موج 101 از کجا شروع می‌شود؟

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، احتمال نقض عهد دشمن و ازسرگیری جنگ وجود دارد؛ جنگ در دور اول به زیرساخت‌ها رسید و احتمال تشدید آن می‌رفت. پیش‌بینی می‌شود در صورت ادامه یافتن نبرد، حملات زیرساختی طرفین تشدید شود.

حملات به زیرساخت‌ها مطلوب ایران نیست زیرا تهران هیچ‌گاه قائل به آسیب علیه غیرنظامیان نبوده است، اما اگر در برابر آن قرار گیرد، ابایی ندارد. 

در این میان ایران باید محاسبات کاملی داشته باشد زیرا جنگ زیرساخت‌ها جنگی نیست که بتواند در هر دوره درسی برای آینده آموخت؛ اگر چنین جنگی درگیرد، دوره آن کوتاه ولی با اثرات بالا خواهد بود. 

بر این اساس تهران فارغ از آنچه در آینده رخ خواهد داد، هم‌اکنون برای جنگی پرشدت ولی فشرده از نظر زمانی آماده شود. در خصوص جنگ احتمالی آتی، نکات ذیل حائز اهمیت‌اند:

1- لزوم کنترل تأسیسات انرژی منطقه علاوه بر هرمز

اگر آمریکا به سمت هدف قراردادن زیرساخت‌های ایران حرکت کند، دو مسئله پیش روی تهران ایجاد می‌شود؛ انتقام‌جویی تنها یک وجه آن است و بازسازی موضوع مهم دیگر است. 

تخریب زیرساخت‌ها مختصاتی دارد. دشمن با تخریب آن‌ها می‌خواهد درآمد‌های کشور را کاهش داده و دولت را مجبور کند برای واردات جهت جبران کاهش تولید داخلی و پرداخت هزینه‌های بازسازی، منابع کلانی اختصاص دهد. 

حتی با وجود اختصاص چنین مبالغی، تأمین ضروریات دشوار شده و نگرانی‌هایی نیز شکل می‌گیرد. در انتقام‌جویی ایران، این مختصات باید رعایت شوند. 

تهران نباید صرفاً به هدف‌گیری اهداف فیزیکی، مشابه با اهداف فیزیکی‌ای که دشمن انتخاب کرده برود، بلکه این اهداف فیزیکی باید طبق مختصات خاص انتخاب شوند. 

به‌عنوان نمونه اگر دشمن با هدف‌گیری مجدد تأسیسات پتروشیمی بکوشد ضربات اقتصادی وارد کند، ایران نیز در صورت می‌بایست علاوه بر تأسیسات پتروشیمی منطقه، ترمینال‌های ویژه صادرات این محصولات و چاه‌های نفتی تأمین خوراک آن‌ها را درهم بکوبد. 

پس از انتقام، بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده در جنگ زیرساختی دومین موضوع مهم است. این تأسیسات برای تأمین نیاز‌های مردم و کسب درآمد صادراتی دولت ضروری‌اند. زیرساخت‌هایی که آسیب دیده‌اند دو پرونده مالی برای ایران می‌گشایند؛ تأمین منابع مالی برای واردات محصولاتی که تولید داخلی آن‌ها کاهش یافته است و دوم، بازسازی زیرساخت‌های آسیب دیده‌اند. 

برای این کار ایران چند راهکار دارد؛ اخذ عوارض از تنگه هرمز اصلی‌ترین و نقدترین ابزار در دستان ایران است. ایران برای بازسازی خرابی‌های جنگ، به‌دست‌آوردن مخارج آن و ارتقای نیرو‌های مسلح اعلام کرده از کشتی‌های عبوری عوارض اخذ می‌کند. آشکار است که افزایش هزینه‌های جنگی ایران، می‌تواند بر نرخ و مدت‌زمان عوارض‌گیری بیفزاید. 

