واکاوی جامعه‌شناختی کنش مردم در شب‌های مقاومت

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، رفتار مردم در شب‌های مقاومت ایران را می‌توان در چند نظریه بازنویسی کرد: از منظر جامعه‌شناسی بحران، حرکت از منطق فردی و اقتصادی به منطق بقا و کنش جمعی دفاعی در برابر تهدید وجودی خارجی.

از منظر جامعه‌شناسی شبکه‌ای، تاب‌آوری غیرمتمرکز شکل گرفته و کنش مردم بر اساس معنا و هویت حتی در غیاب فرماندهی متمرکز ادامه یافته است. از منظر جامعه‌شناسی جنسیت، عاملیت زنان فارغ از تقابل‌های جنسیتی رایج در غرب ظهور کرده و آنها مدیریت زندگی را در فضای جنگ برعهده داشته‌اند و از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، دوگانگی در مشروعیت دیده می‌شود: اتحاد در برابر بیگانگان و در عین حال اعتراض به داخلیها به دلیل وضعیت اقتصادی و حرکتها و تصمیم‌های خودسرانه.

بر اساس مشاهدات میدانی نویسنده از «شب‌های مقاومت» جنگ تحمیلی سوم، برای تحلیل کنش مردم چندین چارچوب و نظریه جامعه‌شناختی را می‌توان به کار گرفت. این تحلیلها عمدتاً حول محورهایی مانند همبستگی اجتماعی در برابر تهدید دشمن، نقش فعال زنان (شبهای مقاومت زنانه)، تاب‌آوری نظام‌های غیرمتمرکز و دوگانگی کنش در فضای مجازی و واقعی شکل می‌گیرند.

یکی از تحلیل‌های علمی مطرح، استفاده از مفهوم «شبکه عصبی» است که ریشه در علوم اعصاب رفتاری دارد. بر اساس این نظریه، تهدیدهای مزمن از جمله حملات نظامی، تحریم‌های اقتصادی و فشارهای روانی، سیستم نظارتی جامعه را به خودکنترلی و دفع تهدید وامی‌دارد.

به این معنا که در شرایط تهدید، اولویت جامعه از برنامه‌ریزی بلندمدت به سمت مدیریت بحران و بازتاب‌های دفاعی تغییر می‌کند. در چنین وضعیتی، مردم برای حفظ روحیه و قابلیتهای جمعی خود در برابر دشمن خارجی، دور هم جمع می‌شوند و اختلافات داخلی را موقتاً کنار می‌گذارند.

از منظر نظریه تضاد، نقش دشمن خارجی در بازتولید همبستگی داخلی بسیار مهم است. در مواجهه با آنچه «جنگ روانی و نظامی آمریکا و اسرائیل» خوانده می‌شود، بخش قابل توجهی از جامعه مرزهای دوست و دشمن را بازتعریف کرده است. حضور میلیونی در راهپیمایی 22 بهمن 1404، روز قدس و شبهای مقاومت به عنوان پیامی برای نمایش پیوند تاریخی و هویتی مردم با حاکمیت در برابر تهدیدات خارجی تفسیر می‌شود.

مشاهدات میدانی نشان می‌دهد که مردم بین نقد عملکرد دولت به دلیل مشکلات اقتصادی و انکار کل نظام سیاسی تمایز قائل می‌شوند. در زمان حملۀ نظامی دشمن، این تمایز به نفع دفاع از تمامیت سرزمینی و استقلال عمل می‌کند.

تحلیل دیگر بر تاب‌آوری غیرمتمرکز جامعه ایران تأکید دارند. برخلاف تصور دشمن که حملۀ نظامی فروپاشی نظام سیاسی ایران را پیش‌بینی می‌کرد، نظام سیاسی و اجتماعی ایران مانند یک سیستم موزاییکی قادر به عملکرد مستقل واحدهای خود حتی در زمان حذف فرماندهان کلیدی شد. دلیل این امر اتکا به معنای مشترک و حافظه تاریخی است، نه صرفاً دستورات متمرکز از بالا به پایین، تحلیل شب‌های مقاومت طبق این نظریه، نقش زنان را برجسته می‌کند.

برخلاف تصاویر سنتی از میادین نبرد، مشاهدات نشان می‌دهند که زنان نقش پیشرو در تأمین امنیت روانی، مدیریت لجستیک و تبدیل فضای نظامی به فضای انسانی را بر عهده داشتند. در این تحلیل، کنش زنان نه در مقابل مردان، بلکه به عنوان بازیگران بنیادین جامعه بازتعریف می‌شود که قدرت خود را صرف بهبود روانی کل جامعه می‌کنند.

کنش مردم در دو فضای فیزیکی و مجازی نیز تحلیل جامعه‌شناختی جداگانه‌ای دارد. در شرایط قطع گسترده اینترنت، مردم از فناوری‌های مختلف قابل دسترسی برای برقراری ارتباط با جهان و ثبت تصاویر مقاومت استفاده کردند. در مقابل جنگ روانی دشمن، کنشگری مردم منجر به احتیاط نشر اخبار و وقایع در میان شهروندان و حتی روزنامه‌نگاران شد. این وضعیت نشان می‌دهد که کنش مردم ترکیبی پیچیده از شجاعت در میدان و احتیاط در فضای مجازی است.

نویسنده: مجید کافی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

انتهای پیام/