کود بهتر از ترامپ
- اخبار رسانه ها
- اخبار خواندنی
- 31 فروردين 1405 - 11:42
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، ایران با مدیریت تنگه هرمز، رفتار اروپاییهای مغرور را هم مدیریت کرد و آنها بین انرژی و کود برای کشاورزی و ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را انتخاب نکردند.
اروپا پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، کمکم به فکر استقلال از آمریکا افتاده است. سران قاره سبز ابتدا نهتنها مخالفت جدی با جنگ علیه ایران نکردند؛ بلکه تلاش داشتند بخشی از ظرفیت رزم خود را در اختیار ارتشهای متخاصم آمریکا و اسرائیل قرار دهند. با نمایانشدن سورپرایزهای ایران و ضربات 360 درجهای به منافع واشنگتن و متحدانش، اروپاییها یک گام بزرگ به عقب برداشتند و متحد قدیمی خود را تنها گذاشتند.
ترامپ نیز که اروپا را با اهرمهای مختلفی از جمله اوکراین، گرینلند، تعرفهها و عضویت در ناتو تحتفشار قرار داده بود، انتظار ردشدن درخواستهای کمک از آنها را نداشت. بااینحال نحوه رفتار دیپلماتیک و میدانی ایران در خلیجفارس باعث شد آنها ارزش کودهای شیمیایی و نفت را بیش از قول و قرارهای ترامپ بدانند و پای خود را از جنگی که رنگوبوی جهانیشدن گرفته بود، بیرون کشیدند.
غروب فراآتلانتیک در هرمز
رابطه میان آمریکا و شرکای اروپاییاش بر پایه نیازهای متقابل و حیاتی بنا شده است. بااینحال بازگشت ترامپ به کاخ سفید روابط فراآتلانتیکی را تیرهوتار کرده است. این فرایند در دو خط جداگانه طی شد. خط اول، رفتارهای تحقیرآمیز ترامپ با اروپاییها بود.
او در موضوعات مختلفی از جنگ تعرفهای گرفته تا خالیکردن پشت جبهه اوکراین و برگزاری نشستهای صلح با طرف روسی بدون حضور نمایندگان اروپا و تشکیل جلسات تحقیرآمیز با سران اروپا در کاخ سفید و بحث تصاحب گرینلند، اروپاییها را علیرغم میل و تواناییشان، به فکر استقلال از آمریکای ترامپ انداخته است.
در ادامه با جنگ علیه ایران و انسداد تنگه هرمز، قیمت نفت جهشی ناگهانی کرد و اوضاع اقتصادی جهان رو به بحران کشید.
در همین حین ترامپ به سراغ متحدانش رفت. او ابتدا سعی کرد خود بهتنهایی تنگه را باز کند؛ اما وقتی ارتش خود را در حریم ایران، ناتوان دید بهانه کرد که چون کشورهای اروپایی و آسیایی بیشتر از آمریکا به نفت خلیجفارس وابستهاند، پس وظیفه خود آنهاست که آستینها را بالا بزنند و امنیت این مسیر را تأمین کنند. ترامپ به طور مشخص از متحدان اروپاییاش خواست که در یک ائتلاف بینالمللی مشارکت کنند.
او از آنها تجهیزات مینروبی و نیروهای نظامی خواست تا به ادعای او، «عوامل مخرب» را از سواحل منطقه پاکسازی کنند و راه را برای عبور نفتکشها باز کنند. ترامپ حتی لحن خود را تندتر کرد و هشدار داد که اگر اروپاییها در این لحظه حساس به کمک آمریکا نیایند، آینده پیمان ناتو بسیار بد خواهد بود.
او در پیامهای تندی متحدانش را «ترسو» خطاب کرد و گفت اگر امروز برای ما نجنگید، فردا که به کمک نیاز داشتید، دیگر آمریکا در کنار شما نخواهد بود.
پاسخ اروپا اما ناامیدکننده بود. آلمان بهعنوان یکی از قدرتهای اصلی اروپا، خیلی زود اعلام کرد که در هیچ عملیات نظامی علیه ایران شرکت نخواهد کرد. مقامات آلمانی تأکید کردند که نمیخواهند بخشی از یک جنگ فعال باشند و معتقد بودند امنیت تنگه هرمز تنها از طریق دیپلماسی و مذاکره به دست میآید، نه با درگیری نظامی. البته فردریش مرتس، صدراعظم آلمان پیشازاین مواضع جنگطلبانهای علیه ایران اتخاذ کرده بود و پس از روشدن تاکتیکهای زیرزمینی ایران، نظرش تغییر کرد.
سایر کشورهای اروپایی هم راه مشابهی را پیش گرفتند. آنها احساس میکردند که این جنگ بدون درنظرگرفتن عواقب اقتصادیاش برای اروپا به راه افتاده است. در نهایت، درخواست کمک ترامپ با دیوار بلند مخالفت اروپا برخورد کرد و این موضوع باعث شد یکی از بزرگترین شکافهای تاریخی در روابط میان دو سوی اقیانوس اطلس شکل بگیرد.
تبعات برای اروپا
شکافی که میان آمریکا و اروپا بر سر ماجرای ایران و تنگه هرمز ایجاد شد، پل امنیتیای را که دههها میان دو طرف وجود داشت لرزاند. این اتفاق، میتواند تأثیرات مهمی بر چهره ژئوپلیتیکی جهان داشته باشد.
