ترامپ در مخمصه افتاده اما نمیداند چگونه برای توافق التماس کند
- اخبار رسانه ها
- اخبار خواندنی
- 01 ارديبهشت 1405 - 11:25
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، روز پنجاه و دوم جنگ، روز نمایش ضعف و درماندگی مطلق دولت آمریکا بود. اقدام به توقیف کشتی فلهبر ایران در ورودی اقیانوس هند به دریای عمان و دور افتخار زدن ترامپ با این راهزنی دریایی، بیش از پیش ثابت کرد که دست ترامپ در مقابل ایران از گزینههای معتبر تهی شده است.
تحقیر در میدان نظامی و حمله به کشتی فلهبر!
ترامپ، پنجاه و دو روز است به سودای کسب یک پیروزی ولو متوسط، له له میزند و خود را به در و دیوار میکوبد؛ و حال آن که خیال میکرد سه روزه ایران را فتح میکند! عایدی او از جنگ، بسته شدن تنگه هرمز، نابودی دویست فروند هواپیما و پهپاد نظامی پیشرفته و سیزده پایگاه نظامی پنتاگون، و تحقیر شدن در بیابانهای جنوب اصفهان بوده است.
او روز جمعه، به جای قدرشناسی از توئیت آقای عراقچی درباره بازگشایی تنگه هرمز، مدعی شد محاصره دریایی علیه ایران (نقض آتشبس) ادامه خواهد داشت. ایران، فردای این گستاخی، تنگه را دوباره بست. حالا هم به زعم احمقانه خود، خواسته قبل از مذاکره، گروکشی کند و مثلاً با دست پر(!) پای مذاکره بیاید. اما وقتی که برای چندمین بار تحقیر شد، میفهمد که نباید مرتکب هر غلطی بشود.
ترامپ پس از این راهزنی دریایی، و در حالی که کشتی فلهبر را با ناو جنگی مقایسه میکرد! نوشت: «یک کشتی باری با پرچم ایران، حدود 900 فوت طول و وزن معادل یک ناو هواپیمابر، سعی کرد از محاصره دریایی ما عبور کند. ناوشکن موشکانداز هدایتشونده نیروی دریایی ما، توسکا را رهگیری کرد و هشدار توقف داد. خدمه ایرانی از گوش دادن به هشدار خودداری کردند، بنابراین کشتی ما با ایجاد سوراخی در موتورخانه، آنها را متوقف کرد.». این ادبیات، سند حقارت کسی است که میخواهد لاشه صدها هواپیماها و آوار پایگاههایش در منطقه را با توقیف یک کشتی فلهبر بپوشاند!
دور اول را باخت؛ تشدید کند بیشتر ضربه خواهد خورد
هارلان اولمن، مشاور ارشد شورای آتلانتیک درباره اقدام آمریکا گفت: «توقیف یک کشتی باری ایرانی، معادل اعلام جنگ علیه ایران است» و آلون میزراهی خبرنگار اسرائیلی تأکید کرد: ایالات متحده دوباره تنشها را تشدید کرد و دوباره ضربه خواهد خورد».
در ارزیابی لفاظیهای ترامپ، این تحلیل ژنرال پترائوس، رئیس سابق سنتکام و سازمان سیا قابل تأمل است که گفت: «گاهی اوقات ترامپ چیزهایی که انتظار دارد طرف مقابل بپذیرد را از زبان آنها میگوید؛ این تکنیک اوست».
همچنین، نشریه کنگره آمریکا «هیل» خاطر نشان کرد: لفاظیهای ترامپ، بهویژه استفاده از الفاظ رکیک، نشاندهنده فاصله خطرناک او با رفتار رؤسای جمهور پیشین است و کشور را به سمت مسیری تاریک سوق میدهد.
