دوگانه پوکر-شطرنج/ بازخوانی منطق کنش ایران و آمریکا در جنگ

به گزارش گروه پارلمانی خبرگزاری تسنیم، بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، در یادداشتی تصریح کرد که الگوی حکمرانی راهبردی جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه آنگونه که در جریان جنگ رمضان نمود یافت، تجلی یک نظام حکمرانی ترتیبی است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

در تحلیل مناسبات امنیتی میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، چارچوب تحلیلی «پوکر-شطرنج» صرفا یک استعاره ادبی برای توصیف سبک جنگ و مذاکره نیست، بلکه یک مدل حکمرانی متمایز برای مدیریت تعارض در سایه عدم‌قطعیت است. این دوگانه، شکاف عمیق در معماری تصمیم‌گیری، مهندسی پیام راهبردی و فرآیندهای نهادمند مدیریت بحران میان دو طرف را آشکار می‌سازد. در کانون این مقایسه، تقابل دو فلسفه حکمرانی امنیتی قرار دارد: الگوی آمریکایی که بر حکمرانی مبتنی بر ابهام عمدی و کنش‌گری انعطاف‌پذیر در لحظه استوار است، و الگوی ایرانی که ریشه در محاسبه ترتیبی و طراحی نهادی برای بازی‌های تکرارشونده دارد.

از منظر حکمرانی، منطق پوکری امریکا محصول یک ساختار دیوانسالارانه پیچیده با افق‌های کوتاه‌مدت سیاسی است. در این نظام حکمرانی، عدم‌قطعیت نه یک تهدید، بلکه یک ابزار سیاستی و یک انتخاب نهادی آگاهانه تلقی می‌شود. نظریه‌پردازان بازدارندگی نظیر توماس شلینگ پیش‌تر به این نکته اشاره کرده‌اند که ایجاد تردید در مورد «آستانه تحمل» حریف و القای «اراده غیرقابل پیش‌بینی»، ستون فقرات دیپلماسی قهری است. در ساختار حکمرانی آمریکا، نهادهای اجرایی، کنگره و افکار عمومی رسانه‌زده، انگیزه‌های قدرتمندی برای دستیابی به «برد نمایشی در دست فعلی» ایجاد می‌کنند. در این فضا، حکمرانی خوب نه در تثبیت موقعیت بلندمدت ساختاری، بلکه در کسب امتیاز تاکتیکی فوری و مدیریت برداشت‌های لحظه‌ای تعریف می‌شود. این الگو منجر به نوعی حکمرانی دست‌به‌دست می‌گردد که در آن سیگنال‌دهی پرهزینه و بلوف‌های راهبردی جایگزین استراتژی منسجم نهادی می‌شود. ابهام راهبردی در این پارادایم، عمدتا ابزاری برای فرار از مسئولیت‌پذیری نهادی و حفظ آزادی عمل حقوقی و سیاسی دستگاه حکمرانی در قبال پیامدهای کنش‌های پیشین است.

در نقطه مقابل، الگوی حکمرانی راهبردی جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه آنگونه که در جریان جنگ رمضان نمود یافت، تجلی یک نظام حکمرانی شطرنج‌محور و ترتیبی است. در این نظام، تصمیم‌سازی تابعی از فرآیندهای محاسبه‌گر جمعی است که در آن «صبر راهبردی» نه به‌عنوان انفعال، بلکه به‌عنوان یک سیاست نهادی آگاهانه برای انباشت مزیت در طول زمان پیاده‌سازی می‌شود. در زبان نظریه بازی‌ها، حکمرانی شطرنجی ایران را می‌توان جست‌وجوی تعادل نش در بازی‌های گسترده با اطلاعات کامل تفسیر کرد؛ جایی که دستگاه حکمرانی موظف است اثر هر حرکت بر شاخه‌های آتی درخت تصمیم را پیش‌بینی و مدیریت کند. در این الگو، هر کنش راهبردی پیش از اجرا، از فیلتر یک ماتریس حکمرانی چهاربعدی عبور می‌کند: نخست، تاثیر آن بر تقویت اعتبار بازدارندگی و انسجام ملی سنجیده می‌شود؛ دوم، پیامدهای آن بر شبکه هم‌پیمانان و عمق راهبردی منطقه‌ای ارزیابی می‌گردد؛ سوم، بار مالی و انسانی آن بر تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی کشور مدیریت می‌شود؛ و چهارم، بازخورد آن در مدیریت تصویر بین‌المللی و مشروعیت حقوقی ملاحظه می‌شود. مقاومت حدودا چهل‌روزه در جنگ رمضان، عالی‌ترین نمونه از عملیاتی‌سازی این حکمرانی شطرنجی بود؛ حکمرانی‌ای که در آن تحمل فشار اولیه، نه یک ضعف تاکتیکی، بلکه بخشی از یک طراحی چندمرحله‌ای آگاهانه برای صعود کنترل‌شده در «نردبان تشدید» و تحمیل هزینه‌های فرسایشی بر حریف بود.