در این میان باتوجه‌به دیگر حرکات دشمن، پنجره‌های متعددی برای تأمین هزینه‌های بازسازی ایجاد می‌شود. اگر دشمن به سمت هدف‌گیری زیرساخت‌ها برود و هم‌زمان در جزایر اقداماتی انجام دهد، با باز شدن مسیر تهاجم زمینی ایران به خاک محل استقرار دشمن، تهران می‌تواند کنترل برخی زیرساخت‌های موجود در آن همانند چاه‌های نفت و پالایشگاه‌ها را برای مدت زمانی مشخص، در اختیار خود نگاه دارد. 

هرگونه حرکت زمینی دشمن، به ایران مشروعیت حمله زمینی متقابل را می‌دهد. ترکیب ضرورت یافتن حمله زمینی از سوی ایران با چاره‌جویی تهران برای تأمین هزینه بازسازی زیرساخت‌های تخریب‌شده، راهی جز در اختیار گرفتن تأسیسات دشمن باقی نمی‌گذارد. 

این اتفاق، تسلط ایران بر تنگه هرمز را که اولین راهکار این کشور برای تأمین هزینه‌هاست، تقویت می‌کند. در این صورت، تهران علاوه بر مسیر عبور، مبدأ ارسال را هم تحت کنترل قرار می‌دهد. 

در مقایسه بین درآمد اخذ عوارض در تنگه هرمز و تسلط بر تأسیسات اقتصادی دشمن، به نظر می‌رسد که در اختیار گرفتن تأسیسات اقتصادی در خاک دشمن، عایدات بیشتری دارد؛ اما هم‌زمان هزینه‌های بیشتری نیز داشته و تسلط بر آن برای دوره‌های زمانی بلندمدت، بسیار دشوار است. 
تنگه هرمز در کنار سواحل کشور واقع شده و ایران نیازمند انتقال گسترده تسلیحات و نفرات به فواصل دور نیست. ازسوی‌دیگر کنترل بر آن گرچه مناقشه‌برانگیز، اما برای طولانی‌مدت امکان‌پذیر است. 

کنترل تأسیسات اقتصادی دشمن در جنوب خلیج‌فارس اما نیازمند انتقال نیرو و تسلیحات، رساندن تدارکات به آن‌ها و احیای دائم توجیهات برای تداوم تسلط است. 

بااین‌وجود اگر دشمن به سمت جنگ زیرساختی و عملیات زمینی ورود کرد، راهی جز تهاجم به خاک دشمن برای تسلط بر تأسیسات حیاتی آن نیست.

2- چگونه زیرساخت‌ها را انتقام‌جویانه بزنیم؟ 

اگر دشمن به زیرساخت‌های ایران آسیب رساند، باید حملاتی بدون ملاحظه به زیرساخت‌های آن صورت گیرد. نقشه آسیب‌پذیری ایران و دشمن در زیرساخت‌ها مشابهت و تفاوت‌هایی دارد. 

ایران در برخی موارد آسیب‌پذیر بوده و دشمن در آن حوزه، همان آسیب‌پذیری را ندارد. در این صورت، تهران باید از تشابه عبور کرده و تناسبی عمل کند؛ به این شکل که زیرساخت‌هایی را منهدم کند که دشمن وابستگی بالایی به آن‌ها دارد.

3- چگونه و کجا بر زیرساخت‌های دشمن مسلط شویم؟ 

هدف دشمن از هدف‌گیری زیرساخت‌های ایران، باقی‌گذاشتن حجم بزرگی از آسیب است تا برای مدت‌ها زخم و زیان‌های آن باقی بماند. دشمن می‌خواهد به‌گونه‌ای تخریب کند که بازسازی چند سال زمان ببرد. آن‌ها می‌خواهند ضربه‌ای به ایران بزنند که بازسازی کامل خرابی‌ها 10 تا 20 سال به طول بینجامد. 

ایران می‌تواند برای مسلط‌شدن بر تأسیسات دشمن و تعیین زمان آن، به گفته‌های دشمن استناد کند. اگر دشمن گفته بازسازی 20 سال طول می‌کشد، تهران باید 20 تا 30 سال بر تأسیسات حیاتی دشمن مسلط شود. 

علاوه بر ایران، محور مقاومت نیز می‌تواند با تسلط بر تأسیسات کویت و تأسیسات جنوبی عربستان سعودی، درآمد‌های خود را تأمین کند.

