یادداشت: تناقض راهبردی در سیاست آمریکا

به گزارش گروه پارلمانی خبرگزاری تسنیم، فرهاد شهرکی نایب رئیس اول کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با عنوان«تناقض راهبردی در سیاست آمریکا؛ از تمدید تاکتیکی آتش‌بس تا بدعت در محاصره تنگه هرمز»، تناقض رفتاری ترامپ و سیاست خارجی ایالات متحده در تمدید آتش‌بس از یک سو و تداوم و تشدید هم‌زمان محاصره و دزدی دریایی علیه کشورمان، را بررسی و واکاوی کرد.

متن این یادداشت بدین شرح است:

در روزهای اخیر، معادلات امنیتی در منطقه خلیج فارس و دریای عمان وارد مرحله‌ای جدید و به شدت پیچیده شده است. اقدام دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در تمدید آتش‌بس از یک سو و تداوم و تشدید هم‌زمان محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر، نه تنها بیانگر یک پارادوکس آشکار در سیاست خارجی آمریکاست، بلکه اقدامی «بدعت‌آمیز» در نقض اصول بنیادین حقوق بین‌الملل دریاها و گروگان گرفتن امنیت انرژی و تجارت جهانی محسوب می‌شود. این رفتار دوگانه واشنگتن که با حمله مستقیم به کشتی تجاری «توسکا» به اوج خود رسید، عملاً مذاکرات دیپلماتیک در اسلام‌آباد را به بن‌بست کشاند و نشان داد که کاخ سفید فاقد اراده سیاسی لازم برای تنش‌زدایی واقعی است.

بدعت آمریکا در محاصره دریایی؛ مصداق بارز تروریسم اقتصادی:

بدعت آمریکا در عرصه حقوق بین‌الملل دریاها، آنجاست که واشنگتن با سوءاستفاده از قدرت نظامی خود، مفهومی تحت عنوان «محاصره دریایی بنادر ایران» را علیرغم تداوم برقراری آتش‌بس وضع کرده است. بر اساس گزارش‌ها، از زمان آغاز این محاصره غیرقانونی در 13 آوریل 2026، نیروی دریایی آمریکا از ورود 27 فروند کشتی تجاری به بنادر ایران جلوگیری کرده است. این اقدام که با هدف فلج کردن اقتصاد ایران و ایجاد بحران انسانی صورت می‌گیرد، آشکارا با بند «پ» ماده 3 توافق آتش‌بس مورخ 8 آوریل 2026 که بر «تضمین عبور آزاد کشتیرانی تجاری» تأکید دارد، در تضاد کامل است. وزارت امور خارجه ایران به درستی این محاصره یکجانبه را «اقدام جنگی» و «نقض صریح آتش‌بس» توصیف کرده است.

حمله به کشتی «توسکا»؛ نقض آشکار آتش‌بس و تعرض به حاکمیت ملی:

اوج بدعهدی و قانون‌شکنی آمریکا در جریان آتش‌بس شکننده، حمله موشکی ناوشکن «یواس‌اس اسپروانس» به کشتی کانتینری ایرانی «توسکا» در 19 آوریل 2026 در 50 مایلی بندر چابهار بود. در این حادثه، نیروهای آمریکایی نه تنها با شلیک به اتاق مهندسی (موتورخانه) کشتی آن را از کار انداختند، بلکه تفنگداران دریایی این کشور نیز به طور غیرقانونی بر عرشه کشتی پیاده و آن را توقیف کردند. این اقدام که توسط قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا «دزدی دریایی مسلحانه» نامیده شده، نماد بارز بدعت آمریکا در عادی‌سازی خشونت علیه کشتیرانی تجاری در آب‌های بین‌المللی است.

پارادوکس بازگشایی تنگه هرمز و تداوم محاصره؛ بازی دوگانه واشنگتن:

در یک تناقض آشکار، ایالات متحده از یک طرف بر باز بودن تنگه هرمز برای سایر کشورها تأکید می‌کند و حتی آن را در چارچوب توافق اولیه آتش‌بس گنجانده است، اما از سوی دیگر با تداوم محاصره، عملاً منافع اقتصادی و امنیت غذایی جمهوری اسلامی ایران را هدف گرفته است. ترامپ صراحتاً اعلام کرده که «محاصره بنادر ایران ادامه خواهد یافت» و نیروهای نظامی آمریکا برای ازسرگیری جنگ «آماده و توانمند» باقی می‌مانند. این رویکرد دوگانه، نشان‌دهنده آن است که واشنگتن از آتش‌بس صرفاً به عنوان یک «تنفس تاکتیکی» و ابزاری برای اعمال فشار حداکثری بهره می‌برد، نه بستری برای صلح پایدار.

