معمای یک ادعای واهی در خلیجفارس
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 06 ارديبهشت 1405 - 13:11
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر محمد معرفت دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال و مدیرکل امور اساتید معارف و تأمین محتوای نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی در گفتگو با خبرنگار فرهنگی تسنیم با نگاهی پدیدارشناسانه و عمیق به مسئله حاکمیت ملی،به واکاوی ریشههای طمعورزی بیگانگان به خاک مقدس ایران اسلامی پرداخت و اظهار داشت: تاریخ گواهی میدهد چگونه ضعف و وابستگی در دوران پهلوی دروازههای طمعورزی را به روی قدرتهای بیگانه گشود. در آن برهه فقدان استقلال اراده در سیاست خارجی و اتکا به قدرتهای هژمونیک به ویژه آمریکا و بریتانیا موجب شد تا برخی کشورهای کوچک حاشیه خلیجفارس جسارتی واهی در طرح ادعاهای ارضی پیدا کنند.
معرفت خاطرنشان کرد: دیپلماسی زمان پهلوی ماهیتی کاملاً «التماسی» و رویکردی منفعلانه داشت و در ساحت آن منافع غایی ملی فدای جلب رضایت و خشنودی قدرتهای بزرگ میشد. حکومت پهلوی به جای اتخاذ رویکردی قاطع و عزتمندانه غالباً درگیر اختلافات حقیر و فرسایشی داخلی بود. این ضعف بنیادین و ساختاری به عنوان یک پیام مخرب به سایر کشورها نشان میداد که ایران فاقد اراده لازم برای صیانت از خویش است. و همچنین تلاش مستمر استعمار برای خلق کشورهای کوچک و وابسته نیز سیستماتیک به ادعاهای این موجودیتهای نوپدید و بیریشه دامن میزد.
دکتر معرفت افزود: حاکمیت بلامنازع ایران بر جزایر سهگانه ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک از منظر منطق حقوقی و شواهد تاریخی حقیقتی مستند و ابدی است. اسناد متقن، معاهدات بینالمللی و نقشههای کهن گواه تعلق ذاتی این جزایر به ایرانزمین هستند چنان که در ادوار شکوهمند صفویه، افشاریه، زندیه و حتی تا پایان قاجار حاکمیت مطلق و بلامنازع ایران همواره رسمیت داشت. در سال ` 1903میلادی بریتانیا به بهانه جلوگیری از نفوذ آلمان در اقدامی تجاوزکارانه این سه جزیره را اشغال نظامی کرد اما این امر هرگز نافی حق حاکمیت ذاتی و تاریخی ایران نبود و شعله اعتراضات مستمر دیپلماتیک همواره روشن ماند و در آستانه خروج بریتانیا از شرق سوئز در سا 1971 میلادی، توافقنامهای منعقد گردید که نقطه پایانی بر اشغالگری و اعاده حاکمیت ایران بود و پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، ایران با قاطعیتی مضاعف بر حاکمیت ابدی خود تأکید ورزید و در سال 1359 مصادف با 1980 میلادی رسماً اعلام کرد که با تکیه بر اسناد غیرقابلانکار هرگونه ادعای گزاف را رد میکند.
دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال خاطرنشان کرد: ادعاهای امارات متحده عربی فاقد پشتوانه حقوقی بوده و شالوده آن بر پروپاگاندای رسانهای و حمایتهای جهتدار و سیاسی غربی بنا شده تا واقعیت درخشان حاکمیت ابدی ایران را در افکار عمومی مخدوش کنند و از منظر فلسفه حقوق بینالملل حاکمیت ایران بر سه استوانه استوار است؛ اصل تمامیت ارضی، شناسایی بینالمللی و عدم وجود ادعای حقوقی معتبر بنابراین وجدان بیدار تاریخ گواهی میدهد این جزایر جزء لاینفک خاک ایران بوده و هرگونه تلاش مذبوحانه برای جدایی آنها مطلقاً باطل است.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود گشوده شدن مجدد این پروندههای مختومه را در میانه «جنگ رمضان» مورد کالبدشکافی دقیق قرار داد و آن را بخش مهمی از یک «فتنه عربی» با هدف تضعیف تمرکز ایران در شرایط نبرد تمامعیار با دشمن توصیف کرد. و در آن بزنگاه برخی کشورهای عربی و حامیانشان با طرح ادعاهای ارضی کوشیدند تمرکز راهبردی ایران را از جبهههای نبرد منحرف ساخته و فشار روانی وارد آورند و این تحرکات جنگی روانی و همهجانبه برای پیشبرد نیات شوم تجزیهطلبانه بود.
دکتر معرفت تصریح کرد که اقتدار دریایی امروز ایران، نقشی بیبدیل در خنثیسازی رؤیاهای تجزیهطلبانه خلیجفارس ایفا میکند. وی افزود جمهوری اسلامی با تقویت مستمر توان دفاعی و حضور مقتدرانه در آبهای بینالمللی، پیام اخطاری روشن به برهمزنندگان نظم منطقهای ارسال میکند. این اقتدار، ماهیتی بازدارنده دارد و اطمینان میبخشد که هرگونه تلاش شوم، با پاسخی قاطع روبرو خواهد شد؛ امری که در صیانت از جزایر سهگانه اهمیتی استراتژیک دارد.
دکتر محمد معرفت در پایان با اشاره به نقش ژئو استراتژیک در تنگه هرمز خاطرنشان کرد: قدرت دریایی ایران در این گذرگاه انرژی جهان معنایی ژرف مییابد و از منظر حقوقی و فنی حضور گسترده دریایی ایران بازدارندگی فعال خلق کرده است. همچنین کنترل هوشمند تردد هزینه ماجراجویی را بالا برده و طرحهای بیثباتکننده را غیراقتصادی میسازد. بنابراین اگرچه بستن تنگه هرمز از منظر حقوق بینالملل اقدامی استثنایی با تبعات سنگین تلقی میگردد اما در دکترین دفاعی اهرمی بازدارنده است که به حفظ ثبات منطقه کمک شایانی مینماید.
انتهای پیام/