ (Vitol، Trafigura، Gunvor)، آن‌ها نیز دچار «خطای محاسباتی فاحش» در برآورد احتمال تشدید تنش شده‌اند.

4. آسیب‌پذیری سیستمیکِ گذار انرژی: اروپا دقیقاً در میانهٔ «گذار انرژی»——با تعطیلی بسیاری از پالایشگاه‌های خود——با این بحران مواجه شده و قدرت مانور پالایشی خود را از دست داده است.

بحران کنونی صرفاً یک شوک قیمتی گذرا نیست، بلکه یک گسست ساختاری در زنجیره پالایش و عرضه فرآورده‌های نفتی جهان محسوب می‌شود. با توجه به اینکه:

· پالایشگاه‌های کلیدی خاورمیانه ماه‌ها از مدار خارج شده‌اند،

· بازگشایی تنگه به تنهایی مشکل عرضه فرآورده‌ها را حل نخواهد کرد،

· و بحران سوخت جت می‌تواند اقتصاد هوانوردی و گردشگری جهانی را فلج کند،

به‌نظر می‌رسد جهان وارد «دوره جدیدی از عدم‌قطعیت ساختاری انرژی» شده است. آسیب‌پذیرترین کشورها آن‌هایی هستند که همزمان «وابستگی بالا به پالایش خاورمیانه»، «ذخایر محدود فرآورده‌های نفتی» و «اقتصادهای متکی به گردشگری» دارند.

انتهای پیام/