جنگ با ایران و پایان توهم اجتماعی در اسرائیل
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 31 فروردين 1405 - 16:52
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، یکی از مهمترین تحولاتی که در جریان جنگ رمضان برای جامعه رژیم صهیونیستی به وقوع پیوسته خروج نسبی از «توهم توانمندی و قدرت» است؛ در واقع جامعه صهیونیستی به اعتبار قدرت ارتش و نهادهای امنیتی به ویژه موساد و البته در نتیجه تحولات جنگهای مختلف در خاورمیانه پس از 7 اکتبر 2023 و پارهای موفقیتهای نظامی در نوار غزه، جنگ 2024 با لبنان، سقوط حکومت بشار اسد در سوریه و کشاندن آمریکا به جنگ 12 روزه با ایران در ژوئن 2025، به شدت دچار این تصور شده بود که رژیم اسرائیل با تکیه بر توانمندیهای نظامی خود میتواند همه تغییراتی را که میخواهد در خاورمیانه ایجاد کند، محقق سازد.
در این میان کابینه این رژیم تحت رهبری بنیامین نتانیاهو که از نارضایتی اجتماعی در فاصله حدود 10 ماه تا انتخابات آینده نیز مطلع بود، تلاشی جدی برای راضی کردن دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به منظور مشارکت در جنگی دیگر علیه ایران را در دستور کار خود قرار داد. به این ترتیب جنگ دوم از 28 فوریه 2026 آغاز شد و فاز اول آن تا 7 آوریل 2026 (40 روز) ادامه پیدا کرد.
نگاهی به چهار نظرسنجی موسسه مطالعات امنیتی اسرائیل درباره برداشتهای جامعه این رژیم پیرامون جنگ با ایران و البته لبنان، گویای این واقعیت است که گذشت زمان باعث شده جامعه صهیونیستی به شدت نسبت به دستیابی به اهداف اعلامی در جنگ دوم از سوی حاکمیت و ارتش این رژیم در قبال ایران، ناامید و حتی سرخورده شود.
نظرسنجی نخست در روز دوم مارس 2026 و چهارمین و آخرین نظرسنجی نیز روز 15 آوریل منتشر شده است؛ در روزهای نخست، 69 درصد پاسخدهندگان باور داشتند که «حکومت ایران بهشدت آسیب خواهد دید»، 62.5 درصد انتظار داشتند «برنامه هستهای ایران ضربه جدی بخورد» و 73 درصد هم تخریب قابل توجه سامانه بالستیک ایران را ممکن میدانستند. این اعداد، از نظر روانشناسی سیاسی، بازتاب روشنی از اعتماد بیش از حد جامعه اسرائیل نسبت به توان ارتش این رژیم برای وارد کردن ضربه سنگین در مدت کوتاه بود.
اما اکنون و پس از پذیرش آتشبس، همین شاخصها سقوط چشمگیری داشتهاند: تنها 31 درصد معتقدند حکومت ایران «به شکل جدی» آسیب دیده است، تنها 30.5 درصد از آنان معتقدند برنامه هستهای ایران آسیب جدی دیده است. همچنین تنها 42 درصد از مشارکتکنندگان در نظرسنجی آخر اعلام کردهاند که ظرفیت موشکی ایران تحت تأثیر حملات اسرائیل و آمریکا آسیب جدی دیده است.
بنابراین میتوان گفت معتقدان به اینکه از رهگذر جنگ میتوان به حکومت جمهوری اسلامی آسیب جدی وارد کرد، در سرزمینهای اشغالی 65 درصد کاهش یافته است. همچنین صهیونیستهایی که معتقدند جنگ برنامه هستهای ایران را دچار خدشه جدی کرده از نظرسنجی نخست تا کنون حدود 51 درصد کاهش یافتهاند. نسبت افرادی هم که معتقد بودند به برنامه موشکی ایران آسیب جدی وارد خواهد شد در طول این مدت 43 درصد کاهش پیدا کرده است.
بنابراین میتوان به صراحت گفت که برداشت اجتماعی در سرزمینهای اشغالی از جنگ با ایران دچار یک تحول منفی جدی و بیسابقه شده که میتوان از آن به «پایان توهم اجتماعی توانمندی نظامی این رژیم» یاد کرد.
این تغییر نگرش در شاخصهای داخلی دیگر نیز کاملاً دیده میشود. رضایت از دستاوردهای نظامی که در میانه مارس حدود 60 درصد بود، حالا به 37 درصد کاهش یافته است؛ رضایت از دستاوردهای سیاسی حتی کمتر است و فقط 35 درصد آن را «خوب» و «خیلی خوب» میدانند. عنوان کردن این اعداد، صرفاً روایت یک اختلاف کوچک نیست؛ بلکه بیانگر شکاف جدی میان انتظار جامعه از جنگ و تصویری است که اکنون پیش روی خود میبیند.
