از چایخانه تا شهادت/ خادمان رضوی در خانه شهید هوافضا

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، همه‌چیز از چایخانه آغاز شد، از استکان‌هایی که در دست می‌چرخند، از لحظه‌ای کوتاه که میان خادم و زائر شکل می‌گیرد.

در حرم امام رضا، چایخانه فقط یک مکان نیست؛ نقطه‌ای است که در آن، زیارت به لمس نزدیک می‌شود، به حضور. استکان چای، در اینجا، نشانه‌ای از پیوند است که از دستِ خادم آغاز می‌شود و به دلِ زائر می‌رسد.

در همین فضا، علیرضا سبزی‌پور معنای خدمت را در ساده‌ترین شکل آن زیسته بود. دست‌هایش به استکان‌ها عادت داشت، به وزنشان، به لحظه‌ای که باید آن را به دیگری بسپارد. این تکرار، این حرکت‌های ساده، در طول زمان به چیزی فراتر تبدیل شده بود؛ به نوعی سلوک.

در چایخانه، زمان شکل دیگری دارد. شلوغی هست، اما آشفتگی نیست؛ حرکت هست، اما شتاب نیست. هر استکان، مسیری کوتاه را طی می‌کند، اما در همین مسیر، ارتباطی شکل می‌گیرد که در جای دیگری تکرار نمی‌شود.

برای سبزی‌پور چایخانه انتخابی بود که از درون می‌آمد، از دلبستگی به اهل‌بیت، از همان جایی که بعدها در کلماتش نیز آشکار شد، آن‌گاه که بارها از خانواده‌اش خواست برای رسیدن به شهادت دعا کنند.

او، در سفر به حرم حضرت عباس، از مادرش خواست برای شهادتش دعا کند؛ در بازگشت به حرم امام رضا، همین خواسته را از پدرش تکرار کرد.

او در دانشکده هوافضا؛ حضور در عرصه‌های دفاعی را با  عمل معنا می‌کرد. اما در کنار آن لایه دیگر معنا پیدا می‌کرد؛ لایه‌ای که در چایخانه شکل گرفته بود.

شب آخر، این دو مسیر به هم رسیدند. درحالی‌که در مراسم خواستگاری حضور داشت، در لحظه‌ای که زندگی می‌توانست به شکل دیگری ادامه پیدا کند، فراخوان آمد.

این‌جا، انتخاب دوباره تکرار شد؛ همان انتخابی که پیش‌تر، در شکل دیگری تجربه شده بود. او، مراسم را نیمه‌تمام رها کرد. این نیمه‌تمام گذاشتن، نقص نبود؛ کامل‌ترین شکل تصمیم بود.

در مسیر میان خرم‌آباد و بروجرد،‌ حمله‌ای رخ داد؛ ضربه‌ای ناگهانی، از جنس همان لحظه‌هایی که مجال تأمل نمی‌دهند. و در همان‌جا بر اثر حمله پهپادها، در آن مسیری که از چایخانه آغاز شده بود، به پایان خود رسید.

اکنون، وقتی حاملان بیرق از کاروان زیر سایه خورشید وارد خانه او می‌شوند، این خانه دیگر فقط یک مکان نیست؛ ادامه همان چایخانه است، در شکلی دیگر. پرچم، در فضایی برافراشته می‌شود که خاطره حضور او را در خود دارد.

خادمان، در جایی می‌ایستند که او دیگر در آن نیست، اما اثرش باقی است؛ در روایت‌ها، در نگاه‌ها، در همان استکان‌هایی که دیگر در دست او قرار نمی‌گیرند، اما معنای‎‌شان همچنان ادامه دارد.

انتهای پیام/644/.