4- آسیب به تأسیسات با فاصله زیاد

ایران به سلاح‌های دوربرد برای آسیب‌زدن به تأسیسات آمریکا مجهز نیست. بااین‌حال همانند دشمن، راه‌های دیگری برای آسیب‌زدن به آن‌ها دارد. حملات سایبری و بهره‌گیری از ظرفیت‌های اطلاعاتی تهاجمی، اهمیت دارند. 

برای حملات سایبری برد معنایی نداشته و با آن می‌توان مراکز متعددی را به طور هم‌زمان هدف قرارداد. این در حالی است که سلاح‌ها محدودیت برد و قدرت آتش دارند. در حوزه سایبری، دشمن به دلیل زیرساخت‌های بیشتر در آن، آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به ایران دارد. 

تهران باید برای دشمن شفاف کند که با ورود به جنگ زیرساختی، تأسیسات حیاتی دشمن در دوردست نیز در امان نخواهند بود.

5- سلاح‌ها و یگان‌های منطقه‌ای

برای هدف قراردادن تأسیسات حیاتی دشمن در خلیج‌فارس، ایران به طیف وسیعی از تسلیحات بسیار ارزان‌قیمت و دقیق دسترسی دارد. در جنگ 12 روزه، ایران از تسلیحات دوربرد استفاده کرد که دو دلیل داشت؛ نخست فاصله یک هزار کیلومتری و دوم مسدود شدن ورودی و خروجی‌های پایگاه‌های موشکی ایران در غرب کشور که باعث شد تهران از مرکز کشور دست به پرتاب‌ها بزند. 

در جنوب اما ایران پایگاه‌های کاملی برای انهدام دشمن دارد. با استفاده از این پایگاه‌ها، سیلی از پرتابه‌ها راهی تأسیسات دشمن خواهند شد.

موشک‌های بالستیک و کروز، پهپاد‌های انتحاری یا بالن‌های انفجاری به همراه نفوذ احتمالی یگان‌های کماندویی روی زمین، سلاح‌ها و راهکار‌های ایران برای تخریب تأسیسات دشمنند.

6- بانک هدف ایران تمام زیرساخت‌های دشمن

یک بار خط محور مقاومت روی آرامکو افتاده و این مسئله با سلاح‌ها و روش‌های جدیدتر و با ابعاد وسیع‌تر، قابل تکرار است. 

این شرکت که یکی از ارزشمندترین شرکت‌های جهان و منبع اصلی تأمین درآمد سعودی است، با هدف قرار گرفتن تأسیساتش با دو پیامد روبه‌رو خواهد شد؛ یکی کاهش درآمد صادرات نفت و دوم، ده‌ها میلیارد دلاری که باید صرف بازسازی زیرساخت‌هایش کند. 

علاوه بر تأسیسات تولید، در این مرحله از جنگ، پایانه‌های صادراتی نیز هدف قرار می‌گیرند، به‌ویژه در بندر ینبع عربستان در دریای سرخ و بندر فجیره امارات در دریای عمان که می‌توانند تنگه هرمز را دور بزنند. 

هدف‌گیری این بنادر، تجارت خارجی دشمن را بیش از پیش در گرو تنگه هرمز قرار خواهد داد. 

آنچه اما دشمن از دور اول جنگ پایه‌گذار آن بود، کشاندن جنگ به آب شیرین‌کن‌هاست. دشمن از مواضع خود در جنوب خلیج‌فارس، به آب شیرین‌کن قشم شلیک کرد که به قطع آب 30 روستا در این جزیره منجر شد. 

این اقدام درحالی است که ایران تنها 3 درصد از آب شرب خود را از تأسیسات آب شیرین‌کن تأمین می‌کند. این عدد در کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج‌فارس، بیش از 80 درصد است. نابودی آن‌ها می‌تواند به تخلیه جمعیتی این کشور‌ها منتهی گردد. اگر قرار بر آزار و اذیت مردم ایران باشد، دولت‌ها و ساکنان دیگر کشور‌ها امنیتی نخواهند داشت. 

منبع: فرهیختگان

انتهای پیام/