آموس هوکشتاین، مشاور ارشد و مذاکرهکننده سابق دولت آمریکا هم میگوید: سوءتفاهمها میان مذاکرهکنندگان، آمریکا را در موقعیت بدتری قرار داده است. مهم نیست جنگ چگونه تمام شود، نگرانی من این است که ایران اکنون برگهای در اختیار دارد که قبلاً هرگز در عمل نداشت. ما میدانستیم که میتوانند تنگه را ببندند، اما هرگز این کار را نکردند، و حالا، این برگه را علیه ما و علیه همسایگان خود در اختیار دارند.
از سوی دیگر، اسکات ریتر، تحلیلگر و افسر سابق اطلاعاتی پنتاگون در ارزیابی روند جنگ میگوید: ایالات متحده دور اول جنگ با ایران را قاطعانه باخت. اگر ترامپ تصمیم به دور دوم بگیرد، نتایج برای آمریکا و متحدانش فاجعهبار خواهد بود.
مخالفت دو سوم آمریکاییها
گزارش انبیسی نیوز از آخرین نظرسنجیها حاکی است: دو سوم آمریکاییها با مدیریت ترامپ در جنگ با ایران مخالف هستند. 74 درصد آمریکاییهای زیر 30 سال معتقدند که ایالات متحده نباید هیچ اقدام نظامی اضافی در ایران انجام دهد. پس از افزایش نگرانیها در مورد افزایش هزینهها و جنگ با ایران، محبوبیت ترامپ کاهش مییابد.
نارضایتی در آمریکا در حالی رو به تشدید است که کریس رایت، وزیر انرژی اخیراً اعلام کرد «قیمت بنزین ممکن است تا سال آینده بالای 3 دلار در هر گالن باقی بماند».
ترامپ در سخنرانی انتخاباتی در سپتامبر 2024 وعده داده بود اگر رئیسجمهور شود، قیمت بنزین در آمریکا به زیر 2 دلار در هر گالن کاهش خواهد یافت، اما این روزها قیمت بنزین در این کشور بیش از 4 دلار است، عددی که در سال گذشته و همچنین قبل از جنگ ایران حدود 3/1 دلار بوده است.
به گزارش روزنامه فایننشال تایمز «افزایش مداوم قیمتها تهدیدی جدی برای ترامپ در انتخابات کنگره است. قیمت بنزین از 2.98 دلار به 4.08 دلار رسیده و قیمت دیزل نیز نزدیک به رکورد سال 2022 شده است. افزایش هزینه سوخت باعث گرانی بلیت هواپیما، حملونقل، کود کشاورزی و در نهایت مواد غذایی خواهد شد».
گزارش شبکه MS NOW حاکی است: ترامپ نه تنها پایگاه خود را در داخل آمریکا، بلکه دوستانش در خارج را هم از دست میدهد. ملیگرایان راستگرا در اروپا بیش از پیش نسبت به همراهی با او محتاط شدهاند و تمایل فزایندهای دارند که برای حفاظت از خود، با او فاصلهگذاری کنند.
پایگاه خبری آمریکایی The New Republic متعلق به جمهوریخواهان در گزارش مشابهی مینویسد: به نظر میرسد پایگاه حامیان ترامپ به شکلی بیسابقه علیه او شده است.»
ترامپ ترسیده و بوی این ترس، استشمام میشود
روزنامه وال استریت ژورنال با بیان اینکه «ترامپ در پس اجرای شو عمومی اعتماد به نفس، با نگرانیهای فزایندهای در مورد مسیر جنگ روبهرو است»، افزود: او از عدم حمایت اروپا به شدت شاکی است و نگران افزایش قیمت بنزین به 4.09 دلار است. جنگ از بازه زمانی تعیین شده قبلی او، یعنی شش هفته، فراتر رفته است.
دولت ترامپ در جلب حمایت بینالمللی از جنگ؛ شکست خورده و جنگ، تأثیر منفی بر محبوبیت جمهوریخواهان داشته است. ترامپ از تبدیل شدن جنگ به یک فاجعه سیاسی و نظامی بسیار نگران است.
او از سهولت بستن تنگه هرمز و تأثیر قابل توجه آن شگفتزده شده و دولت او در تقلای باز کردن کانالهای مذاکره با ایران از طریق واسطههاست. بالا رفتن قیمت سوخت نگرانیها را افزایش داده است.
