بازنده‌ای که پیش از آغاز شکست خورده بود

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین فریب در تاریخ جنگ‌ها این بوده که «هزینه» همیشه پس از «پیروزی» پرداخت می‌شود؛ در حالی که واقعیت تلخ دیگری وجود دارد: گاهی «خودِ جنگ» به‌مثابه سرمایه‌سوزیِ عظیمی عمل می‌کند که پیش از آن که نخستین گلوله شلیک شود، ترازنامه اقتصادی طرف متجاوز را به قرمز مطلق تبدیل کرده است، این بار اما، این روایت را نه تحلیلگران ایرانی یا مقاومت، که یک روزنامه اسرائیلی روایت کرده است، «کلکلیست»، یکی از تأثیرگذارترین روزنامه‌های اقتصادی رژیم صهیونیستی، در تحلیلی که در نوع خود کم‌سابقه است، با زبانی آمیخته به تلخی و هشدار، تصویری از «بازنده اصلی» جنگ اخیر با ایران ترسیم می‌کند: نه حزب‌الله، نه ایران و نه حتی گروه‌های مقاومت فلسطینی؛ بلکه «اقتصاد اسرائیل» پیشاپیش در این درگیری مغلوب اعلام شده است.

نویسنده مقاله در «کلکلیست» با صراحتی غیرمنتظره می‌نویسد: «انتظارهای اولیه برای ضربه سریع، تغییر رژیم در ایران و پایان تهدید وجودی، جای خود را به یک جنگ پنج‌ونیم‌هفته‌ای، بازگشت به نقطه صفر و ورود به دورانی از جنگ‌های مکرر داده است.»، این جمله، در واقع، اعترافی است به شکست راهبردیِ مدل نظامی‌گری صهیونیستی. رژیمی که برای دهه‌ها بر پایه «بازدارندگی سریع و کوبنده» بنا شده بود، ناگهان خود را در جنگی می‌بیند که نه پایان مشخصی دارد، نه برنده‌ای قاطع، و نه افقی جز «تداوم هزینه» برای نسل‌های آینده، گویی رژیم صهیونیستی در تله‌ای تاریخی گرفتار آمده است؛ هر چه بیشتر می‌جنگد، بیشتر خود را به‌سوی ورشکستگی اقتصادی و اجتماعی سوق می‌دهد.

اما آمارها، بی‌رحم‌تر از هر تحلیلی سخن می‌گویند. اقتصاد اسرائیل برای ششمین بار در سال‌های اخیر (سه بار کرونا، حمله 7 اکتبر، جنگ 12روزه، و اکنون جنگ رمضان) وارد حالت تعطیلی کامل شد، فرودگاه‌ها بسته شدند، پروازها متوقف گشتند، و شرکت‌های بین‌المللی یک‌یک خاک این سرزمین را ترک کردند، نتیجه چه شد؟ اقتصاددان ارشد وزارت دارایی رژیم صهیونیستی پیش‌بینی کرده است که تولید ناخالص داخلی در سه‌ماهه اول سال 2026 حدود 9٫5 درصد کاهش یابد، این رقم، در اقتصادهای پیشرفته، نه یک رکود عادی که یک فاجعه ملی محسوب می‌شود.

اما شاید دردناک‌تر از کاهش تولید، «خون‌ریزی خاموش» در لایه‌های زیرین اقتصاد باشد. تا پیش از تعطیلات، حدود 26 هزار درخواست جبران خسارت اموال** (خانه، خودرو، کسب‌وکار) ثبت شده است که مجموع آن به حدود 1٫5 میلیارد شکل (500 میلیون دلار) می‌رسد، این تنها بخش کوچکی از کوه یخ است. نویسنده مقاله با دقتی وسواس‌گونه به‌سراغ هزینه‌های جبران خسارت کسب‌وکارها رفته است. در جنگ 12روزه، این هزینه حدود 2 میلیارد شکل بود، اما جنگ اخیر که سه‌برابر طولانی‌تر بوده، هزینه طرح جبران خسارت را به 6٫5 میلیارد شکل (2٫1 میلیارد دلار) رسانده است، نیم میلیارد شکل دیگر نیز از طریق بیمه ملی به بیکاران پرداخت خواهد شد،

ارقامی که اگر کنار تصویر فرودگاه‌های خالی، مدارس تعطیل و کسب‌وکارهای ورشکسته قرار گیرد، تصویری از یک جامعه در حال فروپاشی اقتصادی ترسیم می‌کند، گویی رژیم صهیونیستی قربانیِ جنگی شده است که خود آن را آغاز کرده بود؛ جنگی برای «پایان تهدید وجودی» که خود بدل به بزرگ‌ترین تهدید وجودی برای اقتصاد و جامعه اسرائیل شده است، اما جایی که «کلکلیست» لحن خود را از نگران‌کننده به «فاجعه‌بار» تغییر می‌دهد، ماجرای بودجه دفاعی است، نویسنده صریحاً می‌نویسد: «هزینه‌های غیرنظامی در برابر افزایش بودجه دفاعی تقریباً ناچیز است».