در بحث احساس امنیت نیز روند نزولی مشابهی رخ داده است. در آغاز جنگ، 38 درصد وضعیت امنیت داخلی اسرائیل را «خوب» ارزیابی میکردند، اما اکنون این رقم به 29 درصد رسیده و همزمان سهم کسانی که وضعیت را «بد» یا «خیلی بد» میدانند از 27 به 35 درصد افزایش یافته است. این تغییرات بیانگر آن است که آتشبس نتوانسته احساس امنیت را در میان اسرائیلیها احیا کند.
یکی از مهمترین نتایج نظرسنجی به مسئله آتشبس مربوط میشود. 61 درصد با آتشبس مخالفاند (27 درصد «کاملاً مخالف»، 34 درصد «تا حدی مخالف») و فقط 29 درصد از آن حمایت میکنند؛ این اختلاف معنادار، بیش از آنکه نشانه حمایت از ادامه جنگ باشد، نشانه احساس ناتمامبودن اهداف از نگاه افکار عمومی است.
شکاف جمعیتی نیز قابل توجه است: 70 درصد یهودیان صهیونیست با آتشبس مخالفاند، اما در میان عربتباران سرزمینهای اشغالی 66 درصد از آتشبس حمایت میکنند. اختلاف میان ائتلاف حاکم و اپوزیسیون نیز آشکار است: 71 درصد از رأیدهندگان ائتلاف و 59 درصد از رأیدهندگان اپوزیسیون با آتشبس مخالفاند. در واقع این امر نشان میدهد، مخالفان آتشبس در میان صهیونیستهای دستراستیِ حامی نتانیاهو از مخالفان او بیشتر است.
چالشی به نام حزب الله، پیش روی صهیونیستها
از سوی دیگر در نظرسنجی جدید، مسئله لبنان به موضوع محوری نگرانی تبدیل شده است. نگرانی از وضعیت جبهه شمال، از 51 درصد در فوریه به 84 درصد در آوریل رسیده است؛ افزایشی که در ادبیات نظرسنجیها یک «جهش ناگهانی نگرانی امنیتی» محسوب میشود.
در واقع باید توجه داشته باشیم که عملکرد ارتش اسرائیل در جبهه شمالی و آتشبسی که تل آویو اصلاً انتظار آن را نداشت باعث شده جامعه به شدت بیشتر از آتشبس با ایران از آن ناراضی باشد.
با وجود این نگرانی بالا، تنها 29 درصد معتقدند عملیات در لبنان میتواند «آرامش بلندمدت» ایجاد کند، درحالیکه 62 درصد این احتمال را بسیار پایین میدانند. با این وجود، 69 درصد میگویند عملیات علیه حزبالله باید ادامه پیدا کند، حتی اگر جنگ با ایران متوقف شده باشد.
در حوزه اعتماد عمومی، الگوی مشخصی در همه موجهای نظرسنجی ثابت مانده است: نهادهای امنیتی بالاترین سطح اعتماد را دارند و نهادهای سیاسی پایینترین. 78 درصد به ارتش، 82 درصد به نیروی هوایی و 68 درصد به رئیس ستاد کل اعتماد دارند. در مقابل، فقط 30 درصد به کابینه و 32 درصد به نخستوزیر نتانیاهو اعتماد کردهاند. شکاف میان اعتبار امنیتی و اعتبار سیاسی، شاید مهمترین پیام پنهان این نظرسنجی باشد.
در موضوع استقلال راهبردی نیز اکثریت جامعه صهیونیستی احساس محدودیت میکنند. 57.5 درصد معتقدند رژیم اشغالگر «خیلی کم» و یا «اصلاً» قادر نیست مستقل از آمریکا تصمیمگیری امنیتی کند؛ تنها 35 درصد استقلال راهبردی این رژیم را محتمل میدانند.
در مجموع، دادههای موج چهارم نظرسنجی مطالعات امنیتی اسرائیل نشان میدهد که جامعه صهیونیستی پس از آتشبس، با تصویری از نتایج جنگ روبهرو شده که فاصله زیادی با انتظارات مدنظر در آغاز جنگ دارد.
آنچه ابتدا بهعنوان «ضربه سریع و تعیینکننده» تصور میشد، اکنون به «احساس ناکامی، تردید و نگرانی» تبدیل شده است. افکار عمومی اسرائیل در برابر مجموعهای از واقعیتهای تلخ قرار گرفته: کاهش احساس امنیت، فرسایش اعتماد سیاسی، افزایش نگرانی از لبنان و پیشبینی بازگشت دوباره به جنگ با ایران. مجموعه این دادهها نشان میدهد رژیم صهیونیستی در مرحلهای حساس از بازتعریف انتظارات و بازسازی اعتماد عمومی قرار گرفته است.
انتهای پیام/