در همین حال، جان بولتون، مشاور امنیت ملی پیشین ترامپ اذعان کرد: اعزام ونس معاون ترامپ به مذاکرات با ایران، این سیگنال را ارسال میکند که ترامپ به دنبال راهی برای خروج از جنگ است و ایرانیها این را فهمیدهاند.
فکرمیکنم ایرانیها بوی وحشت را از کاخ سفید استشمام کردهاند و میبینند که ترامپ میخواهد از این وضعیت خلاص شود. او تقریباً هر روز دارد این موضوع را جار میزند و همین مسئله به ایرانیها اهرم فشار بزرگی میدهد که نباید داشته باشند.
پس لرزههای اقتصادی از امارات و قطر تا اروپا
گزارش خبرگزاری بلومبرگ از پیامدهای اقتصادی جنگ افروزی ترامپ هم قابل توجه است: «قیمت شاخص گاز شاخص در اروپا در معاملات آسیا، تا 11 درصد افزایش یافت. این افزایش، کاهش قیمت روز جمعه به دنبال اعلام بازگشایی موقت تنگه هرمز را کاملاً از بین برد».
در همین زمینه، «کوبیسی لتر» مینویسد: اروپا، درگیر یک بحران تمامعیار انرژی است. بحران به قدری شدید شده که کمیسیون اروپا به شهروندان اروپایی توصیه میکند از خانه کار کنند و برای کاهش مصرف سوختهای فسیلی از حملونقل عمومی استفاده شود. جنگ روسیه و اوکراین و بسته شدن تنگه هرمز، آسیبپذیری اروپا را آشکار کرده و ما انتظار موج دیگری از تورم را داریم.
همزمان، والاستریت ژورنال خبر داد: غولهای نفتی غربی، از ترس ایران به نقاط دور پناه میبرند.
شرکتهای اکسان موبیل، شورون و دیگر غولهای انرژی درحال شتاب بخشیدن به جستوجوی خود برای یافتن میادین جدید نفت و گاز هستند؛ مناطقی که فرسنگها از خطرات با ایران فاصله داشته باشد. منابع قطری هم میگویند تعمیر تأسیسات گازی آسیبدیدهشان ممکن است تا 5 سال طول بکشد.
این روزنامه میافزاید: دولت امارات به واشنگتن اطلاع داده که در صورت عدم تأمین کافی دلار، مجبور به فروش نفت خود به یوان خواهد بود.
مقامات اماراتی به طرف آمریکایی، با صراحت اعلام کردهاند که تصمیم ترامپ برای حمله به ایران، پای آنها را به این جنگ ویرانگر باز کرده و حالا واشنگتن باید با ایجاد یک «خط سوآپ ارزی»، امنیت مالی آنها را تضمین کند.
اما کارشناسان معتقدند فدرال رزرو به این سادگیها با این درخواست موافقت نخواهد کرد؛ چرا که این اعتبار را برای کاهش فشارهای شدید در بازارهای مالی که ممکن است به اقتصاد آمریکا سرایت کند، استفاده میکند.
تنگه هرمز را برگ برنده ایران کرد و حالا التماس میکند
دیروز در حالی که روزنامه گاردین تأکید میکرد «رفتار متناقض ترامپ، تنگه هرمز را برگ برنده ایران کرده است»، میدل ایست مانیتور تصریح کرد: در نهایت، آمریکا باید بپذیرد که ایران ذاتاً با تنگه هرمز پیوند خورده است. آمریکا نمیتواند بهطور واقعی وضعیت را در تنگه هرمز کنترل کند، چون ایران بهواسطه موقعیت جغرافیایی و قدرت نظامی خود در این گذرگاه راهبردی نقش تعیینکننده دارد و میتواند عبور و مرور تجاری را تهدید، مختل یا محدود کند.
