جنگ مذاکرات، در مرز واقعیت

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، محمدباقر قالیباف به عنوان سرپرست تیم مذاکره‌کننده ایرانی در اسلام‌آباد در گفت‌وگویی تلویزیونی با مردم، از جنگ گفت. از آتش‌بس و از مذاکره و از خود که «باقیمانده رزمندگان» است هم گفت. در روز‌های گذشته انتقاداتی گاه بحق و گاه با تندی و بی‌انصافی و با بی‌توجهی نسبت به شرایط خاص کشور، در فضای مجازی مطرح شده بود که چرا کسی از مسئولان پیرامون آتش‌بس و مذاکرات با مردم صحبت نمی‌کند؟ قالیباف آمد و با مردم صحبت کرد و حق داد که باید این صحبت زودتر انجام می‌شد؛ اما مشغله‌ها اجازه نداده است. سخنان قالیباف بخش‌های مختلف و موضوعات متفاوتی را شامل می‌شد که تلاش می‌شود در این مجال ذیل یک دسته‌بندی مورد بررسی قرار بگیرند.

ایران قدرتمندتر از جنگ 12 روزه

از موضوعاتی که قالیباف بیان کرد، استفاده ایران از تجربیات گذشته و قوی‌تر کردن خود نسبت به جنگ 12 روزه و وعده صادق یک و دو بود. او با اشاره به پاسخ «بلافاصله» ایران به حملات آمریکا و اسرائیل در روز آغاز جنگ رمضان در 9 اسفند گفت که «در جنگ 12 روزه تأخیر 14 ساعته در عکس‌العمل ما شکل گرفت؛ اما در جنگ تحمیلی سوم با وجود اینکه فرمانده کل قوا، فرمانده سپاه، رئیس ستادکل نیروهای مسلح به شهادت رسیدند و این می‌توانست همانند جنگ قبلی تأخیر چندین‌ساعته ایجاد کند؛ اما دیدید بلافاصله پاسخ ما آغاز شد.» علاوه بر این پیشرفت ایران در حوزه آفندی از جهت کمی و کیفی و حوزه طراحی مورد اشاره او قرار گرفت و دستاورد‌هایی را هم برشمرد: «در حوزه فنی 170 تا 180 پهپاد را زدیم. در جنگ قبلی چنین قابلیتی نداشتیم. همه این‌ها در عرض هفت–هشت ماه رخ داد. زدن اف35 یک اتفاق نیست؛ حاصل زحمات و قابلیت‌های طراحی در ابعاد مختلف است.»

اینکه ایران توانسته در فاصله دو جنگی که در سال 1404 به ما تحمیل شد، توان نظامی خود را افزایش بدهد، از چشم رسانه‌ها و کارشناسان خارجی و حتی دشمن هم دور نماند. هفته گذشته رسانه صهیونیستی هاآرتص اذعان کرد که میزان اصابت موشک‌های ایران به سرزمین‌های اشغالی در جنگ اخیر دو برابر جنگ 12 روزه بوده است. نکته جالب گزارش هاآرتص توجه به این نکته بود که این پیشرفت حتی در طول روز‌های جنگ رمضان ادامه داشته و از جمله در روز‌های آغاز جنگ طبق ادعای این رسانه، 5 درصد موشک‌های ایران به هدف اصابت کرده؛ اما در روز‌های بعد این میزان به 27 درصد رسیده است. 

از سویی دیگر ایران که در طول جنگ 12 روزه نتوانسته بود تقابلی با جنگنده‌های اسرائیلی داشته باشد، در این جنگ جنگنده‌ها و پهپاد‌های متعددی از آمریکا و اسرائیل را هدف قرار داد. یکی از مهم‌ترین اقدامات نیرو‌های مسلح ایران در این زمینه وارد کردن آسیب به سوخت‌رسان‌های آمریکایی بود که نقش مهمی در عملیات جنگنده‌ها دارند.

واقع‌گرایی و دوری از ساده‌سازی جنگ

رؤیابافی در مورد نتیجه ادامه جنگ یا دستاورد‌ها تا همین جای جنگ برای ما از سوی برخی چهره‌های رسانه‌ای و سیاسی کار را ناگزیر به اینجا رساند که قالیباف توضیح دهد در مقابل ما دشمن متجاوز ضعیفی قرار ندارد و سخن از آنکه ما توانسته‌ایم او را نابود کنیم، بی‌وجه است. 

ساده‌سازی جنگ با اسرائیل و آمریکا در سال‌های گذشته هم وجود داشت و برخی تصور می‌کردند با چهار تا موشک می‌شود دشمنی را از بین برد یا مثلاً در خرداد 1404 اگر آتش‌بس را نمی‌پذیرفتیم و یک هفته بیشتر می‌جنگیدیم، اسرائیل را نابود کرده بودیم! در جنگ رمضان این ساده‌سازی به خروج کامل آمریکا از منطقه رسید و اینگونه تبلیغ شد که با جنگی کوتاه‌مدت می‌توان آمریکا را به‌طور کامل از منطقه بیرون کرد. 