واکنش اصولی ایران و توقف مذاکرات اسلام‌آباد:

در برابر این بدعهدی آشکار، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ موضعی اصولی و عزتمندانه، مشارکت در دور دوم مذاکرات اسلام‌آباد را تا زمان لغو کامل محاصره دریایی و توقف اقدامات خصمانه به تعویق انداخت. امیرسعید ایروانی، نماینده ایران در سازمان ملل متحد، تأکید کرد که ایران تنها در صورت لغو محاصره آماده از سرگیری مذاکرات خواهد بود. این اقدام کاملاً منطبق بر بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد است که دولت‌ها را از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یکدیگر بازمی‌دارد. به بیان دیگر، ایران نشان داد که بر خلاف آمریکا، به دیپلماسی به عنوان ابزاری برای حل اختلافات می‌نگرد، نه به عنوان سپری برای تداوم فشار و تجاوز.

چرا بدعت آمریکا محکوم به شکست است؟

از منظر حقوق بین‌الملل، محاصره دریایی صرفاً در شرایط جنگی رسمی و مطابق با مفاد کنوانسیون‌های لاهه و سن‌رمو قابل توجیه است. ایالات متحده در شرایطی که رسماً با ایران در وضعیت آتش‌بس به سر می‌برد، حق اعمال محاصره دریایی علیه بنادر ایران را ندارد. این اقدام مصداق بارز «نقض صلح» موضوع ماده 39 منشور ملل متحد است.

از منظر راهبردی، تداوم این سیاست شکست‌خورده صرفاً به افزایش انسجام ملی در ایران، تقویت محور مقاومت، و بی‌اعتمادی مطلق به وعده‌های آمریکا منجر خواهد شد. کما اینکه نیروهای مسلح ایران با واکنش سریع و انجام حملات پهپادی علیه ناوهای آمریکایی در پاسخ به حمله به کشتی توسکا، نشان دادند که دوران یکجانبه‌گرایی در خلیج فارس به پایان رسیده است. همچنین، هشدار قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، مبنی بر اینکه «تنگه  هرمز در دستان ماست» و تا زمان لغو محاصره بسته خواهد ماند، پیامی روشن به واشنگتن و بازارهای جهانی انرژی بود.

جمع‌بندی و پیشنهاد راهبردی:

ایالات متحده آمریکا با تداوم «بدعت دریایی» در محاصره ایران و حمله به کشتی تجاری توسکا، عملاً هرگونه حسن نیت خود برای صلح را زیر سؤال برده است. سیاست «تمدید آتش‌بس همراه با تداوم محاصره» نه تنها غیرمنطقی، بلکه تحریک‌آمیز و عامل اصلی به بن‌بست رسیدن دیپلماسی در اسلام‌آباد است.

بر این اساس، پیشنهادات راهبردی ذیل ارائه می‌گردد:

1. لزوم لغو فوری و بدون قید و شرط محاصره دریایی: جمهوری اسلامی ایران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی باید در مجامع بین‌المللی، به ویژه شورای امنیت سازمان ملل و دیوان بین‌المللی دادگستری، پرونده نقض آشکار حقوق بین‌الملل توسط آمریکا را با جدیت پیگیری نمایند.

2. تقویت دیپلماسی حقوقی و سیاسی: وزارت امور خارجه باید از ظرفیت کشورهای همسایه و میانجی‌گر نظیر پاکستان و عمان برای اعمال فشار بر واشنگتن جهت پایبندی به تعهدات خود استفاده کند.

3. بازدارندگی همه‌جانبه: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران باید با حفظ آمادگی کامل، هرگونه تعرض به منافع ملی و کشتیرانی تجاری کشور را با پاسخی قاطع و پشیمان‌کننده همراه سازند.

4. دیپلماسی رسانه‌ای فعال: رسانه‌ها و خبرگزاری‌های کشور باید با تبیین دقیق ابعاد حقوقی و انسانی بدعت دریایی آمریکا، افکار عمومی جهان را نسبت به تبعات فاجعه‌بار این سیاست‌ها برای صلح و امنیت منطقه‌ای و جهانی آگاه سازند.

در نهایت، تجربه نشان داده که مقاومت و ایستادگی بر اصول، تنها زبانی است که کاخ سفید در نهایت مجبور به فهم آن خواهد شد. جامعه جهانی باید دریابد که صلح در خاورمیانه، نه با زورگویی دریایی و بدعت در حقوق بین‌الملل، بلکه با احترام به حاکمیت ملی و پایبندی به تعهدات محقق می‌شود.

انتهای پیام/