یادداشت|راز ماندگاری سعدی در گذر از قرن هفتم تا عصر اینترنت چیست؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، روزهایی در صفحات تقویم وجود دارد که بیانگر یاد و نام مفاخر و بزرگانی است که بر تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران اسلامی کهن ما نقش آفرین بودند که یکم اردیبهشت ماه به عنوان روز بزرگداشت سعدی شیرازی یکی از این روزها و یادآوری‌هاست.

اگر بخواهیم تنها یک نام از گنجینه ادب فارسی به جهانیان معرفی کنیم، بیتردید آن نام «سعدی» خواهد بود، نه به این دلیل که دیگر شاعران بزرگ ما همچون فردوسی، حافظ، مولانا و نظامی کم‌آورند، بلکه به این دلیل که سعدی، شاعر «زندگی» است؛ شاعری که در عین بلندای معنا، ساده و روان سخن گفته و ادبیات فارسی را از پیچیدگی‌های گاه طاقت‌فرسای عارفانه و حکیمانه به کوچه و بازار کشانده است.

سخن و شعر سعدی ویژگی های منحصر به فردی برای این ادیب و شاعر بزرگ پارسی گوی قرن هفتم دارد که به طور کلی باید ویژگی‌های منحصر به فرد شعر سعدی را اینگونه احصا کنیم:

1. سادگی و روانی همراه با عمق معنا: سعدی در «گلستان» و «بوستان» خود، سنگین‌ترین مفاهیم اخلاقی و عرفانی را در قالب حکایت‌هایی کوتاه، شیرین و قابل فهم برای همگان ارائه کرده است. این ویژگی، او را به شاعری «مردمی» تبدیل کرده که ادیب و عامی، کودک و پیر، عالم و جاهل از سخنش لذت می‌برند. نثر مسجع گلستان چنان آهنگین و دلنشین است که بسیاری از جملات آن به ضرب‌المثل تبدیل شده است.

2. جمع اضداد در یک سخن: سعدی به طرز شگفت‌انگیزی توانسته میان عشق و عقل، زهد و عرفان، طنز و اندرز، دنیا و آخرت، جمع کند. او در یک بیت هم ناصح است، هم عاشق، هم واعظ، هم شوخ‌طبع. این ویژگی، شعرش را چندلایه و همیشه تازه نگه داشته است.

3. واقع‌گرایی انسانی: برخلاف برخی شاعران که در عالم خیال سیر می‌کنند، سعدی به انسان واقعی با همه ضعف‌ها و زیبایی‌هایش نگاه کرده است. او سفر کرده، رنج دیده، درویشی چشیده، و در مدارس و خانقاه‌ها زیسته است. به همین دلیل، حرفش با مخاطب «از سر تجربه» است، نه از سر تخیل صرف.

سعدی، ادیبی موثر و تاثیرگذار در ادبیات و سخن پارسی

در عین حال، شعر و سخن سعدی به طور شگرفی بر ادبیات فارسی موثر بوده و اگر بخواهیم تأثیر سعدی بر ادبیات فارسی را احصا کنیم باید به این موارد توجه ویژه داشته باشیم چراکه تأثیر سعدی بر شعر و نثر فارسی چنان عمیق و گسترده است که می‌توان او را «معلم طرز سخن» در ادبیات ایران نامید:

1. تثبیت نثر فنی و مسجع: «گلستان سعدی» الگوی بی نظیر نثر آهنگین و مسجع در ادب فارسی شد. پس از سعدی، بسیاری از نویسندگان کوشیدند تا به سبک او بنویسند، اما هیچ‌کجا به پای او نرسیدند. گلستان را «مادر نثر فارسی» خوانده‌اند.

2. ایجاد تعادل میان لفظ و معنا: پیش از سعدی، برخی شاعران به صنایع لفظی افراط می‌کردند و برخی دیگر معنا را فدای قافیه می‌ساختند. سعدی نشان داد که می‌توان هم خوش‌سخن بود و هم پرمعنا، هم فصیح بود و هم رسا.

3. گسترش دامنه غزل فارسی: سعدی غزل عاشقانه را از حالت ساده و ابتدایی به اوج کمال رساند. او به غزل جان و حال بخشید، مضامین تازه آفرید و راه را برای حافظ هموار کرد. بسیاری از حافظ‌پژوهان معتقدند حافظ وامدار سعدی در غزل است.

4. ورود زبان محاوره و مثل‌ها به ادبیات رسمی: سعدی جرأت کرد از اصطلاحات عامیانه، ضرب‌المثل‌های رایج و زبان مردم عادی در اثر ادبی خود استفاده کند. این کار، ادبیات فارسی را از انحصار خواص خارج کرد و به زبان مردم نزدیک ساخت.

5. الهام‌بخش شاعران جهان: تأثیر سعدی تنها به ایران محدود نماند. گوته، لافونتن، امرسون و بسیاری از نویسندگان غربی تحت تأثیر بوستان و گلستان قرار گرفته‌اند. معروف است که گوته گفته بود: «سعدی را باید در خلوت خود خواند و با او همسفر شد.»

چرا سعدی همچنان روزآمد و ماندگار است؟

سعدی متعلق به قرن هفتم است، اما حرف‌هایش از دیروز تا امروز و فردا جاری است بطوریکه وقتی می‌گوید: «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند»، این سخن نه در قرن هفتم که در هر عصر و دوره ای، برای بشریت حرف تازه و نجات‌بخشی است. وقتی می‌گوید: «توانا بود هر که دانا بود»، هنوز در نظام‌های آموزشی جهان به عنوان یک اصل مطرح است.

اینها بدان علت است که سعدی شعر را برای «زندگی» سرود، نه برای موزه. به همین دلیل، نامش از «سعدی‌نامه»های دانشگاهی فراتر رفته و بر زبان مردم کوچه و بازار جاری است.

به گزارش تسنیم، تأثیر سعدی بر ادبیات فارسی، تأثیری از جنس «هویت‌سازی» است. او به ما آموخت که می‌توان هم عمیق بود و هم ساده، هم عارف بود و هم عاشق، هم پند داد و هم لبخند. هر ایرانی که جمله «سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز» را زمزمه می‌کند،

در واقع دارد به شاعری ادای دین می‌کند که مرزهای زمان را درنوردید و نام ایران را با اخلاق، حکمت و زیبایی سخن گره زد چراکه سعدی نه فقط یک شاعر، که یک «روش اندیشیدن» به ادبیات و زندگی است.

یادداشت از: «معصومه صفائی» کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی و دبیر باسابقه ادبیات فارسی استان مرکزی

انتهای پیام/711/