قالیباف در برابر این ساده‌سازی می‌ایستد و به درستی می‌گوید: «از جنگ اول تا جنگ دوم طراحی صورت گرفت و قابلیت‌ها نشان داده شد؛ اما این بدان معنا نیست که ما در قدرت نظامی از آمریکا قوی‌تر هستیم. مشخص است که پول، تجهیزات و امکانات آمریکایی‌ها از ما بیشتر است، چون مدام در دنیا جنایت و تهاجم کردند و تجربه آن‌ها هم بیشتر است. رژیم صهیونیستی هم که نوکر و عمله آمریکا در منطقه است، از قدرت بالایی برخوردار است. گا‌هی می‌بینیم مردم عزیز ما می‌گویند ما آنان را نابود کردیم، نه! ما آن‌ها را نابودشان نکردیم؛ ما در این جنگ برنده میدان هستیم.

حتماً تجهیزات، امکانات و پول در جنگ و پیروزی مؤثر است ولی همیشه اینگونه نیست. ما در یک جنگ نامتقارن به‌گونه‌ای جنگیدیم که با طراحی و آمادگی خودمان دشمن را پس زدیم.»

چرا می‌گوییم ما پیروز هستیم؟ 

برای بررسی آنکه آمریکا پیروز این نبرد بوده یا خیر، باید نگاهی به اهداف آمریکا در جنگ انداخت؛ تجزیه، تغییر حکومت و مداخله در تعیین رهبر بعدی و دست‌یابی به نفت ایران و نابودی صنعت هسته‌ای ایران از اهداف مهم آمریکا بود که به آن دست نیافت. از سویی آسیب‌های جدی به تسلیحات نظامی و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، عدم‌توانایی ترامپ در شکل دادن اتحاد نظامی بین‌المللی علیه ایران، از دست رفتن وجهه و اعتبار آمریکا در داخل آمریکا و در سراسر جهان، عدم توانایی آمریکا در تسلیم کردن ایران و مقاومت ملی که در ایران شکل گرفت، حمایت‌های مردمی در کف خیابان از رهبر شهید و رهبر جدید، ناتوانی در نابود‌سازی سیستم موشکی ایران، رویداد‌های دیگری بود که پروپاگاندا و رسانه بازی ترامپ برای اعلام پیروزی در جنگ با ایران را شدیداً به چالش می‌کشد. موضوع تجهیز تجزیه‌طلبان کُرد برای ورود به ایران هم از دیگر شکست‌های آمریکا در این زمینه بود. 

دو مورد دیگر هم که علاوه بر نکات بالا در سخنان قالیباف به عنوان جلوه‌های پیروزی ما و شکست دشمن بیان می‌شود، عملیات در جنوب اصفهان است که ارتش آمریکا را با افتضاحی بدتر از طبس مواجه می‌کند و نیز بسته ماندن تنگه هرمز که ترامپ طی 50 روز گذشته بار‌ها از اینکه آن را باز خواهد کرد، سخن گفت.

میدان، دیپلماسی و خیابان

چنانچه در پیام حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای هم اشاره شد، می‌توان میدان، دیپلماسی و خیابان را سه ضلع قدرت ایران در این جنگ دانست. جایی که ایشان مردم را برای کمک به دیپلماسی و کمک به میدان همچنان به حضور در خیابان دعوت می‌کنند و از سویی از امام زمان می‌خواهند که برای پیروزی ایران، هم در مذاکرات و هم در میدان نظامی دعا کنند. 

قالیباف هم بر این سه ضلع اقتدار ایران پافشاری می‌کند تا روشن شود که این هر سه در کنار هم قدرت می‌یابند: «امروز میدان، خیابان و دیپلماسی اقتدار داریم و هیچ تفکیکی نباید بین این سه عرصه باشد، همه آنان یک عرصه حساب می‌شوند و باهم هستند. امروز دشمن نمی‌تواند خواسته خود را بر ما تحمیل کند و ما نیز باید بتوانیم حقوق ملت به این معنا که در حوزه نظامی آن را به دست آوردیم و باید از جهت حقوقی و سیاسی آن را تثبیت کنیم، اینجا جایی است که دیپلماسی اقتدار باید به میدان بیاید و پرچم را به دست بگیرد.»

لذا نمی‌توان یکی از این عرصه‌ها را به بهانه قدرت عرصه دیگر نفی کرد.