1- تنهایی اوکراین
رهاشدن اوکراین شاید فوریترین نتیجه این شکاف باشد. ترامپ که از همراهینکردن اروپاییها در جنگ ایران خشمگین است، حالا انگیزهای برای ادامه حمایت از اوکراین ندارد. او این موضوع را به چشم یک «خیانت» دیده و با خطابکردن چندین باره متحدان قدیمی خود بهعنوان «ببر کاغذی»، علناً اعلام کرده وقتی اروپا «در لحظه نیاز» کنار آمریکا نایستاد، آمریکا هم لزومی ندارد «هزینه امنیت اروپا را در اوکراین» بپردازد.
سوای از لجبازی سیاسی ترامپ؛ واقعیت این است که آمریکا حتی اگر بخواهد هم نمیتواند مثل سابق تمام توان رزم خود را در اوکراین خالی کند. انبارهای تسلیحاتی آمریکا به دلیل جنگ در خاورمیانه تحلیل رفته است. موشکها و تجهیزاتی که قرار بود به کییف فرستاده شود، حالا در نبرد با ایران مصرف شده یا برای جایگزینی ذخایر خود آمریکا نگه داشته شدهاند. نتیجه این میشود که اوکراین در حساسترین زمان ممکن، هم از نظر سیاسی و هم از نظر نظامی پشتگرمی خود را از دست میدهد و این همان چیزی است که کرملین انتظارش را میکشید.
2- قاره بیدفاع
کشورهای اروپایی برای امنیت خود به خرید سلاحهای آمریکایی مثل سامانههای پدافندی پاتریوت وابستهاند. حالا اما به دلیل درگیری آمریکا در خاورمیانه، واشنگتن به متحدانش اعلام کرده که تحویل این سلاحها سالها به تأخیر خواهد افتاد؛ چرا که اولویت فعلی آمریکا جایگزینکردن مهمات تحلیلرفته خودش و آمادگی برای استمرار درگیریهای احتمالی در خاورمیانه است. این موضوع اروپا را در وضعیت شدید آسیبپذیری قرار میدهد. آنها در بهترین حالت، سلاحهای آمریکایی را بهموقع دریافت نخواهند کرد و از طرف دیگر، ظرفیت مهمات خودشان هم بهدلیل جنگ طولانیمدت در جبهه اوکراین، پاسخگوی ادامه نبرد با روسیه نیست. به معنای دیگر، قدرت دفاعی قاره اروپا در برابر تهدیدات احتمالی، ضعیفتر از هر زمان دیگری به نظر میرسد.
3- هدیه ترامپ به دشمن اروپا
بستهشدن تنگه هرمز و جهش قیمت انرژی، اگرچه برای اروپا، آمریکا و حتی استرالیا سخت بود؛ اما یک برنده مهم هم داشت: روسیه. با بالارفتن قیمت نفت و گاز، درآمدهای مسکو افزایش یافت و بخشی از تحریمها علیه نفتکشهای روسی به طور موقت برداشته شد. این یعنی پوتین پول بیشتری برای ادامه جنگ و فشار بر اروپا در اختیار دارد. در مقابل، اقتصاد اروپا که به واردات انرژی وابسته است، با تورم و رکود دستوپنجه نرم میکند. این وضعیت نیز باعث میشود دولتهای اروپایی بودجه کمتری برای سرمایهگذاریهای دفاعی داشته باشند.
4- زلزله در ناتو
ترامپ صراحتاً هشدار داده که آینده ناتو در خطر است. تهدید او به خارجکردن نیروهای نظامی آمریکا از اروپا یا کاهش همکاریهای اطلاعاتی، پایه و اساس امنیت اروپا را به لرزه درآورده است. اروپا سالها زیر سایه چتر حمایتی آمریکا استراحت کرده و حالا که این چتر در حال بستهشدن است، آنها در وضعیت خطرناکی قرار گرفتهاند. اگرچه اروپاییها تلاش میکنند به سمت استقلال نظامی بروند و «نیروهای واکنش سریع» خودشان را بسازند، اما این فرایند کند و زمانبر است. این شکاف باعث میشود که رقیبانی مثل چین و روسیه حس کنند غرب دیگر یک جبهه واحد نیست و میتوانند با فشار اعم از اقتصادی یا نظامی بر یکی، دیگری را به عقبنشینی وادارند.
5- بهرهبرداری قدرتها
وقتی آمریکا و اروپا بر سر مسائل مهمی مثل امنیت خلیجفارس با هم میجنگند، کشورهایی مثل ایران و چین فضا را برای چانهزنی باز میبینند. ایران میتواند با استفاده از این شکاف، اروپا را بهعنوان اهرمی علیه فشارهای آمریکا به کار بگیرد. چین هم میتواند با استفاده از نیاز اروپا به بازارهای جایگزین، آنها را از اتحاد استراتژیک با واشنگتن دور کند. در نهایت، این تفرقه باعث میشود که استانداردهای جهانی که زمانی توسط غرب تعیین میشد، کمکم جای خود را به قواعدی بدهد که قدرتهای نوظهور دیکته میکنند.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/