آنتونی بلانگر تحلیلگر فرانسوی هم اظهار کرد: ترامپ کاملاًً در تنگنا قرار گرفته، خود را در موضوع ایران در بنبست گرفتار کرده و دقیقاً نمیداند چگونه از آن خلاص شود. او برای رسیدن به توافق، گویی برای لقمهای نان به ایرانیها التماس میکند. وقتی میبینیم که تورم در ایالات متحده دوباره در حال اوجگیری است فکر میکنم ترامپ حق دارد نگران باشد.
با محاسبات غلط، ایران را قدرتمندتر کردیم
دنی سیترینوویچ افسر ارشد سابق میز ایران در آمان (اطلاعات ارتش اسرائیل): یک چیز در طول 24 ساعت گذشته واضح شده است: رژیم تحت تاثیر قرار نگرفته و حاضر نیست در هیچکدام از منافع اصلی خود سازش کند. پس از 40 روز درگیری، ما عملاً به جایی برگشتهایم که از آن شروع کردیم. مسئله این است که کاملاًً روشن نیست که ادامه جنگ این واقعیت را تغییر دهد، احتمالاً تغییری نمیدهد.
باید حقیقت دشواری را بپذیریم: استراتژی باید مقدم بر عمل باشد. فرضیه اساسی در آمریکا و اسرائیل در جنگ این بود که تضعیف ایران، به فروپاشی خواهد انجامید و کمپین مشترکی که هدف آن رهبر عالی باشد، میتواند تغییرات سیستمی را تحریک و خاورمیانه را تغییر دهد. اما یک متغیر حیاتی نادیده گرفت شد: ایران نوع متفاوتی از بازیگر است و محاسبات سنتی هزینه و فایده در اینباره به کار نمیآید.
سیتیرینوویچ افزود: علاوهبر این، جنگ باعث ایجاد اثرات دومی شده است که باعث پیچیدهتر شدن چشمانداز استراتژیک شده است. از قاطعیت فزاینده ایران در تنگه هرمز، تا افزایش نفوذ (آیتالله) مجتبی خامنهای و گسترش قدرت سپاه پاسداران، سیستم ایرانی در بسیاری از جهات سختتر و ایدئولوژیکتر شده است. در واقع، این جنگ کمک کرده تا جمهوری اسلامی سوم شکل بگیرد که به خاطر محاسبه استراتژیک نادرست آمریکا و اسرائیل ساخته شد.
جمهوری اسلامی از نظر داخلی تقویت شده و این احتمالاً بزرگترین اشتباه استراتژیک ما در جنگ خواهد بود. لحظهای از آسیبپذیری داخلی وجود داشت اما جنگ در کنار دستاوردهای تاکتیکی، محیط استراتژیک چالشبرانگیزتری برای اسرائیل و آمریکا به وجود آورده است. از همه مهمتر، رهبری ایران هیچ قصدی برای تسلیم شدن ندارد. نه فشار و نه تشدید نظامی احتمالاً نمیتواند رژیم را وادار به ترک اصول بنیادین خود کند.
واشنگتن از فهم دکترین جدید تهران ناتوان است
همزمان، روزنامه نیویورک تایمز در تحلیلی به قلم توماس فریدمن تأکید کرد: واشنگتن از فهم دکترین جدید تهران ناتوان است. هفتۀ گذشته در اسلامآباد، نمایندگان ما با شانه آویزان و چهره مات، جوری راه میرفتند که گویا نقشۀ زمین را گم کردهاند. در خاورمیانه با «تغییر پارادایم» در مقیاس جهانی مواجهیم؛ پارادایمی مهلک که واشنگتن از درک آن عاجز مانده است.
شکست مذاکرات، رخداد تصادفی یا بنبست دیپلماتیک نبود. این، نتیجه بدفهمی بنیادین و پرمخاطره در اتاقهای فکر پنتاگون، سیا و وزارت خارجۀ آمریکا است. ما با این ذهنیت وارد مذاکرات شدیم که تهاجم نظامی گسترده و شوک عظیم ناشی از فقدان رهبر ایران، تهران را به زانو درآورده است.