تمایز بنیادین این دو نظام حکمرانی در مدیریت «ابهام راهبردی» به‌خوبی آشکار می‌شود. در حکمرانی پوکری واشنگتن، ابهام به‌مثابه سپر محافظ نهادها به کار می‌رود تا دستگاه حکمرانی را از بار حقوقی و سیاسی اقدامات خود مصون دارد. اما در حکمرانی شطرنجی تهران، شفافیت در اراده و ابهام در زمان و روش اجرا، اصل بنیادین است. جمهوری اسلامی ایران در اعلام خطوط قرمز و حق مشروع پاسخگویی از وضوحی نهادی برخوردار است، اما در نحوه اجرای پاسخ، از ابهام به‌عنوان اهرم مانور تاکتیکی بهره می‌برد. این رویکرد در حکمرانی بحران، به‌جای فرار از مسئولیت، بر مبنای پذیرش مسئولیت راهبردی همراه با انعطاف‌پذیری عملیاتی استوار است.

برای تعمیق و نهادینه‌سازی این الگوی حکمرانی شطرنجی در نظام تصمیم‌گیری دفاعی-امنیتی کشور، بازنگری در برخی رویه‌ها ضروری است. نخستین گام، توسعه سواد راهبردی نهادی در سراسر لایه‌های مدیریتی به‌منظور خنثی‌سازی شناختی بلوف‌ها و سیگنال‌های پوکری دشمن است؛ حکمرانی باید نسبت به دام‌های ادراکی که برای تحریک واکنش‌های مقطعی و نمایشی طراحی شده‌اند، واکسینه شود. دومین ضرورت، تقویت ظرفیت محاسبه‌گری چندحرکتی در معماری کلان تصمیم‌گیری کشور است؛ به این معنا که نهادهای حاکمیتی باید به‌جای واکنش
عسگری سیاسی تسنیم: منفعلانه به بحران‌ها، درگیر طراحی سناریوهای مشروط و چندلایه شوند تا ابتکار عمل در زمین شطرنجی منازعه از دست نرود. و نهایتا، مهم‌ترین دستورکار حکمرانی دفاعی کشور، پرهیز آگاهانه از لغزش به ورطه حکمرانی پوکری است. افتادن در دام واکنش‌های فوری و فاقد عمق راهبردی، نه‌تنها مزیت نسبی ایران در میدان را تضعیف می‌کند، بلکه ساختار تصمیم‌گیری کشور را به سمت الگوی مطلوب دشمن سوق می‌دهد.

در پایان باید اذعان داشت که تداوم و تقویت این الگوی حکمرانی شطرنجی، تنها راه حفظ مزیت نسبی جمهوری اسلامی ایران در برابر قدرت‌هایی است که حیات سیاسی خود را بر محور ابهام‌افکنی پوکری بنا نهاده‌اند. این شیوه حکمرانی، با تکیه بر تلفیق صبر راهبردی، محاسبه ترتیبی و سیگنال‌دهی هوشمندانه قدرت، می‌تواند الگویی الهام‌بخش برای سایر دولت‌ها و ملت‌های تحت فشار در معماری نظم نوین منطقه‌ای و بین‌المللی باشد.

انتهای پیام/