برای درک عمق این فاجعه، باید به عقب بازگشت، درست پیش از تصویب بودجه 2026، دولت رژیم صهیونیستی افزایش حدود 30میلیاردشکلی را تأیید کرد و بودجه دفاعی به 143 میلیارد شکل (47٫5 میلیارد دلار) رسید، اما این رقم در مقایسه با پیش‌بینی کمیته ناگل (کمیته بررسی بودجه دفاعی دهه آینده) معنا پیدا می‌کند. آن کمیته پیش‌بینی کرده بود که بودجه سال 2026 تنها 96 میلیارد شکل باشد، یعنی اختلاف 47 میلیارد شکلی، حتی پیش از درخواست‌های جدید آینده،

به‌عبارت فلسفی‌تر، رژیم صهیونیستی در حال «خودخوری» است. همان گونه که در اساطیر یونانی، موجودی که دم خود را می‌خورد، نماد خودتخریبی و بی‌پایانی است، بودجه دفاعی اسرائیل نیز دارد سایر بخش‌های حیاتی جامعه را می‌بلعد.

نویسنده مقاله با لحنی که بوی ناامیدی از آن استشمام می‌شود، به‌سراغ تغییر استراتژیک عمیقی می‌رود که در رژیم صهیونیستی رخ داده است: «ناکامی در تغییر رژیم ایران و تداوم تهدید وجودی (به‌ویژه با توجه به نیم تُن اورانیوم غنی‌شده و سرعت بازیابی تولید تسلیحات ایران پس از جنگ 12روزه) باعث شده است امید به کاهش بودجه دفاعی کاملاً از بین برود.»،

این جمله را باید چند بار خواند، رژیم صهیونیستی که روزی امیدوار بود با یک ضربه سریع، «تهدید وجودی» را برای همیشه از بین ببرد، اکنون اعتراف می‌کند که نه‌تنها موفق نشده، بلکه وارد «دورانی از جنگ‌های مکرر» شده است، نتیجه؟ بودجه دفاعی دیگر یک هزینه موقت نیست، بلکه به «اولویت مطلق» تبدیل شده است.

نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، درخواست افزایش 350میلیارد‌شکلی بودجه دفاعی در دهه آینده را مطرح کرده است. روند دهه گذشته که سهم هزینه‌های دفاعی از تولید ناخالص داخلی کاهش یافته بود (توافق یعلون ـ کحلون)، پس از 7 اکتبر کاملاً معکوس شده است و اکنون به‌سمت اولویت مطلق نظامی حرکت می‌کند.

اما شاید تراژیک‌ترین بخش این تحلیل، جایی است که نویسنده از «فشرده شدن بودجه‌های غیرنظامی» سخن می‌گوید، در جایی که 143 میلیارد شکل صرف جنگ می‌شود، چه بر سر آموزش می‌آید؟ چه بر سر  بهداشت و رفاه؟ چه بر سر زیرساخت‌هایی که نسل‌های آینده برای زندگی به آن نیاز دارند؟

نویسنده «کلکلیست» این را «تهدید رشد اقتصادی بلندمدت اسرائیل» می‌نامد، اما حقیقت تلخ‌تر است، این «نابودی تدریجی زیرساخت‌های یک جامعه» است. رژیمی که برای بقا، آینده خود را قربانی می‌کند، محکوم به زوالی آرام اما غیرقابل اجتناب است.

آنچه در این تحلیل از «کلکلیست» بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، نه ارقام و آمار، که «لحن بازماندگان از یک فاجعه» است، گویی نویسنده می‌داند که رژیم صهیونیستی در جنگی که آغاز کرد، نه‌تنها پیروز نشد، بلکه پیشاپیش شکست خورده بود، شکست در ترازنامه، شکست در بودجه دفاعی، شکست در فرودگاه‌های خالی و شرکت‌های فراری، و مهم‌تر از همه، شکست در «نسلی که قرار است زیر بار این هزینه‌ها له شود».

از منظر فلسفی، شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی رژیم صهیونیستی، «محاسبه نکردن هزینه‌های تداوم جنگ» بود، آن‌ها گمان می‌کردند با یک ضربه می‌توانند «تهدید وجودی» را نابود کنند، غافل از اینکه خودِ این ضربه، بدل به بزرگ‌ترین تهدید وجودی برای اقتصاد و جامعه‌شان شد،

و این، شاید بزرگ‌ترین درس جنگ اخیر برای همه متجاوزان تاریخ باشد: «هیچ پیروزی، هزینه خودتخریبی را توجیه نمی‌کند.» و اسرائیل، این بار، نه در میدان که در ترازنامه، بازنده اعلام شده است، بازنده‌ای که پیش از آغاز جنگ، شکستش رقم خورده بود.

انتهای پیام/+