هوای پاکِ چندروزه، چکیده چند سال سوء‌مدیریت بود

به گزارش خبرگزاری تسنیم ، زهرا سلیمی ، خبرنگار و فعال رسانه در یادداشتی نوشت، چند روز پیش، باران آمد و شهر برای لحظاتی شبیه خودش شد؛ شبیه شهری که مدت‌هاست فراموشش کرده‌ایم. آسمان روشن شد، کوه‌ها دوباره پیدا شدند و هوا آن‌قدر سبک شد که انگار نفس کشیدن پس گرفته شده و حالا دوباره به مردم برگردانده شده است. همین چند ساعتِ کوتاه کافی بود تا یک حقیقت مهم جلوی چشممان ظاهر شود.

آلودگی هوا چیزی نیست که مجبور به تحملش باشیم؛ نتیجه انتخاب‌هایی است که سال‌ها اشتباه بوده‌اند.زندگی در کلان‌شهرهایی مانند تهران، مدت‌هاست به هوای سنگین و خاکستری عادت کرده است. مردم با ماسک، با سرفه، با سردرد، با هشدارهای هرروزه و با زمستان‌هایی که همیشه بوی اضطراب می‌دهند، روزگار می‌گذرانند. آلودگی آن‌قدر تکرار شده که گاهی حس می‌کنیم طبیعی است؛ بخشی از سرنوشت شهری ما. اما باران اخیر نشان داد این سرنوشت نیست، یک وضعیت ساخته‌شده است.

ساخته از دل سیاست‌هایی که سال‌ها درست اجرا نشده، از صنعتی که از شهر فاصله نگرفته، و از سوختی که هنوز هم آلوده‌ترین انتخاب ممکن است.این چند روز هوای پاک، مثل یک پرده‌برداری بود. نه گزارشی منتشر شد، نه آمار پیچیده‌ای لازم بود؛ فقط چند ساعت تعطیلی یا کاهش فعالیت بعضی صنایع کافی بود تا کیفیت هوا به سرعت بهتر شود. این یعنی منشأ اصلی بحران، خارج از دسترس ما نیست. درست مقابل چشم ماست، در نحوه مصرف و تولید، در مدیریت و نظارت. و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا این باشد که همین تغییر کوچک، ثابت کرد سال‌ها می‌شد بهتر از این زندگی کنیم.

با این حال، تجربه کوتاه هوای پاک مثل یک سؤال بی‌جواب در ذهن شهر باقی می‌ماند: اگر راه روشن است، چرا مسیر اصلاح این‌قدر کند و مبهم پیش می‌رود؟ چرا هوای پاک باید یک اتفاق گذرا باشد، نه یک وضعیت پایدار؟ مگر نه اینکه سلامت مردم همواره در صدر شعارهاست؟ پس چرا در عمل، همیشه آخرین چیزی است که جدی گرفته می‌شود؟شاید وقت آن رسیده که باران را نه یک نعمت لحظه‌ای، بلکه یک پیام واضح بدانیم؛ پیامی که می‌گوید تغییر ممکن است.

انتقال صنایع آلاینده به بیرون از محدوده شهری، نظارت واقعی بر مصرف سوخت، و جدی گرفتن موضوع خودروهای فرسوده، اقداماتی پیچیده یا خارق‌العاده نیستند. این‌ها انتخاب‌هایی‌اند که سال‌ها به تعویق افتاده‌اند، و هر زمستان اثر این تعویق را با ریه‌هایمان احساس می‌کنیم.هوای پاک قرار نیست یک رویا باشد. حقی است که همین چند روز ثابت کرد می‌تواند در دسترس باشد. اما حق زمانی به دست می‌آید که مطالبه شود، و مطالبه زمانی شکل می‌گیرد که حقیقت دیده شود. و حقیقت همین بود آسمان آبی هیچ معجزه‌ای نبود؛ نتیجه حذف چند منبع آلاینده بود.و حالا تنها یک پرسش باقی می‌ماند؛ پرسشی که نمی‌شود از آن فرار کرد: اگر چند ساعت باران می‌تواند حال شهر را این‌گونه دگرگون کند، چرا سال‌ها مدیریت نتوانسته؟ آیا مشکل از آسمانِ بی‌باران است، یا از تصمیم‌هایی که جرأت تغییر ندارند؟