اعتمادی به دشمن نیست

از انتقادات به تیم مذاکره یکی موضوع اعتماد بود. شاید برخی گمان می‌کنند حضور پای میز مذاکره یعنی اعتماد به طرف مقابل، در حالی که از قضا تیم ایرانی با بی‌اعتمادی به اسلام‌آباد رفت و همچنان هم این بی‌اعتمادی وجود دارد. در بیانیه شورای عالی امنیت ملی پیرامون آتش‌بس نیز بر این بی‌اعتمادی تأکید شده بود. 

قالیباف نیز نه‌تنها از این بی‌اعتمادی می‌گوید، بلکه توضیح می‌دهد که در مذاکرات به ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا گفته که شما باید اعتماد مردم ایران را جلب کنید: «در جریان این مذاکره سه‌جانبه بسیار بر این موضوع تأکید داشتیم و برای هیئت آمریکایی جا انداختیم که ما واقعاً نسبت به آن‌ها بی‌اعتمادی کامل داریم... قطعاً بی‌شک نفس مذاکره برای این است که دو طرف به یک تفاهم برسند و آنچه برای ما اصل بوده این بود که بی‌اعتماد هستیم.» و در پایان مذاکرات هم تأکید می‌کند که «این مذاکره بی‌اعتمادی ما را حل نکرد.»

و اما مذاکره 

در موضوع مذاکره از ابتدای آتش‌بس شبهاتی بحق و ناحق مطرح شد، چه در مورد اصل مذاکره و چه بندهای آن یا هماهنگی با رهبری؛ برخی سؤالات بحقی داشتند که طبعاً با توضیح و صحبت، جواب خود را می‌گرفتند. اما برخی دنبال ایجاد تردید نسبت به اصل تصمیم‌گیری نظام در این زمینه بودند. 

قالیباف در این زمینه توضیحاتی می‌دهد که گرچه پاسخ سؤالات را می‌دهد، اما اغلب آنها پیش‌ازاین هم بیان شده و شاید برخی فقط می‌خواستند از زبان خود اعضای تیم مذاکرات بشنوند.

در روزهای قبل از آتش‌بس، ترامپ بارها مدعی شد مذاکرات بین ایران و آمریکا در جریان است و ایران تکذیب می‌کرد. در واقع آنچه ترامپ مذاکره می‌نامید، صرفاً پیام‌هایی بود که به طرف‌های میانجی داده بود تا به دست ایران برسد. 

گرچه متأسفانه با تأخیر وزارت خارجه در اطلاع‌رسانی به‌موقع و نیز جدی گرفته‌شدن دروغ‌های ترامپ از سوی برخی فعالان رسانه‌ای در ایران، بخشی از عملیات روانی آمریکا در این زمینه توانست موفق باشد و فضای افکار عمومی ایران را به هم بریزد.

آنچه قالیباف پیرامون مذاکره می‌گوید بدین‌ترتیب است:

«اول آنکه تا 48 ساعت قبل از آتش‌بس، مذاکره‌ای انفاق نیفتاده است و موضوع آتش‌بس هم با توییت ترامپ در مورد درخواست مذاکره برای آتش‌بس جدی می‌شود.

دوم آنکه مواردی که آمریکا به‌عنوان بندهای مذاکره به پاکستان منتقل می‌کرد و نیز مواردی که ایران مدنظر داشت، به شکل لحظه‌ای به رهبری منتقل و منعکس شده و سپس تصمیم‌گیری می‌شد.

سوم آنکه موضوع آتش‌بس در لبنان از ابتدا مدنظر ایران بوده است، دلیل آن هم روشن است؛ حزب‌الله به‌خاطر دفاع از جمهوری اسلامی ایران وارد این جنگ شد و بخشی از جبهه ایران در برابر اسرائیل و آمریکا بود، لذا نمی‌توان در بخشی از جبهه آتش‌بس کرد و در بخش دیگر همچنان جنگ برقرار باشد. در واقع ایران و حزب‌الله در این جنگ، هر دو با هم یک جبهه بودند، نه آنکه دو جبهه باشند.

چهارم تنگه هرمز باز یا بسته، در کنترل ایران است و ایران پای این تصمیم ایستاده است. ابتدا موضوع آتش‌بس در لبنان انجام نشد، ایران هم تنگه را باز نکرد، پس از آن هم مجدد تنگه بسته شد، چون آمریکا اقدام به محاصره دریایی ایران کرد که خود یک اقدام جنگی محسوب شده و در نتیجه نقض آتش‌بس است.

پنجم مذاکرات در اوج بی‌اعتمادی ایران به آمریکاست و با توجه به تجربه‌های قبلی که آمریکا در میانه مذاکرات به ایران حمله کرده، نیروهای مسلح دست به ماشه و با آمادگی کامل هستند و مذاکره باعث نشده نیروهای مسلح ایران دست از ماشه بردارند.»

منبع: فرهیختگان

انتهای پیام/