سیانان و فاکسنیوز با اطمینان میگفتند سیستم حکمرانی ایران دچار فروپاشی خواهد شد یا در برابر شروط ما لکنت خواهد گرفت. اما ایران فرو نپاشید و با رهبری جدید، به انسجامی استراتژیک دست یافت که من آن را «ناسیونالیسم دفاعی هوشمند» مینامم.
خطای بزرگ دولت ترامپ این بود که فکر میکردند فشار نظامی، تهران را به پذیرش «تسلیمنامه» در اسلامآباد سوق میدهد و ایرانیها هر امتیازی را برای بقا واگذار میکنند. اما آنچه رخ داد، کاملاًً برعکس بود. آنها استراتژی پیچیدهای داشتند که نشان از بلوغ سیاسی است؛ در مذاکره، بر «حاکمیت مطلق و غیرقابل چانهزنی» تأکید کردند و در میدان، با اعلام قوانین جدید در تنگۀ هرمز، درست 24 ساعت پس از بنبستِ مذاکرات، نشان دادند کلید جریان انرژی و نبض اقتصاد جهان در دست آنهاست.
تا بیشتر شکست نخوردیم واقعیت تسلط ایران بر تنگه را بپذیریم
فریدمن میافزاید: دکترین جدید تهران که آن را «دکترین پسا آوریل» مینامم، بر این منطق سرد و بیرحمانه استوار است که «اگر ما امنیت اقتصادی نداریم، هیچکس در جهان نباید داشته باشد.» این، شعار نیست؛ واقعیت ژئوپولیتیک است. وقتی اعلام میکنند تردد در هرمز منوط به پذیرش استانداردهای جدید است، در واقع به واشنگتن و بروکسل میگویند دوران «کدخدایی بر دریاها» به پایان رسیده است. آنها حق وتوی اقتصادی جهان را از والاستریت به سواحل صخرهای خلیجفارس منتقل کردهاند.
ما از درک این استراتژی بازماندهایم، چون هنوز با ابزارهای قرن بیستمی به جنگ چالشهای قرن 21 میرویم. فکر میکردیم تحریمهای فلجکننده و تهدید نظامی کافی است تا ملت ایران را به عقبنشینی وادارد و غافل بودیم که ایران در دهههای اخیر توانسته با تکیه بر «حکمرانی ژئواکونومیک بومی» و پیوند زدن منافعش به کریدورهای شرقی (چین و روسیه)، خود را از سایۀ دلار درآورد. ایران، بازیگر نظامی سرسخت و معمار بلوکبندی جدیدی است که در آن «مشروعیت بینالمللی» دیگر با خطکش لیبرالدموکراسیِ غربی سنجیده نمیشود.
رهبر جدید ایران، بهرغم پیشبینیهای ما، درگیر منازعات درونی قدرت نیست. او بر یک نقطه تمرکز دارد؛ تبدیل ایران به هابِ گریزناپذیر که ستون فقرات نظم جدید است. آنها میدانند که اگر بتوانند گلوگاه اصلی تجارت انرژی و کالا در حد فاصل شرق و غرب شوند، بمبهای ما دیگر کارایی نخواهند داشت؛ چرا که به معنای حمله به قلبِ اقتصاد چین و مختلکردن معیشت اروپا است. این، همان «قمار هرمز» است که تهران با شجاعت و خطرپذیری، مشغول شده است.
اگر کاخ سفید واقعیتِ قدرت جدید در تهران را نپذیرد و به جای رویای «تغییر رژیم»، به دنبال «تغییر رفتار واقعبینانه» نباشد، شاهد فروپاشی نظم اقتصادی غربمحور خواهیم بود. زمان آن رسیده که بپذیریم خاورمیانه دیگر زمین بازی ما نیست و ایرانیها درسهای تاریخ را بهتر از ما آموختهاند. قمار هرمز، آخرین هشدار تاریخ به امپریالیستی است که گوشهایش را بر واقعیتهای جدید بسته است. ما در اسلامآباد فقط مذاکره را نباختیم؛ سیادت جهانی خود را به حریف واگذار کردیم.
منبع: کیهان
انتهای پیام/